آیا حدیث موسوم به وصیت، تواتر معنوی دارد؟

تواتر معنوی

آیا حدیث وصیت تواتر معنوی دارد؟
0

Views: 45

در بررسی تواتر معنوی حدیث وصیت پیامبر باید متوجه باشیم که بر اساس گواهی تاریخ و روایات معصومین(علیهم السلام)، رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) پس از اعلام وصیت شفاهی خود(خطبه غدیر)، بارها مردم را به پذیرش وصایت اوصیاء دوازده گانه فرا خواند و سعادت مردم را در پیروی از ایشان معرفی فرمود. ایشان همچنین قبل از وفات شان وصیت مکتوب خود را به حضرت علی(علیه السلام) املا فرمودند. سلیم بن قیس هلالی در کتاب خود این ماجرا را نقل کرده است.

 

آیا حدیث وصیت متواتر معنوی است؟

احمد بصری ادعای تواتر معنوی حدیث وصیت را دارد، اما هیچ سندی در دست نیست که در یک روایت به تمامی محتوای حدیث مذکور اشاره کرده و یا اینکه چند روایت متفاوت با بخش‌ های مختلف حدیث موسوم به وصیت مطابقت داشته باشد. لذا با این حساب تواتر معنوی آن مورد پذیرش نبوده و نهایت چیزی که می ‌توان برای آن ثابت کرد، تواتر معنوی برای بخشی از حدیث است و باقی آن در حد تواتر نمی‌ باشد.

 

معنای تواتر معنوی حدیث چیست؟

تواتر معنوى، به معناى اخبار گروهى به مطلبى خاص با خبرهاى جداگانه داراى الفاظ مختلف ولى مفاد و معناى واحد مى باشد كه اين معناى واحد متواتر است، مانند اين كه اخبار زيادى با كلمات متفاوت در مورد شركت امام على(عليه السلام) در سرايا و غزوات و به هلاكت رساندن بسيارى از پهلوانان مشركان نقل شده است، كه مضمون همه آنها به طور متواتر بر شجاعت آن حضرت دلالت مى نمايد و از آن جايى كه الفاظ اين اخبار يكسان نبوده ولى معنا و مضمون آن يكسان است، به اين تواتر، تواتر معنوى مى گويند.

در اینجا محتوای حدیث موسوم به وصیت را به پنج بخش تقسیم کرده و تواتر معنوی هر کدام را مورد بررسی قرار می‌ گیرد:

الف. یَا عَلِیُّ إِنَّهُ سَیَکُونُ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً

تنهاترین بخش حدیث که دارای تواتر لفظی و معنوی می‌باشد، بخش آغازین حدیث است که اشاره به عدد ائمه معصومین(علیهم السلام) بعد از پیامبر(صل الله علیه و آله) کرده است. لذا روایات متعددی در دست هستند که هر دو نوع تواتر لفظی و معنوی را برای عدد ائمه(علیهم السلام) ثابت می‌ کنند که به دو نمونه اشاره می‌ گردد:

1- همانا این امر را پس از من؛ دوازده امام به عهده می‌گیرد، نُه تن از نسل حسین(علیه السلام) که خداوند علم و فهم مرا به آنان عطا کرده است. (1)

2- تعداد امامان بعد از نبی ما(صل الله علیه و آله) دوازده تن است که همگی آنان نجیب و تفهیم شده هستند، هر کس که یکی از آنان را کم و یا زیاد کند، از دین خدا خارج شده و از ولایت ما چیزی را بهره نبرده است.(2)

ب. وَ مِنْ بَعْدِهِمْ اثْنَا عَشَرَ مَهْدِیّاً

مسأله مهدیین پس از امام دوازدهم(علیه السلام) هیچ گاه به عنوان اعتقاد شیعه مطرح نبوده است.

البته لفظ و مضمون این عبارت با پنج روایت دیگر مطابقت دارد که مورد بررسی قرار می‌ گیرند:

  • ای ابا حمزه! همانا از میان ما، بعد از قائم(علیه السلام) دوازده مهدی از فرزندان امام حسین(علیه السلام) خواهد بود.(3)

این روایت از یازده مهدی پس از قائم(علیه السلام) سخن به میان آورده که همگی از نسل امام حسین(علیه السلام) بوده و دلالتی بر این ندارد که آنان از نسل امام مهدی(علیه السلام) بوده باشند، چنانچه مهدیین مذکور از نسل امام دوازدهم(علیه السلام) باشند، دلیلی بر این نبود که آنان را از اولاد امام حسین(علیه السلام) معرفی فرماید و بایستی حدیث مذکور با عبارت «من ولده» ثبت می‌گردید. لذا ممکن است این مهدیین از سادات حسینی و از اولاد امام حسین(علیه السلام) باشند.

