اردشیرجی ریپورتر و جامعه زرتشتی ایران (بخش چهارم)

0

Views: 6

 

اردشیرجی ریپورتر و جامعه زرتشتی ایران

 

جاسوس انگلیس، اردشیرجی ریپورتر که به نام خدمت به جامعه زرتشتی ایران وارد این مرز و بوم شد، به تدریج، وظیفه ظاهری خویش را از یاد می برد و پس از این که به گواه خود زرتشتیان، در میان آن ها آشوب به پا می کند، این بار، آشکارا به دخالت در امور سیاسی ایران می پردازد. تشکیل کمیته مجازات برای ارعاب و قتل مخالفین دولت بریتانیا در ایران و از میان به در نمودن حامیان روسیه، تنها یکی از خدمات ویژه او به کشور متبوعش، انگلیس است.

انگلستان که در ابتدا برای جلوگیری از ورود روسیه به هندوستان، وارد ایران شد، با دو رویکرد در ایران مواجه بود. رویکرد اول که هدف دستگاه سیاست خارجه این کشور بود، بر جلوگیری مسالمت آمیز از نزدیکی روسیه به مرزهای هندوستان تعلق می گرفت. اما رویکرد دوم که پیشنهاد صاحبان سرمایه و قدرت های اقتصادی این کشور، از قبیل بانک داران، دارندگان صنایع و حامیان آن ها در مجالس عوام و اعیان بود، به دنبال ایجاد کودتا در سرزمین پهناور ایران بود. این درست همان چیزی است که برای اجرای آن، نیاز به بازگشت مجدد اردشیرجی ریپورتر به ایران بود.

 

 

اردشیرجی ریپورتر، عامل اجرای کودتای 1999 در ایران

 

اردشیر ریپورتر برای رسیدن به هدف خود، نیاز داشت تا ابتدا مخالفین را از سر راه بردارد و یا دست کم آن ها تضعیف نماید. به همین دلیل، کمیته مجازات را برای حذف حامیان روسیه در ایران تشکیل داد. البته وظیفه این کمیته، صرفاً از میان برداشتن طرفداران روسیه نبود، بلکه به طور کلی، هر کسی که به مخالفت با اردشیر و اهداف او در ایران می پرداخت، دشمن و خائن تلقی می شد. از این رو، از جمله کسانی که به امر اردشیرجی ریپورتر به قتل رسید، عبدالحمید خان متین السلطنه، مدیر مسئول روزنامه «عصر جدید» بود. وی پیش از آن، مقاله ای در روزنامه «مظفری» بوشهر، علیه اردشیر چاپ کرده بود. علاوه براین، کمیته مجازات را به سبب ارتکاب قتل هایی که صورت می گرفت، محکوم می کرد و عوامل آن ها را منتسب به دولت های بیگانه می دانست.

به هر ترتیب، عملیات های افسارگسیخته کمیته مجازات، تحولات گسترده ای را در ایران به وجود آورد که کشور را دچار ناآرامی و هرج و مرج می کرد. در نهایت نیز این ناآرامی ها، ایران را به سویی برد که کم تر کسی به سبب آن، در ضرورت ایجاد یک حکومت متمرکز و فراگیر متکی به نیروی نظامی تردید می نمود. همین امر نیز سبب شد تا کودتای سوم اسفند 1299 هجری شمسی با حمایت اردشیرجی ریپورتر انگلیسی و توسط رضاخان قزاق، تاریخ ایران را دیگر بار دستخوش حوادثی ناگوار نماید. در نتیجه این کودتا، پادشاهی قاجار سرنگون و سلطه غرب، تحت عنوان حکومت پهلوی در ایران آغاز شد.

اردشیرجی ریپورتر، کسی بود که به اعتراف خود وی، رضاخان را کشف نمود (1) و برای اجرای کودتا به دولت بریتانیا معرفی کرد. اردشیر از مشاوران همیشگی رضاخان بود. وی تا واپسین روزهای عمر خود با رضاخان همکاری می کرد و از طریق شبکه ای که در ایران به وجود آورد، هم از سیاست رضاخان در احیای ایران باستان (ایران منهای اسلام) حمایت می نمود و هم بنیاد حکومتی را نهاد که محیطی امن برای اهداف سرمایه داری جهانی و گسترش مناسبات سلطه بر منطقه به شمار می آمد. میراثی را که اردشیرجی ریپورتر در ایران پایه گذارد، فرزندش شاپور ریپورتر حفظ کرد و به عنوان حلقه ای واسط برای اتصال دوره اول پهلوی با دوره دوم آن عمل نمود.

 

 

کلام آخر

شاپورجی ریپورتر که میراث دار همتایان پیشین خود، مانکجی لیمجی و کیخسروجی صاحب در ایران بود، همچون آن ها به گسترش و حفظ جایگاه انگلیس در این سرزمین پرداخت. اما در تمامی سال های حضور او در ایران، تنها هدف وی، خدمت به جامعه زرتشتی معرفی می شد. این دقیقاً همان چیزی است که اردشیر، دست کم در بازگشت مجدد خود به ایران، نتوانست بیش از آن در جهت القای آن گام بردارد. چرا که تمایلات فزاینده روس ها برای نزدیک شدن به هند باعث شد تا انگلیسی ها بیش از آن صبر را جایز ندانند و آشکارا برای اشغال ایران وارد عمل شوند. همین امر سبب شد تا نقش و هدف اصلی اردشیر نیز بیش از پیش هویدا گردد.

 

موضوعات مرتبط:

اردشیرجی ریپورتر و جامعه زرتشتی ایران (بخش اول)

اردشیرجی ریپورتر و جامعه زرتشتی ایران (بخش دوم)

گناه در کیش زرتشت

اردشیرجی ریپورتر و جامعه زرتشتی ایران (بخش سوم)

 

پی نوشت ها:

1) ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج 2، مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، تهران، 1371.

 

منابع:
  • آبادیان، ح. (1383)، ریپورترها و تحولات تاریخ معاصر ایران، فصل نامه مطالعات تاریخی، شماره دوم، ص 139-194
  • دادبخش، م.، مفتخری، ح. (1398)، واکاوی دلایل و پیامدهای ارتباط میان زرتشتیان ایران و جامعه بهائیت در دوره قاجار، معرفت ادیان، سال دوازدهم، شماره دوم، پیاپی 46، ص 71-87
  • حاجی اکبری، م. (1394)، پارسیان هند و حیات سیاسی اجتماعی زرتشتیان در عصر قاجار، تاریخ نامه خوارزمی، فصل نامه علمی تخصصی، سال دوم، ص 27-51
  • دادبخش، م.، مفتخری، ح. (1398)، واکاوی دلایل و پیامدهای ارتباط میان زرتشتیان ایران و جامعه بهائیت در دوره قاجار، معرفت ادیان، سال دوازدهم، شماره دوم، پیاپی 46، ص 71-87

 

نویسنده: زهرا کامکار