آموزه رکن رابع در شیخیه (بخش چهارم)

0

Views: 8

 

آموزه رکن رابع در شیخیه

 

در بخش سوم از مقاله « آموزه رکن رابع در شیخیه»، ایرادات وارد بر ادعای نیابت خاصه در تعلیم شیخیه پیرامون رکن رابع مورد بررسی قرار گرفت. در این بخش از نوشتار پیش رو، تلاش می شود تا ایرادات وارد بر جایگاه شیخ در این آموزه ذکر گردد.

 

 

نقد و بررسی جایگاه شیخ در آموزه رکن رابع در مکتب شیخیه

 

به طور کلی، اعتقاد به رکن رابع در فرقه شیخیه از دو منظر مورد بررسی قرار می گیرد:

 

  • نگاه شیخیه به جایگاه امام در نظام هستی
  • همسانی جایگاه امام معصوم (ع) و رکن رابع در تفکر شیخی

 

 

نقد نگاه شیخیه به جایگاه امام در نظام هستی

 

همان طور که در بخش دوم از این نوشتار ذکر شد، در تفکر شیخی، برای برقراری ارتباط مستقیم با خدا باید ابتدا در شیخ فانی شد. به دیگر سخن، فنای مردم در شیخ یا رکن رابع، همان فنای در امام (ع) و فنای امام (ع) نیز فنای در حق تعالی است. (1)

بنابراین در این نگاه، به جز امام معصوم (ع)، ارتباط هیچ کسی با خدا به صورت مستقیم امکان پذیر نیست، مگر این که به واسطه شیخ و فانی شدن در او صورت پذیرد. این در حالی است که شیخیه با چنین ادعایی، انسان را از ارتباط ساده و مستقیم با خدا محروم می کند. حال آن که خداوند در کتاب خود، هیچ گاه از واسطه سخن نگفته، بلکه همیشه انسان را مستقیماً به خود دعوت می کند:

و از خدای خود آمرزش طلبید و به درگاهش توبه و انابه کنید که خدای من بسیار مهربان و دوستدار بندگان است“. (هود: 90)

 

 

محمد کریم خان کرمانی، بنیان گذار شیخیه کریمخانیه

 

 

نقد همسانی جایگاه امام معصوم (ع) و رکن رابع در تفکر شیخی

 

عجیب اینجاست که آموزه رکن رابع در تفکر شیخی، جایگاه شیخ را تا بدان جا بالا می برد که حتی اقرار به آن را برتر از اقرار به توحید، نبوت و امامت می داند. کریم خان کرمانی شیخی در این رابطه می نویسد:

بدان که مضمون این باب (رکن رابع)، افضل از اقرار به توحید و نبوت و امامت و بزرگان شـیعه اسـت و افضل از نماز و روزه وزکوة و خمس و حج و جهاد در راه خداست به مال و جان و فرزنـد و عیـال و عمل به این باب امری است و حسنه ای است که هیچ گناه با آن ضرر ندارد و ترك آن سیئه ای اسـت کـه هیچ ثواب با آن منفعت ندارد. وعلت غایی ایجاد اسـت و سـبب تعمیـر بـلاد، معـاش و معـاد عبـاد و عمل کننده به آن از کبریت احمر کمتر است. … اعظم فرایض خداست و کتب نازل نشده و رسل فرسـتاده نشده مگر برای این و چون این عمل را ترك کرده اند، هیچ عمل از اعمال ایشان قبول نمـی شـود و هـیچ دعا از دعاهای ایشان مستجاب نمی شود“. (2)

 

بر اساس این آموزه، اقرار به رکن رابع در تفکر شیخی از چنان جایگاهی برخوردار است که علاوه بر برتری نسبت به اقرار به اصول دین، هیچ گناهی پس از پذیرش آن، عقوبت ندارد و هیچ حسنه ای بدون وجود آن نیز منفعتی به همراه نخواهد داشت. حال آن که خداوند در قرآن می فرماید:

و ما ترازوهای عدل را به روز قیامت خواهیم نهاد و هیچ ستمی به هیچ نفسی نخواهد شد. و اگر عملی به قدر دانه خردلی باشد در حساب آریم و تنها علم ما برای حسابگری کفایت خواهد کرد“. (انبیاء: 47)

 

جالب این جاست که در اسلام، چنین ادعایی حتی در رابطه با ایمان به پروردگار متعال و وحدانیت ایشان نیز وجود ندارد. اما براستی باید پرسید که چنین اعتقادی از کدام یک از منابع دینی سر بر آورده؟ آیا می توان به اسم دین، هر ادعایی نمود، در حالی که نص صریح آیات و روایات، خلاف این را می گویند؟

 

 

موضوعات مرتبط:

آموزه رکن رابع در شیخیه (بخش اول)

آموزه رکن رابع در شیخیه (بخش دوم)

شیخ احمد احسایی کیست؟ (بخش اول)

شیخ احمد احسایی کیست؟ (بخش دوم)

آموزه رکن رابع در شیخیه (بخش سوم)

 

 

پی نوشت ها:

1) احسایی، احمد، 1424 هجری قمری، شرح الزیاره الجامعه الکبیره، بیروت، دار المفید، ج 3، ص 296-298.

2) کریم خان کرمانی، محمد، 1263، ارشادالعوام، کرمان، چاپخانه سعادت، ج 4، ص 408

 

 

منابع:
  • پاشایی، و.، فرمانیان، م. (1392)، رویارویی خاندان کریمخانیه شیخیه با بابیه، معرفت ادیان، سال چهارم، شماره چهارم، پیاپی 16، ص 97-118
  • لواسانی، م. (1394)، مبتکر نظریه رکن رابع ایمان در شیخیه، مطالعات تاریخ اسلام، سال هفتم، شماره بیست و چهارم، ص 141-169
  • علی زاده، س. (1393)، چیستی و مبانی کلامی رکن رابع در نظام اعتقادی فرقه شیخیه و ارزیابی نسبت آن با نیابت خاصه در فرهنگ شیعی، فصلنامه علمی پژوهشی اندیشه نوین دینی، سال دهم، شماره سی و ششم، ص 67-84
  • اکبری، م. (1381)، شیخیه از اعتراض تا تأسیس، پژوهش نامه علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی، شماره سی و چهارم
  • صالحی، ن. (1380)، اندیشه سیاسی شیخیه، فرهنگ اندیشه، سال اول، شماره اول
  • باقری، ع. (1391)، جستاری در نقد بابیت با تأکید بر نقد آموزه رکن رابع در اندیشه شیخیه، معرفت ادیان، سال سوم، شماره سوم، پیاچی 11، ص 87-104

 

نویسنده: زهرا کامکار