تأویل در بهائیت حرام است؛ اما قرآن را تأویل می کنند (بخش اول)

0

Views: 12

 

تأویل در بهائیت حرام است؛ اما قرآن را تأویل می کنند

 

یکی از عجایب فرقه بهائیت، مسئله تأویل است. با این که در نگاه بزرگان فرقه بهائیت، تأویل امری مذموم و حرام است، اما به راحتی و با این توجیه که هر عبارتی، ظاهری دارد و باطنی، آیات قرآن کریم را تأویل می کنند. در این نوشتار تلاش می شود تا برخی از مهم ترین تأویلاتی که رهبران بهائیت در ارتباط با آیات قرآن ارائه می دهند، بیان شود و در انتها نیز، احکامی که علی محمد شیرازی به عنوان پایه گذار فرقه بابیت و میرزا حسینعلی نوری در مقام بنیان گذار فرقه بهائیت بر علیه امر تأویل صادر می کنند ذکر گرد.

 

 

تأویل چیست؟

 

تأویل در لغت از «اول» به معنای بازگرداندن می آید. این واژه 17 بار در قرآن مجید وارد شده و مقصود از آن، تحقق اموری است که مقدمات آن قبلاً فراهم شده است. …تأویل در اصطلاح مفسران عبارت است از صرف نظر کردن از معنای ظاهری الفاظ مقدس و پیشنهاد معنای تازه ای که در اولین برخورد از ظاهر آن الفاظ فهمیده می شود“. (1)

 

بنابراین، تأویل، اصطلاحی است در علوم قرآنی که به واسطه آن، عبارات قرآن به گونه ای تفسیر می شود که با ظاهر متن تفاوت دارد.

 

 

برخی از مهم ترین موارد تأویل آیات قرآن توسط بهائیان

 

به عنوان مثال، بزرگان فرقه بهائیت، منظور از نفخه صور در زمان قیامت را این گونه تأویل می کنند:

متبارک است پروردگار اول و آخر، در مرتبه اول نفخ صور شد و مردم زمین و آسمان ‌ها مدهوش گشتند. سپس نفخه دوم زده شد که نفخه زندگی بود و این مرتبه مردگان از جای برخاستند و در این موقع صراط مستقیم در میان مخلوقات کشیده شد، میزان نصب گردید و بهشت برای پرهیزکاران نزدیک گردید و آتش سوزنده شعله ‌ور شد و نفس به ناله در آمدند و فریاد زدند که قیامت کبری بر پا شد و طامه عظمی ظاهر شد و مخلوقات محشور شدند و پروردگارجهان و صفوف ملائکه آمدند“. (2)

 

دلیل این امر هم این است که در تصور بزرگان بابیت و بهائیت، منظور از قیامت، نه زمانی است که در آن نظام آفرینش به کلی از هم می پاشد و مردم برای حساب و کتاب روز جزا آماده می شوند، بلکه ظهور دینی جدید است. در این تعریف جدید از قیامت، پس از ظهور هر دین جدید و نسخ دین پیشین، قیامت دین قبلی رقم می خورد. سید علی محمد شیرازی در توضیح این ادعا می نویسد:

مراد از یوم قیامت، یوم ظهور شجره حقیقت است و مشاهده نمی شود که احدی از شیعه، یوم قیامت را فهمیده باشد. بلکه همه موهوماً امری را توهم نموده که عندالله حقیقت ندارد. و آن چه عندالله و منه، عرف اهل حقیقت مقصود از یوم قیامت است، این است که وقت ظهور شجره حقیقت در هر زمان به هر اسم الی حین غروب آن یوم قیامت است. مثلاً از یوم بعثت عیسی تا یوم عروج آن، قیامت موسی بوده که ظهورالله در آن زمان ظاهر بود به ظهور آن حقیقت که جزا داد هر کس که مؤمن به موسی بود. …و از حین ظهور شجره بیان (علی محمد باب)، الی ما یغرب قیامت رسول الله هست که در قرآن خداوند وعده فرموده بود که اول آن بعد از دو ساعت و یازده دقیقه از شب پنجم جمادی الاول سنه 1260 اول یوم قیامت قرآن بود“. (3)

 

مسلماً بیان چنین تعریفی از قیامت، مدعیان آن را با این پرسش مواجه می سازد که با فرض پذیرش این تعریف، تکلیف مفاهیمی از قبیل نفخ صور، بهشت و جهنم، درهم پیچیدن خورشید و دیگر مفاهیمی که در قرآن کریم در ارتباط با قیامت بیان می شود، چیست؟ از این رو، بهائیان تلاش می کنند تا به نام تأویل، تمامی این مفاهیم را دگرگون سازند. این در حالی است که:

نه تنها شاهدی در کلام رسول خدا (ص) و ائمه معصومین (ع) بر این ادعا وجود ندارد، حتی در اغلب موارد، تأویلاتی که بهائیان ارائه می دهند، در تعارض جدی با آیات قرآن می باشد.

 

ادامه دارد…

 

موضوعات مرتبط:

تأویل در بهائیت حرام است؛ اما قرآن را تأویل می کنند (بخش دوم)

تصور بهائیت از بهشت و دوزخ (بخش اول)

بهائیت، عامل ایجاد درگیری میان زرتشتیان دوره قاجار (بخش اول)

 

پی نوشت ها:

1) توفیقی، حسین، تأویل کتاب آسمانی در ادیان ابراهیمی، هفت آسمان، شماره هفدهم، ص 137.

2) مصطفوی، حسن (1386)، محاکمه و بررسی باب و بهاء، مرکز نشر آثار علامه مصطفوی، چاپ چهارم، ج 1، ص 115.

3) شیرازی، علی محمد، بیان، باب سابع و از واحد ثانی.

 

منابع:
  • منطقی، ا. (1390)، تأویل؛ ابزار عوام فریبی در بهائیت، معرفت ادیان، سال دوم، شماره سوم، ص 167-192
  • منطقی، ا. (1387)، بهائی گری؛ اصول و مبانی اعتقادی، معرفت، شماره یکصد و سی و سوم
  • غفاری هشجین، ز.، کشاورز شکری، ع.، اکار، ح. (1390)، چرایی فرقه بودن بهائیت، معرفت ادیان، سال دوم، شماره دوم، ص 43-64
  • رهنمایی، ح. (1393)، نقدی بر مهم ترین مستمسکات بهاییان در ایراد شبهات کلامی درباره ختم نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، سال پنجم، شماره دوم، پیاپی 13، ص 49-66

 

نویسنده: زهرا کامکار