بهائیان در ایران – دوران پهلوی 2

0

Views: 21

در دوران پهلوی دوم (محمد رضا شاه پهلوی) به علت مساعد بودن شرایط حضور بهائیان در صحنه های اجتماعی و به خصوص سیاسی، شاهد حضور گسترده و فعال آنان در مناصب کلیدی هستیم. در این مقاله به جایگاه بهائیان در دولت پهلوی پرداخته می شود.

شروع فعالیت چشمگیر بهائیان

در دوران پهلوی ، بهائیت در پناه دولت، خود را حفظ کرده و پیروانش را افزایش می دهد. در این دوران، ایران به پناهگاه امنی برای بهائیان تبدیل می شود.

همچنین در دوران پهلوی، شوقی افندی (از رهبران فرقه بهائیت) در خارج از کشور به سر می برد. در آن دوره، امور بهائیان ایران به دستور شوقی افندی و بعدها بیت العدل (مرکزیت آن در اسرائیل است) بر عهده محافل ملی داخل کشور می باشد.

در ادامه به معرفی بعضی از عناصر اثرگذار و سرشناس بهائی در دوران پهلوی می پردازیم تا میزان نفوذ و فعالیت و همچنین اثرگذاری ایشان در سرنوشت سیاسی و اجتماعی کشور، مشخص شود.

عناصر مهم و کلیدی بهائی

بهائیان زیادی به خصوص بعد از نهضت 15 خرداد 1342ه.ش در بخش های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و هنری کشور حضور داشتند. افرادی مانند هژبر یزدانی (سرمایه دار معروف) ثابت پاسال (رئیس رادیو و تلویزیون) فرخ رو پارسا (وزیر آموزش و پرورش) ملیحه نعیمی (همسر سپهبد خسروانی که بعد از ازدواج بهائی شد و فرزند عبدالحسین نعیمی از کارگزاران اصلی بهائیت) و صدها نفر بهائی بانفوذ دیگر.

در ادامه به شرح احوال برخی از عوامل اثرگذار و بانفوذ بهائی در دوران پهلوی می پردازیم.

1- تیمسار ایادی

پدر ایادی از رهبران مذهبی بهائیان بود. این سمت به پسرش به ارث رسید. بدون تردید او از آغاز واجد شرایط جاسوسی، در سرویس انگلیس بود. بنابراین او را به دربار پهلوی معرفی کردند. به گفته ارتشبد فردوست: «نقشی را که ایادی تا انقلاب برای غرب داشت، مجموع مهره های غرب روی هم نداشتند.» (1) فردست او را به عنوان پزشک شاه، پزشک ارتش و پزشک برادر شاه (علیرضا پهلوی) معرفی می کند.

ایادی بیشتر از هشتاد شغل مهم داشت که از آن جمله می توان موارد زیر را نام برد:

  • رئیس بهداری کل ارتش بود.
  • اعطای درجات پرسنل بهداری از گروهبان تا سپهبد به دستور او انجام می شد.
  • سازمان دارویی کشور تماماً تحت امر او بود.
  • وی رئیس «اتکا» یعنی فروشگاههای زنجیره ای ارتش و نیروهای انتظامی بود.
  • شیلات جنوب و تعیین اجازه صیادی به کشورها و شرکت ها در اختیار او بود.

ارتشبد فردوست درباره قدرت نفوذ ایادی چنین می گوید:

«در دوران هویدا، ایادی تا توانست وزیر بهائی وارد کابینه کرد و این وزرا بدون اجازه او حق هیچ کاری نداشتند.» وی در ادامه می گوید: نمی دانم در این دوران «آیا ایادی بهائی بر ایران سلطنت می کرد یا محمدرضا پهلوی؟»(2)

در دوران قدرت ایادی تعداد بهائیان ایران به سه برابر رسید و در ایران بهائی بیکار وجود نداشت.

پروین غفاری در کتاب خود درباره ایادی می نویسد:

«ایادی نیز چون از متنفذین فرقه بهائیت بود و به محافل بهائی نزدیک بود، موقعیت مهمی داشت… من نیز به همراه او در محافل و مجالس بهائیان شرکت می کردم و به عینه می دیدم که اکثر دولتمردان و صاحبان نفوذ در صنایع و پست های مهم کشور از این فرقه هستند.» (3)

2- امیر عباس هویدا

پدرش کارمند وزارت امور خارجه بود. هویدا نیز در شهریور 1322 به استخدام وزارت امور خارجه درآمد. وی پس از جابجایی در پست های مختلف، سرانجام در اسفند ماه 1329 وزیر امور خارجه شد. همچنین در ادامه روند تغییر سمت هایش، در دولت دکتر مصدق، معاونت اداره سوم سیاسی وزارت خارجه را برعهده داشت. در دولت حسنعلی منصور، وزیر دارایی شد. از سال 1338 به عضویت ساواک درآمد. وی از مؤسسان کانون مترقی، به ریاست منصور در سال 1340 بود. سرانجام از بهمن 1343 تا مرداد ماه 1356 در سمت نخست وزیری ایران قرار داشت.

