آیا باب و بهاء امی بودند؟ (بخش دوم)

0

Views: 19

 

آیا باب و بهاء امی بودند؟

 

سید علی محمد شیرازی، بنیان گذار فرقه بابیت و میرزا حسینعلی نوری، پایه گذار بهائیت، پیامبرانی بی معجزه به شمار می آیند. در حقیقت، هر گاه که مردم برای اثبات حقانیت شان از آن ها درخواست معجزه می کردند، پاسخ هر دو این بود که پیامبران الهی نیازی به معجزه ندارند و تنها معجزه آن ها آیات کتاب ایشان است. در واقع با این ادعا، هم سعی آن دو بر این بود که از این نقص عدم برخورداری از معجزه رهای یابند و هم خود را در مقام، همتراز با رسول مکرم اسلام (ص) معرفی نمایند. این ادعا در حالی بیان می شد که اولاً رسول خاتم (ص) نیز علاوه بر قرآن، معجزاتی دیگر از قبیل شق القمر نیز داشتند. ثانیاً قرآن از آن رو برای آن حضرت (ص) معجزه تقلی می شد که ایشان فردی امی بودند، حال آن که این مسئله درباره باب و بهاء صدق نمی کند.

 

 

نقد شبهه اول: ادعای امی بودن باب و بهاء

 

«امی» در لغت به معنای «درس ناخوانده» است. مسئله امی بودن رسول اکرم (ص) از آن رو اهمیت می یابد که ایشان معجزه ای ادبی و علمی همچون قرآن را به مردم معرفی می کنند. از این روست که خداوند در قرآن کریم در رابطه با آن حضرت (ص) می فرمایند:

الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ ۙ أُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ“. (اعراف، آیه 157)

هم آنان که پیروی کنند از آن رسول (ختمی) و پیغمبر امی که در تورات و انجیلی که در دست آن هاست (نام و نشان و اوصاف) او را نگاشته می‌ یابند که آن ها را امر به هر نیکویی و نهی از هر زشتی خواهد کرد و بر آنان هر طعام پاکیزه و مطبوع را حلال، و هر پلید منفور را حرام می‌گرداند. و احکام پر رنج و مشتقی را که چون زنجیر به گردن خود نهاده ‌اند از آنان برمی‌ دارد (و دین آسان و موافق فطرت بر خلق می‌ آورد). پس آنان که به او گرویدند و از او حرمت و عزت نگاه داشتند و یاری او کردند و نوری را که به او نازل شد پیروی نمودند آن گروه به حقیقت رستگاران عالمند”.

 

از این رو، علی محمد باب و حسینعلی بهاء که خود را پیامبر خدا می نامیدند، لازم دانستند که کتابی را به عنوان کلام وحی به پیروان خویش معرفی نمایند. بر این اساس، برای اثبات معجزه بودن کتاب خویش، علیرغم وجود اشتباهات دستوری و علمی فراوان در این کتب، به تبعیت از رسول مکرم اسلام (ص)، خود را امی نامیدند. این در حالی است که به اعتراف بزرگان و مبلغان فرقه بهائیت، شواهدی فراوان دال بر تحصیل آن ها در مکاتب و نزد اساتید موجود است.

 

محمدعلی فیضی از مبلغین بهائی در کتاب خویش با عنوان «حضرت بهاء الله» می نویسد:

از قرار معلوم (حسینعلی نوری) نوشتن و خواندن را نزد پدر و بستگان خود آموخته است“. (1)

 

در این میان، اسدالله مازندرانی از بزرگان فرقه بهائیت، ماجرای تحصیل علی محمد باب و حسینعلی نوری را این گونه بیان می کند:

چون تلمذ سید باب به صغر سن در مکتب شیراز نزد معلمی کامل به وضع و مقدار درخور آن ایام، مسلم در تاریخ و حضور چندی در محضر درس حاجی سید کاظم رشتی به کربلا در ایام شباب نیز مصرح در کلمات خودشان است، و آثار خطی به غایت زیبایشان در دسترس عموم می ‌باشد، مرادشان از امیت (درس‌ ناخواندگی) این است که تحصیلات علمیه به ترتیب و تدرج از مقدمات به درجات عالیه، مانند شیخ احسائی و سید رشتی و علمای اصحاب ‌شان و غیر هم از علما ننمودند. … و نسبت به شخص ‌بهاء الله نیز تقریباً همین نحو است. و خطوط ایشان و اخوان ‌شان گواهی می ‌‌دهد که زیبائی خط والد تقریباً به آنان نیز رسید. ولی در تحصیل عربی مختصر و همان اندازه عرفان ‌های شیخی که شخص نقطه (یعنی علی‌ محمد باب) در آن بودند هم قدم نگذاشتند. و لحن آثارشان به مذاق اشراقیین و رواقیین و امثالهم نزدیک ‌تر است، تا به شیخیین (پیروان مکتب شیخیه) والد ایشان را شخص عارف مشرب، اما نه عالم می‌ دانستند“. (2)

 

ادامه دارد…

 

موضوعات مرتبط:

آیا باب و بهاء امی بودند؟ (بخش اول)

آیا باب و بهاء امی بودند؟ (بخش سوم)

بهائیت، عامل ایجاد درگیری میان زرتشتیان دوره قاجار (بخش اول)

آیا باب و بهاء امی بودند؟ (بخش چهارم)

آیا باب و بهاء امی بودند؟ (بخش پنجم)

چرا معجزه میرزا حسینعلی نوری نیاز به اصلاح دارد؟

آیا باب و بهاء امی بودند؟ (بخش ششم)

 

پی نوشت ها:

1) فیضی، محمدعلی، حضرت بهاء الله، ص 18.

2) مازندرانی، اسدالله (124) بدیع، اسرار الآثار خصوصی، ص 191- 193.

 

منابع:
  • منطقی، ا. (1390)، تأویل؛ ابزار عوام فریبی در بهائیت، معرفت ادیان، سال دوم، شماره سوم، ص 167-192
  • منطقی، ا. (1387)، بهائی گری؛ اصول و مبانی اعتقادی، معرفت، شماره یکصد و سی و سوم
  • غفاری هشجین، ز.، کشاورز شکری، ع.، اکار، ح. (1390)، چرایی فرقه بودن بهائیت، معرفت ادیان، سال دوم، شماره دوم، ص 43-64
  • رهنمایی، ح. (1393)، نقدی بر مهم ترین مستمسکات بهاییان در ایراد شبهات کلامی درباره ختم نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله. سال پنجم، شماره دوم، پیاپی 13، ص 49-66

 

نویسنده: زهرا کامکار