سوالات عالم یهودی از امام علی علیه‌السلام

2

Views: 57

 

وقتی بعد از ابابکر عمر عهده دار خلافت شد. عالمی یهودی بر او وارد شد و گروهی از صحابه دور او را گرفته بودند که در بین آن ها امام علی علیه‌السلام بود. یهودی به عمر گفت: من مردی از یهود و علامه آن هایم، خواستم مسائلی را بپرسم. اگر به من خبر دادی مسلمان می شوم. عمر گفت: و آن چیست؟ گفت، سه تا و سه تا و یکی. و اگر کسی از قوم، داناتر از توست مرا به آن معرفی کن؛ به امام علی علیه‌السلام اشاره کرد…

به گزارش فاران نیوز، وقتی بعد از ابابکر عمر عهده دار خلافت شد. عالمی یهودی بر او وارد شد و گروهی از صحابه دور او را گرفته بودند که در بین آن ها امام علی (ع) بود. یهودی به عمر گفت: من مردی از یهود و علامه آن هایم، خواستم مسائلی را بپرسم. اگر به من خبر دادی مسلمان می شوم. عمر گفت: و آن چیست؟ گفت، سه تا و سه تا و یکی. و اگر کسی از قوم، داناتر از توست مرا به آن معرفی کن؛ به امام (ع) اشاره کرد، پس متوجه او شد و امام به او گفت:

گفتی: سه تا و سه تا و یکی. چرا نگفتی: هفت تا؟….[1].

یهودی گفت: از تو سه سئوال می کنم، اگر درست گفتی، یک سئوال دیگر می کنم و اگر سه سئوال اول را اشتباه گفتی سئوال دیگری از تو نمی کنم…

امام فرمود: وقتی سئوال کردی من جواب دادم. اگر اشتباه کردم یا درست گفتم تو چه می دانی؟

پس یهودی کتاب کهنه ای را خارج کرد و گفت: این کتاب از پدران و اجدادم به ارث رسیده، این به املای موسی و خط هارون است. در آن خصلت هایی است که می خواهم آن را از تو سئوال کنم.

امام فرمود: اگر من جواب آن ها را به تو درست دادم، مسلمان می شوی؟

یهودی گفت: اگر درست جواب مرا بدهی همین ساعت مسلمان می شوم[2].

امام فرمود: سئوال کن.

یهودی گفت: خبر بده بر من از اولین سنگی که بر روی زمین گذاشته شد؟ و اولین چشمه ای که جوشید. و اولین درختی که رویید.

امام فرمود: شما می گویید: اولین سنگی که بر روی زمین نهاده شد، سنگی است در بیت المقدس. و دروغ گفتید.و آن حجر الاسود است که با آدم از بهشت نازل شد.

یهودی گفت: درست گفتی. آن به خط هارون و املای موسی است.

امام فرمود: اما چشمه ای که شما می گویید. اولین چشمه ای که بر روی زمین جاری شد، آن چشمه ای است که در بیت المقدس است. دروغ گفتید. آن چشمه حیات است که در آن موسی ماهی خود را شست و آن چشمه ای است که خضر از آن نوشید.

یهودی گفت: درست گفتی آن به خط هارون و املای موسی است.

امام فرمود: و اما درخت شما می گویید: اولین درختی که بر روی زمین رویید زیتون است و دروغ گفتید. آن درخت خرمای عجوه است که آدم (ع) آن را از بهشت آورد.

یهودی گفت: درست گفتی. آن به خط هارون و املای موسی است.

یهودی گفت: و اما آن سه تای دیگر، چند امام هادی برای این امت است که اگر آن ها را کسانی خوار کنند به آن ها ضرر نمی رساند؟

امام فرمود: دوازده امام هستند.

یهودی گفت: درست گفتی.

یهودی گفت: پیامبر (ص) شما در کجای بهشت سکونت خواهد داشت؟

امام فرمود: در بالاترین درجه و شریف ترین مکان در بهشت عدن.

یهودی گفت: درست گفتی، آن به خط هارون و املای موسی است.

یهودی گفت: چه کسانی با او به منزل وارد می شوند؟

امام فرمود: با او دوازده امام نازل می شوند.

یهودی گفت: درست گفتی.

یهودی گفت: وصی او – یعنی وصی پیامبر (ص) – چند سال بعد از او زندگی می کند؟

امام فرمود: سی سال.

یهودی گفت: می میرد یا کشته می شود؟

امام فرمود: به پیشانی او ضربه ای می زنند و محاسن او را رنگین می کنند.

یهودی گفت: درست گفتی، به خط هارون و املای موسی است. پس یهودی اسلام را پذیرفت[3].

در این مناظره نکات مهمی است.

اول اینکه غاصبان خلافت هیچ گونه شایستگی ای برای این منصب نداشتند چون ادعا می کردند جانشین پیامبرند در حالی که هیچ بهره ای از علم پیامبر نداشتند و کسی که چنین بهره ای نداشته باشد چگونه مدعی جانشینی می شود؟

دوم اینکه امام علی (ع) به آن چه در نزد یهود و نصارا بود آگاه بود و تمام علوم پیامبران قبل را می دانست. و هر چه از ایشالن سوال می کردند هم جواب صحیح آن را می گفت و هم عقیده باطلی را که یهود و نصارا داشتند متذکر می شد.

سوم اینکه در این مناظره روشن شد که در کتب گذشتگان هم به تعداد ائمه و حتی مدت عمرشان و همچنین برخی حوادثی که در تارخی اسلام اتفاق می افتد اشاره شده است.

چهارم وجود کتابی در نزد یهود به املای حضرت موسی و خط هارون است و به نظر می رسد که در کتب یهود چنین حقایقی وجود داشته گرچه از اظهار آن ابا دارند. و بسیاری از حقایق را کتمان می کنند.

پی نوشت

[1] الاحتجاج 1 : 226.

[2] الغدير 6 : 268.

[3] الاحتجاج 1 : 336 – 337.

انتهای پیام

منبع: حوزه نت