آیا معجزه حسینعلی نوری حقیقت دارد؟

0

Views: 7

 

آیا معجزه حسینعلی نوری حقیقت دارد؟

 

در برخی از کتب بهائیان، معجزه ای برای میرزا حسینعلی نوری (1) نقل می شود. این در حالی است که نوری، تنها کتاب و کلام خدا را معجزه می داند و کرامات پیامبران الهی را از جمله اموری بی ارزش می پندارد.

 

 

ماجرای معجزه حسینعلی نوری

 

مالمیری از بزرگان فرقه بهائیت برای اثبات نبوت بهاء، ماجرای معجزه میرزا حسینعلی نوری را این گونه نقل می کند:

چند سنه (سال) قبل ایشان (میرزا جعفر) مریض شدند و چندین ماه مرض ایشان طول کشید تا بالاخره فوت می ‌کند. … (بهاءالله) می‌ فرمایند اگر میل دارید او را برمی ‌گردانیم. عرض می ‌کند اراده اراده‌ مبارک است. فوراً جمال قدم (بهاءالله)، حضرت عبدالبهاء را احضار و یک آیه به ایشان تعلیم داده و می ‌فرمایند این آیه را در گوش او بخواند و او را باسم دیگری صدا زنند. حال جمیع احبا برای تشییع جنازه‌ وی حاضر بودند. ناگاه حضرت عبدالبهاء تشریف آورده همه را از اطراف جسد دور می نمایند و آن آیه را در گوش می خوانند فوراً چشم باز کرده و بر می خیزد“. (2)

 

 

آیا ماجرای معجزه حسینعلی نوری صحت دارد؟

 

در پاسخ به این پرسش باید گفت:

 

اولاً بهائیان، اصالت و اعتبار معجزه در معنای ظاهری آن را مخدوش می داند و می نویسند:
حتی بت پرستان نیز به بت های خود، نسبت معجزه دادند. به این ترتیب، معجزات ظاهری نمی توانند برهان محکمی باشند و به کلی، مشکوک و مخدوش اند. در خود قرآن مجید و تاریخ اسلام شواهد قاطعی وجود دارد که منکران پیامبران، حتی در صورت مشاهده معجزات ظاهری نیز مؤمن نمی شدند و پیامبران را ساحر و جادوگر می گفتند. نمونه بارز آن ادعای شق القمر کردن حضرت محمد (ص) است.

گفته شده ابوجهل از حضرت محمد (ص) معجزه خواست و حضرت، ماه را به دو نیم کردند. هر چند این معجزه معنای باطنی دارد، اما فکر می کنید حتی در صورت واقعی و ظاهری بودن دو نیم شدن ماه، نتیجه چه می شد؟ آیا ابوجهل مؤمن شد؟ نه تنها مؤمن نشد، بلکه بر کفر خود افزود“. (3)

 

به دیگر سخن، در نگاه پیروان فرقه بهائیت، ظاهر معجزه، امری مخدوش و غیرقابل اعتبار است. از این رو، تأکید دارند که “حتی در صورت واقعی و ظاهری بودن دو نیم شدن ماه“. بنابراین، بهائیان، ماجرای شق القمر پیامبر گرامی اسلام را غیرواقعی می دانند.

در این نگاه، معجزاتی که در قرآن کریم در ارتباط با پیامبران الهی بیان می شود نیز، معنایی باطنی دارند. بنابراین، نباید ظاهر آن ها را مورد توجه قرار داد، چرا که آن ها در اصل، استعاره ای هستند از حقیقتی نهان.

 

ثانیاً عباس افندی، فرزند حسینعلی نوری که به وصیت پدر، پس از وی رهبر بهائیان شد، می نویسد:

انبیاء، مصدر معجزات هستند و هر امر مشکلی و غیرممکنی برای آن ها ممکن و جایز است و به قدرتی ماوراء طبیعت، تأثیر در عالم طبیعت می نمایند. اما این معجزات نزد آن ها اهمیت ندارد و حتی ذکرش نمی کنند. چرا که این معجزات دلیل و حجتی برای حاضرین است، نه غائبین“. (4)

 

بنابراین، عبدالبهاء (افندی) بر این باور است که در صورتی که معجزه ای از انبیاء الهی صورت پذیرد، به دلیل کم اهمیت بودن، آن را نقل نمی کنند.

 

حال شاید سؤال شود که در این عبارات، عبدالبهاء تأکید دارد که انبیاء، مصدر معجزات هستند، بنابراین، نمی توان ادعا کرد که بهائیان اعتقادی به معجزه ندارند.

اما در پاسخ به این سؤال باید گفت که در نگاه بهائیان، منظور از معجزه، نه خرق عادتی که توسط پیامبران در طول تاریخ رقم می خورد، بلکه تنها کلام وحی است. حسینعلی نوری در توضیح این مسئله می نویسد:

مظاهر مقدسه را دلیلی جز آیات کتاب نیست“. (5)

منظور از «مظاهر مقدسه»، همان انبیاء الهی است که بر اساس این عبارت نوری، تنها معجزه و دلیل پیامبری شان، کتاب و آیات وحی است.

از این رو باید پرسید، حتی اگر حقیقتاٌ چنین معجزه ای رخ داده باشد، چرا با وجود بی اهمیت بودن آن، نقل می شود و چرا به عنوان دلیلی برای اثبات ادعای پیامبری نوری از آن بهره می برند؟

 

ثالثاً، عجیب این که به غیر از مالمیری که «شهید» فرقه بهائیت هم نام دارد، هیچ کس دیگری این ماجرا را نقل نمی کند.

 

 

موضوعات مرتبط:

باب و بهاء، پیامبران بی معجزه (بخش اول)

بهائیت و تغییر مفهوم رجعت (بخش اول)

 

پی نوشت ها:

1) میرزا حسینعلی نوری مقلب به «بهاء»، از شاگردان سید علی محمد شیرازی (باب) است. او پس از مرگ علی محمد باب، فرقه بهائیت را بنیان گذارد.

2) مالمیری، محمد طاهر (1992) میلادی، خاطرات مالمیری، لانگنهاین آلمان، لجنه‌ ملی نشر آثار امری به لسان فارسی و عربی، ص 86.

3) جزوه رفع شبهات (1388) شمسی، ویرایش دوم، ص 115-116.

4) افندی، عباس، مفاوضات، ص 77.

5) داودی، علی مراد (153) بدیع، مقالات و رسائل در مباحث متنوع، بی‌جا، موسسه‌ معارف بهائی، ص 329.

 

منابع:
  • کبیری سامانی، س.، ملک زاده، ع. (1391)، رجعت از دیدگاه شیعه و فرقه ضاله بهائیت، معرفت، سال بیست و یکم،شماره یکصد و هفتاد و هشتم، ص 109-124
  • جزوه رفع شبهات (1388) شمسی، ویرایش دوم
  • منطقی، ا. (1387)، بهائی گری؛ اصول و مبانی اعتقادی، معرفت، شماره یکصد و سی و سوم
  • کریمی، م. (1385)، معجزات و کرامات پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله)، شماره یکصد و هشتم
  • پرچم، ا. (1389)، بررسی و مطالعه گفتمان های تورات و انجیل و قرآن در معجزه پیامبران، الهیات تطبیقی علمی پژوهشی، سال اول، شماره اول، ص 21-36

 

نویسنده: زهرا کامکار