  • در کتاب مختصر البصائر به نقل از نویسنده کتاب منتخب الأنوار المضیئة فی ذکر القائم الحجة(4) آورده است: (5)؛ (همانا از میان ما، بعد از قائم(علیه السلام) دوازده مهدی از فرزندان امام حسین(علیه السلام) خواهد بود).

در این روایت نیز، مهدیین را از فرزندان امام حسین(علیه السلام) معرفی کرده است که توضیح آن در روایت قبلی گذشت.

  • در کتاب الاصول الستة عشر آمده است:‌

همانا از میان ما بعد از رسول اکرم(صل الله علیه و آله) هفت وصی است که تمامی آنان امام واجب الطاعه هستند، هفتمین آنان قائم آنان است، سپس بعد از قائم(علیه السلام) یازده مهدی از فرزندان حسین(علیه السلام) خواهد بود. (6)

این روایت بدون ذکر سند در کتاب مذکور ثبت شده است. اشکال اصلی این روایت این است که به تصریح این روایت، مراد از قائم، امام کاظم(علیه السلام) بوده و پس از ایشان یازده مهدی از فرزندان امام کاظم(علیه السلام) را معرفی کرده است. لذا بر اساس باور مسلم ما این روایت اساسا برخلاف اعتقادات شیعه است. لذا احمد بصری نمی‌تواند به این روایت استناد کرده و خود را اولین مهدی بداند، چرا که در این صورت بایستی همزمان با امام رضا(علیه السلام) می‌آمد نه الان!

  • در کتاب شرح الاخبار آمده است: قائم از ما قیام می‌کند، پس از او دوازده مهدی خواهد بود. (7)

این روایت بدون ذکر سند، در کتاب قاضی نعمان مغربی(8) آمده است که در آن از دوازده مهدی پس از قائم(علیه السلام) سخن گفته شده و در خصوص نسب آنان مطلبی ذکر نشده است.

مهدیین امام نیستند!
  • ابی بصیر می‌گوید: به امام صادق(علیه السلام) عرض کردم، ای پسر رسول خدا(صل الله علیه و آله)! همانا من از پدرت شنیدم که فرمود: بعد از قائم دوازده مهدی خواهد بود. امام صادق(علیه السلام) فرمود: بله پدرم فرمود دوازده مهدی و نفرمود دوازده امام، و لکن آنان قومی از شیعیان ما هستند که مردم را به پیروی و معرفت حق ما دعوت می‌ کنند. (9)

در این روایت از دوازده مهدی پس از دوازده امام(علیه السلام) سخن به میان آمده و علاوه بر آن به امام نبودن آنان تصریح شده و سخنی از نسب ایشان نیز به میان نیامده است.

قابل توجه اینکه با وجود پنج حدیث که حتی در عدد و نسب و جایگاه مهدیین با یکدیگر متفاوت هستند، چگونه می‌توان ادعای تواتر معنوی برای بخش دوم حدیث موسوم به وصیت کرد و حال آنکه در تواتر معنوی بایستی یک مطلب با الفاظ گوناگون تا حدی نقل شده و موجب یقین شود که احتمال کذب در آن راه نداشته باشد؛ مانند شجاعت علی(علیه السلام) که تمامی راویان، شجاعت او را با الفاظ و عبارات مختلف نقل کرده‌اند.

بنابراین احمد بصری باید بتواند به روایاتی استناد کند که توانایی اثبات متواتر(معنوی) بودن مهدیین بعد از قائم(علیه السلام) را اثبات کند و حال اینکه چنین روایتی وجود ندارد.

ج. «فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْیُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ»

بخش سوم حدیث موسوم به وصیت، مربوط به تسلیم خلافت، امامت و حکومت به فرزند امام دوازدهم(علیه السلام) است که باید توسط احمد بصری تواتر معنوی آن به اثبات برسد.

حال آنکه در هیچ روایتی به این مسأله اشاره نشده و علاوه بر آن توسط علمای شیعه چنین چیزی را شاذ و مخالف مشهور دانسته‌ اند که توضیح آن در بخش «دیدگاه علماء شیعه» گذشت.

