تثلیث در ادیان پیش از مسیحیت

0

Views: 3

تثلیث در ادیان پیش از مسیحیت

 

با وجود اختلافات متعدد در عقاید انشعابات اصلی مسیحیت، یعنی کاتولیک؛ ارتدوکس و پروتستان، مسئله تثلیث در تمامی آن ها وجود دارد. بر این اساس، می توان گفت که برجسته ترین شاخصه مسیحیت، انگاره تثلیث و اعتقاد به آن است. آموزه تثلیث در مسیحیت، به اشتباه، امری بدیع به نظر می رسد. حال آن که تثلیث در ادیان پیش از مسیحیت، امری رایج بوده است.

مصر، یکی از مهم ترین خاستگاه های تثلیث در ادیان ابتدایی است. خدایان متعدد آیین مصر، بیشتر در گروه های سه تایی تقسیم می شدند. علاوه بر این، یونان و هند نیز از جمله تمدن هایی هستند که پیش از مسیحیت به تثلیث باور داشتند. البته توجه به این نکته ضروری است که اجزای این تثلیث ها با هم یکی نیستند و تفاوت هایی دارند. در مسیحیت، این تثلیث از خدای پدر، خدای پسر و خدای روح القدس تشکیل می شود. حال آن که این خدایان سه گانه در ادیان و ملت های پیشین، اسامی و کارکردهای متفاوتی در مقایسه با تثلیث مسیحیت داشته اند.

 

  • تثلیث خانواده پانتئون

تثلیث خدای مصر باستان از اوزیریس (پدر)، ایزیس (مادر)، و هروس (پسر) تشکیل می شد. مطابق با اساطیر مصری، اوزیریس با خواهرش ایزیس ازدواج کرد و صاحب هروس شد. پس از آن، برادر اوزیریس، از روی حسادت او را کشت. اما همسرش ایزیس، او را یافت و به کمک دیگر خدایان، اوزیریس را زنده کرد. به همین دلیل نیز، اوزیریس، خدای اموات نام گرفت.

 

  • تثلیث آمون، موت، خونس

سه خدای آمون (خدای خدایان و خدای خورشید)، موت (ایزدبانوی مصر) و خونس (خدای ماه)، یکی دیگر از تثلیث های مصری را تشکیل می دهد.

 

  • تثلیث خدایان المپ

تثلیث خدایان المپ از جمله آموزه های تثلیث های در ادیان پیش از مسیحیت است. در یونان باستان نیز معمولاً خدایان در دسته های سه تایی پرستش می شدند. زئوس در اساطیر یونانی، پادشاه خدایان و فرمانروای کوه المپ است. او توانست با کمک برادرانش هادِس و پوزئیدون، فرمانروایی کوه المپ را از پدرش کرونوس ستانده و فرمانروایی عالم را میان خود تقسیم کنند. پس از آن، زئوس خدای آسمان و زمین شد. او خدای خدایان و معادل پدر در تثلیث مسیحیت شمرده می شود.  دراین میان، پوزئیدون فرمانروایی دریاها و هادس، حاکمیت عالم زیریس را بدست گرفت.

 

  • تثلیث مویرای

آتروپوس (خدای گریزناپذیر)، لاکسیس (خدای قرعه) و کلوتو (خدای بافنده) سه الهه سرنوشت مویرای و سه دختر خدای خدایان، زئوس هستند.

 

  • تثلیث تریمورتی

هند نیز همچون مصر و یونان از خاستگاه های خدایان تثلیثی به شمار می آید. تثلیث هندو، یکی از تثلیث هایی است که قرن ها پیش از مسیح وجود داشته است. در این آیین، تثلیث های فراوانی وجود داشته و تثلیث تریمورتی، تنها یکی از آنها می باشد. تریمورتی به معنای اتحاد سه ایزد هندو و تبدیل دین هندو به یگانه پرستی است. در این تثلیث، برهما ایزد آفرینش، ویشنو خدای محافظ، و شیوا خدای هلاکت است. بدین معنا که هر عمل خلق، نگهداری یا نابودی را برهمای خالق، ویشنوی نگهدارنده و شیوای ویرانگر انجام می دهند. این انگاره، «تثلیث بزرگ» یا «اتحاد سه گانه هندو» نام گرفته است.

یکی از نمادهای این تثلیث، نگاره هایی است که در آن از بدن یک شخص، سه سر بیرون زده و هر سر به یک جهت می نگرد. این سه اقنوم بر اساس آموزه های هندوئیسم، با هم وحدت داشته و در مجموع، خدایی واحدند؛ چیزی مشابه با آن چه در آموزه تثلیث در مسیحیت مشاهده می شود. هندوها سه حرف «الف»، «واو» و «میم» را رمز این اقانیم سه گانه قرار داده و به صورت «اوم» تلفظ می کنند. در حقیقت، «اوم» همان نماد تثلیث در توحید هندوست.

 

  • تثلیث ترادِوی

همسران برهما، ویشنو و شیوا، تثلیث ترادوی یا «ایزدبانوهای سه گانه هندوئیسم» را تشکیل می دهند.سَرَسوَتی، همسر برهما، ایزدبانوی آموزش، هنر و خنیاگری است. لاکشمی، همسر ویشنو، ایزدبانوی ثروت، غله، گله، زمین و طلا بوده و پاراواتی، همسر شیوا، ایزدبانوی ویرانی و جوانسازی است.

 

کلام آخر

گاهی تصور می شود که آموزه تثلیث در مسیحت، انگاره ای بدیع بوده است. در حالی که نگاهی کوتاه به این آموزه در ادیان پیش از مسیحیت، گواهی است بر نادرستی این تصور. ایراد اما صرفاً در این تصور نیست. اشکال در اینجاست که همین آیین مسیحیت تثلیث محور، نگاهی تند و انتقادی نسبت به ادیان تثلیثی پیش از خود داشته و آن ها را شرک آلود می نامد. حال آن که خود نیز از این نقیصه رنج برده و در برخی موارد، تفاوت چندانی با آن ها ندارد. براستی چطور می توان با وجود این تشابه، یکی را آیین توحیدی و دیگری را شرک آلود نامید؟ همچنین، چرا خبری از این سه گانه در بخش اول کتاب مقدس (عهد عتیق) و همچنین اناجیل چهارگانه نیست؟

 

موضوعات مرتبط:

آموزه تثلیث در عهد جدید (بخش اول)

آموزه تثلیث در عهد جدید (بخش دوم)

آخر الزمان در مسیحیت (بخش اول)

 

پی نوشت ها:

برگرفته از کتاب درسنامه مسیحیت، محمد کاشانی