سند بهائی بودن هویدا
  • بهترین و گویاترین سند درباره بهائی بودن هویدا، نامه ای است با امضای اسکندر که در مهر ماه 1343 به وسیله پست برای اکثر مقامات دولتی آن زمان ارسال شد که به افشای سوابق او می پردازد. گویا این نامه توسط منوچهر اقبال تنظیم شده است. متن این نامه در صفحات 375-377، جلد دوم خاطرات فردوست آمده است.

در این نامه سوابق خدمتگذاری پدر هویدا به بهائیت و برخی از تخلفات خود او در مناصب قبلی که داشته، آمده و از برخی دوستان بهائی او نام برده شده است.

  • دو سند دیگر که بهائی بودن هویدا را تأیید می کند، یکی نامه ای است که توسط یکی از سران بهائیت به نام قاسم اشرافی برای فرهنگ مهر ارسال کرده است و سند دوم، گزارش ساواک از جلسه بهائیان ناحیه 2 شیراز به تاریخ 1350/5/19 می باشد.
دوران نخست وزیری هویدا

انتصاب هویدا به صدارت، نه تنها اعتراض عامه مردم، بلکه حتی اعتراض خواص رژیم پهلوی را برانگیخت. در یکی از گزارش های ساواک آمده است که:

«سناتور جهانشاه صمصام در پایان جلسه روز 1343/11/17مجلس سنا به سناتور مسعودی با حضور یکی از خبرنگاران جراید اظهار داشته: حیف است به این مملکت و ملت کسی چون هویدا که بهائی است حکومت کند.» (گزارش ساواک1343/11/18)

در دوران نخست وزیری هویدا، بهائیان با سرعت و شدت بیشتری به مراکز حساس مملکتی نفوذ کردند.

3- پرویز ثابتی

وی معاون ساواک و به گفته خودش بهائی بود. ثابتی در بهمن 1337 با معرفی ضرابی (مدیر کل اداره ششم ساواک) به استخدام این سازمان درآمد. ثابتی در ابتدای استخدامش ضمن شرح زندگی نامه خود می گوید: «بنده از بدو تولد در یک خانواده بهائی می زیسته ام و پدر و مادرم بهائی بوده اند.» (4)

جالب است بدانیم که در آن دوره استخدام بهائیان قانوناً ممنوع بوده است! به همین علت ثابتی اعلام می کند که پدر و مادرش بهائی بودند!

4- سپهبد اسدالله صنیعی

صنیعی نیز از چهره های طراز اول بهائیت محسوب می شد. در سال 1344 مرکز بهائیت به بهانه عدم مداخله در امور سیاسیه، از وی خواست تا از وزارت جنگ کناره گیری کند.

در این زمان طی یک حرکت نمایشی، صنیعی اقدام به استعفا نمود ولی شاه با ذکر این مطلب که هرگز اجازه دخالت در امور سیاسی را به احدی نمی دهد و صنیعی باید به مأموریت خود ادامه دهد، باعث ادامه حضور او در سمتش شد.

احتمالاً این استعفا در راستای ملایم کردن جو جامعه، بعد از روی کار آمدن هویدا صورت گرفت. صنیعی در زمان حسنعلی منصور و هویدا در کابینه دولت بود و به وزارت جنگ و وزارت خواربار رسید.

سخن آخر

محمدرضا پهلوی معتقد بود که بهائیان علیه او توطئه نمی کنند، بنابراین وجودشان در مناصب دولتی برای او مفید خواهد بود. اما بهائیان هیچ گونه حس وطن پرستی نداشتند، زیرا سیاست جهان وطنی را پذیرفته بودند و به همین دلیل به راحتی منافع کشوری که در آن زندگی می کردند را نادیده گرفته و فقط به منافع فرقه خود می اندیشیدند.

ایشان در دوران پهلوی از فرصت های بدست آمده برای ثروتمند شدن و در دست گرفتن اقتصاد کشور سود بردند. همچنین بهائیان غیر از نفوذ در سازمان های دولتی، با داشتن ارتباط با کشور انگلستان و رژیم غاصب اسرائیل در حقیقت کارگزاران و جاسوسان آن ها در ایران بودند. و از این طریق نیز از حمایت های قدرتهای خارجی سود می بردند.

پی نوشت:

  1. خاطرات ارتشبد سابق فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، جلد اول، 1368، ص201
  2. همان، صص201-204
  3. پروین غفاری، تا سیاهی در دام شاه، 1376، ص106
  4. خاطرات فردوست، جلد دوم، صص450-451

(برگرفته از کتاب بهائیت در ایران، دکتر سید سعید زاهد زاهدانی)