آیا بهائیت، فرقه ای اسلامی است؟ (بخش دوم)

0

Views: 4

 

آیا بهائیت، فرقه ای اسلامی است؟

 

در بخش اول از مقاله «آیا بهائیت، فرقه ای اسلامی است»، اصل توحید در بهائیت به عنوان مهم ترین رکن از اصول عقاید اسلامی مورد بررسی قرار گرفت. در این نوشتار نیز تلاش می شود به اصل دوم، یعنی نبوت پرداخته شود.

 

 

اسلام و اصل نبوت

 

خداوند در قرآن مجید می فرمایند:

مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَٰكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّين وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا“. (احزاب، آیه 40)

محمد (ص) پدر هیچ یک از مردان شما نیست، لیکن او رسول خدا و خاتم انبیاست، و خدا همیشه بر همه امور عالم آگاه است“.

 

نبوت در اسلام، از یک منظر به دو بخش تقسیم می گردد:

  • نگاه اسلام نسبت به نبی: به این معنا که در دین اسلام، پیامبران، انسان هایی هستند همچون دیگر انسان ها؛ نه خدا هستند و نه از مقام الوهیت برخوردارند. تنها تفاوت آن ها در میزان تقوای ایشان است و بر این اساس هم خود، مراتب مختلفی دارند.
  • نگاه اسلام نسبت به ادامه رسالت و نبوت: به این معنا که در اسلام، همان طور که در آیه قبل هم مشهود است، عقیده بر این می باشد که نبی مکرم اسلام (ص) آخرین پیامبر خداست و کسی پس از ایشان مبعوث نخواهد شد.

مسئله ختم نبوت، امری است که در روایات متعدد نیز به آن اشاره می شود. به عنوان مثال، امام علی (ع) می فرمایند:

بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ، لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوْتِكَ مَا لَمْ يَنْقَطِعْ بِمَوْتِ غَيْرِكَ مِنَ النُّبُوَّةِ وَ الْإِنْبَاءِ وَ أَخْبَارِ السَّمَاءِ؛ خَصَّصْتَ حَتَّى صِرْتَ مُسَلِّياً عَمَّنْ سِوَاكَ، وَ عَمَّمْتَ حَتَّى صَارَ النَّاسُ فِيكَ سَوَاءً“. (نهج البلاغه، خطبه 226)

پدر و مادرم فدایت باد. با مرگ تو رشته اى برید كه در مرگ جز تو، كس چنان ندید، پایان یافتن دعوت پیامبران و بریدن خبرهاى آسمان، چنان كه مرگت دیگر مصیبت زدگان را به شكیبایى واداشت و همگان را در سوگى یكسان گذاشت“.

بنابراین، در دین اسلام و مذهب شیعه، اعتقاد بر این است که اسلام، آخرین دین و نبی مکرم (ص)، آخرین رسول است و در قرآن، علم آن چه هست، آن چه بوده و آن چه تا قیامت واقع می شود، وجود دارد.

 

 

فرقه بهائیت و اصل نبوت

 

پیروان باب و بهاء، بر این باورند که این دو نفر، در کنار پیامبرانی مانند حضرت موسی (ع)، حضرت عیسی (ع) و حضرت محمد (ص) قرار می گیرند و حتی جایگاهی بالاتر از آن ها نیز دارند. به بیانی روشن تر، در نگاه آن ها، مسئله خاتمیت مورد قبول نیست و دین، تا ابد ادامه دارد.

 

میرزا حسینعلی نوری

 

از این رو، علی محمد شیرازی می نویسد:

اگر بشر از آوردن یک سوره قرآن عاجز است، پس بشر از آوردن یک حرف من ناتوان است. زیرا [حضرت] محمد در مقام الف و من در مقام نقطه هستم“. (1)

 

حسینعلی نوری نیز به کرات خود را پیغمبر خدا می نامد. به عنوان مثال، در کتاب اقتدارات می نویسد:

ای خدا من آنان را دعوت نکرده ام جز به چیزی که تو مبعوثم نموده ای و اگر گفته ام به سوی من بیایند، نظری نداشته ام جز چیزی که تو به او ظاهر ساخته و مبعوثم کرده ای“. (اقتدارات، ص 213)

 

یا در جایی دیگر می گوید:

ای پسر سلطان (ناصر الدین شاه) شما پیش از این مرا دیده بودید، یکی از مردان عادی بودم و اگر یک روز مرا بیابی با نوری می بینی که هیچ کس نمی داند کی او را ظاهر ساخته است و یا آتش می بینی که کسی نمی داند کی آن را افروخته است و لکن مظلوم (حسینعلی بهاء) می داند و می شناسد و می گوید: دست اراده خداوند که پروردگار جهانیان است او را روشن ساخته است“. (اشراقات، ص 163)

 

 

البته ادعای نبوت وی به این جا ختم نمی شود، بلکه خود را نسبت به علی محمد باب نیز، افضل می داند. به همین دلیل می نویسد:

قل یا ملاء البیان، لا تقتلونی بسیوف الاعراض تالله کنت نائماً ایقضنی ید اراده ربکم الرحمن وامرنی بالنداء بین الارض و السماء، لیس هذا من عندی لو انتم تعرفون“.

 

بر این اساس، فرقه بهائیت در اصل دوم از اصول عقاید اسلامی نیز از جهات متعدد با عقیده اسلام متفاوت است. از یک سو، بر خلاف دین اسلام و نص صریح قرآن کریم، به خاتمیت در امر نبوت و رسالت اعتقادی ندارد و از سوی دیگر، پیامبران خود را انسان هایی عادی تصور نمی کند، بلکه برای آن ها مقام الوهیت قائل است.

 

ادامه دارد…

 

موضوعات مرتبط:

آیا بهائیت، فرقه ای اسلامی است؟ (بخش اول)

آیا بهائیت، فرقه ای اسلامی است؟ (بخش سوم)

 

پی نوشت ها:

1) تبریزی، زعیم الدوله (1335)، مفتاح الابواب یا تاریخ باب و بهاء، بی جا، گلپایگانی، فرید (مترجم)، ص 77.

 

منابع:
  • غفاری هشجین، ز.، کشاورز شکری، ع.، اکار، ح. (1390)، چرایی فرقه بودن بهائیت، معرفت ادیان، سال دوم، شماره دوم، ص 43-64
  • خسروپناه، ع. (1388)، سیر انتقادی در تاریخ و باورهای بهائیت، کتاب نقد، سال یازدهم، شماره پنجاه و دوم و پنجاه و سوم، ص 13-58
  • همتی، ع. (1386)، خاتمیت و عقل در آثار شهید مطهری، معرفت، شماره 121
  • عباسی، و. (1383)، استاد مطهری؛ کلام‎ جدید و مسئله «خاتمیت»، کتاب نقد، شماره 31
  • رهنمایی، ح. (1393)، نقدی بر مهم ترین مستمسکات بهاییان در ایراد شبهات کلامی درباره ختم نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، سال پنجم، شماره دوم، پیاپی 13، ص 49-66

 

نویسنده: زهرا کامکار