عبدالبهاء و تناقض در ماجرای اخراج آدم و حوا از بهشت

0

Views: 5

عبدالبهاء پیشوای بهائیت به جهت خوش آمدِ شنوندگان و پسند مخاطب، حقایق دینی را دست خوش تغییر و تحریف قرار داده است! او در یک جا ژست روشنفکری گرفته و از لزوم تأویل نص کتُب الهی در ماجرای حضرت آدم و حوا سخن گفته و در جایی دیگر، برای اتقان گفتارش در لزوم پرهیز از نزاع، به این ماجرا استناد کرده است!

به گزارش فاران نیوز، عبدالبهاء جانشین پیامبرنمای بهائیت، در یک جا مدعی است که ماجرای حضرت آدم و حوا (علیهما السلام) واقعیت نداشته و به جهت تمثیل در کتُب الهی به کار رفته و از لزوم تأویل آن سخن گفته است: «اين حکايت را اگر بمعنی ظاهر عبارات مصطلح بين عوام گيريم، در نهايت غرابت است و عقل در قبول و تصديق و تصوّر آن معذور. زيرا چنين ترتيب و تفصيل و خطاب و عتاب از شخص هوشمندی مستبعد است تا چه رسد بحضرت الوهيّت… لهذا اين حکايت آدم و حوّا و تناول شجره و خروج از جنّت جميعاً رموز است و از اسرار الهيّه و معانی کلّيّه و تأويل بديعه دارد.»(۱)

این پیشوای بهائی در جایی دیگر که گویا افسانه بودن و تمثیل پنداری ماجرای حضرت آدم و حوا را توسط خود فراموش کرده بود، با پذیرش واقعیت ماجرا در تحریفی آشکارتر، علت اخراج حضرت آدم و حوا از بهشت را نزاع ایشان با شیطان معرفی کرده است: «ملاحظه کنید که حضرت آدم و سائرین در جنّت (بهشت) بودند، به مجرد آنکه در جنّت عدن میان حضرت آدم (علیه ‌السلام) و شیطان، نزاعی حاصل گشت، جمیع از جنّت (بهشت) خارج شدند، تا آنکه نوع انسان عبرت گیرد و آگاه شود که نزاع و جدال، سبب حرمان (بی بهره گی: از بهشت) است، حتی با شیطان. لهذا در این عصر نورانی به موجب تعالیم الهی، حتی با شیطان، نزاع و جدال جائز نه.»(۲)

در واقع این پیشوای بهائیت در تحریف های خود آیات الهی هم دچار تناقض شده و از یک طرف، اصل ماجرای اخراج حضرت آدم و حوا را (بر خلاف دلایل منطقی و حتی مبنای مسلک خود) منکر شده و از طرفی دیگر، وقوع آن را پذیرفته اما علت آن (نزاع با شیطان) را خلاف آیات الهی معرفی کرده است!

آری؛ پیشوایی به ظاهر الهی و کسی که ادعای مقام عصمت برای خود دارد،(۳) به جهت خوش آمدِ شنوندگان و پسند مخاطب، حقایق دینی را این گونه دست خوش تغییر و تحریف قرار می دهد! او در یک جای ژست روشنفکری می گیرد و از لزوم تأویل نصّ کتُب الهی سخن می گوید و در جایی دیگر، برای اتقان گفتارش در لزوم پرهیز از نزاع، به این ماجرا استناد می کند!

پی‌نوشت:

۱. جی اسلمنت، بهاءالله و عصر جدید، برزیل: منشورات دارالنشر البهائیه، 1988 م، صص 233-234.

۲. عباس افندی، مکاتیب، بی‌جا: مؤسسه ملّی مطبوعات امری، 121 بدیع، ج 4، ص 150.

۳. چنان که عبدالبهاء، جانشینان پیامبران از جمله خود را دارای عصمت موهبتی دانسته است: ر.ک: عباس افندی، مفاوضات، ص 130-129.

انتهای پیام

منبع ادیان نت