ضمن اینکه شیخ طوسی(رحمه الله علیه) در کتاب الغیبة نیز چنین باوری را مردود دانسته و مخالفت با آن را واجب دانسته است:

اما چنانچه کسی گفته بود که امام دوازدهم(علیه السلام) فرزند داشته و تعداد ائمه به سیزده رسیده است، سخن باطل و فاسدی به زبان آورده است چرا که قبلاً استدلال کردیم که ائمه(علیهم السلام) دوازده تن هستند. لذا ردّ این سخن باطل از واجبات است. بنا براین، الحمدلله تمامی این فرقه ‌ها منقرض شده و هیچ قائلی باقی نمانده است که به این سخنان معتقد باشد. (10)

ضمن اینکه برخی از روایات، مسأله جانشینی فرزند حضرت را نفی کرده و معتقدین به این باور را مورد لعن قرار داده‌اند. به عنوان نمونه:

مفضل بن عمر می‌گوید: از امام صادق(علیه السلام) شنیدم که فرمود: ای مفضل! آیا این خورشید را می‌بینی؟ عرض کردم بله! فرمود: به خدا قسم امر ما روشن‌تر و آشکارتر از آن است. اما برخی خواهند گفت: مهدی در هنگام غیبتش وفات کرده و برخی می‌ گویند: امامت با فرزندی از او است و بسیاری از آنان[عامه] تولد و بودن و ظهور او را انکار می‌کنند. بر تمامی آنان لعنة خدا و ملائکه و رسولان و مردم باد. (11)

د. «فَلْیُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ»

در بخش چهارم از حدیث، اولین مهدی از دوازده مهدی را همان فرزند امام دوازدهم(علیه السلام) دانسته است. این درحالی است که در هیچ روایتی از پنج روایت مربوط مهدیین بعد از قائم(علیه السلام) به فرزندی مهدی اول یا سایر مهدیین برای امام دوازدهم(علیه السلام) تصریح یا اشاره نشده است. لذا احمد بصری به جهت اینکه بتواند تواتر معنوی این بخش از روایت را ثابت کند، باید روایاتی که فرزند بودن مهدی اول اشاره دارند را داشته باشد در حالی که چنین روایتی وجود ندارد.

هـ . «هُوَ عَبْدُ اللَّهِ وَ أَحْمَدُ وَ الِاسْمُ الثَّالِثُ الْمَهْدِیُّ»

بخش پایانی حدیث موسوم به وصیت، اختصاص به نام‌های فرزند امام مهدی(علیه السلام) دارد. در این عبارت؛ برای فرزند آن حضرت سه نام: عبدالله، احمد و مهدی معرفی شده است.

احمد بصری برای اثبات اینکه این حدیث دارای تواتر معنوی است، بایستی تواتر معنوی یا لفظی اسامی فرزندان حضرت را نیز ثابت کند درحالیکه هیچ روایتی مبنی بر معرفی فرزندان ایشان با این سه اسم وجود ندارد.

ضمن اینکه ظاهر این روایت اشاره به آن دارد که این اسامی به عنوان اسم برای فرزند امام(علیه السلام) بوده و قابل تأویل نمی‌باشند. لذا در صورتی که احمدبصری بخواهد یکی از آنها را به تأویل ببرد، اولاً مرتکب خلاف ظاهر روایت شده و ثانیاً بایستی هر سه اسم را به تأویل ببرد که در این صورت چیزی برای او باقی نخواهد ماند.

نتیجه بحث اینکه؛ تواتر معنوی این روایت به نحو کلی و حتی به نحو جزئی مورد قبول نبوده و ادعای احمد بصری خلاف واقع است.

 

نتیجه اینکه روایت موسوم به وصیت در کتاب الغیبة طوسی(رحمه الله علیه) دارای تواتر معنوی نبوده و قرائن مذکور نیز با مدعای اصلی مطابقتی ندارند. با این وجود دفاع احمد بصری از قطعی الصدور بودن روایت با دو روش «تواتر معنوی و قرائن صحت» نا کار آمد و واضح البطلان می‌ باشد.

پی نوشت:

(1). کفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص165.

(2). الإختصاص، ص233.

(3). غیبت طوسی، ص478.

(4).منتخب الأنوار المضیئة فی ذکر القائم الحجة(علیه السلام)، ص 354)

(5). مختصر البصائر، ص165.

(6). الأصول الستة عشر، ص268.

(7). شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار(علیهم السلام)، ج‌3، ص400.

(8). ابو حنیفه، نعمان بن محمد بن منصور بن احمد بن حَیُّون تمیمى مغربى، از دانشمندان بزرگ فرقه اسماعیلیه در آغاز پیدایش آنان به شمار مى‌آید. پدر او از علماى بزرگ اهل تسنن و پیرو مذهب مالکى بود و روایات فراوانى را روایت کرده است. نعمان در آغاز پیرو مذهب مالکى بود ولى بعدا تغییر مذهب داده و شیعه شد، اما در سلک فرقه اسماعیلیه در آمد و اسماعیل فرزند امام جعفر صادق(علیه السلام) را امام غائب دانست.

(9). کمال الدین و تمام النعمة، ج‌2، ص358.

(10). غیبت طوسی، ص228.

(11). الهدایة الکبرى، ص360.

 

منبع: درسنامه نقد و بررسی جریان احمد الحسن بصری، علی محمدی هوشیار، انتشارات تولی، 1397