سید کاظم رشتی کیست؟

0

Views: 71

 

سید کاظم رشتی کیست؟

 

شیخ احمد احسایی، بنیان گذار فرقه شیخیه در سال 1242 هجری قمری از دنیا رفت. سید کاظم رشتی برجسته ترین شاگرد وی بود که پس از او کرسی تدریس را بدست گرفت. رشتی در ابتدا وظیفه تفسیر آراء شیخ احمد را بر عهده داشت اما به تدریج در تفاسیر و تأویل هایی که برای آثار احسایی بیان می کرد، برخی بدعت ها و عقاید جدید را پایه نهاد.

 

 

شرح حال سید کاظم رشتی

 

سید کاظم رشتی متولد 1212 و متوفی 1259 هجری قمری، شاگرد شیخ احمد احسایی و دومین رهبر فرقه شیخیه به شمار می آید. جد سید کاظم یعنی سید احمد، از علمای مدینه بود که پس از شیوع طاعون در آن جا به ایران مهاجرت کرد و در رشت سکنی گزید.

رشتی تحصیلات مقدماتی خود را در رشت گذراند و سپس برای ادامه تحصیل به یزد رفت و در جلسات شیخ احمد احسایی حاضر شد. پس از آن نیز معمولاً در سفرهای شیخ احمد، همراه او بود تا این که ملا محمدتقی برغانی (1)، امام جمعه قزوین، احسایی را تکفیر نمود. بعد از این ماجرا، سید کاظم به همراه شیخ احمد عازم کربلا شد و به دستور وی در آن جا اقامت کرد. آقا ابوالقاسم خان ابراهیمی (2) در این رابطه می گوید:

شیخ احمد، سید را امر به توطن کربلای معلی فرمودند“.

 

سید کاظم در کربلا ساکن شد و به سبب دانش زیاد در بین علما به شهرت رسید. نقل می شود که محمود آلوسی (3)، مفتی بغداد درباره دانش و کمالات سید کاظم گفت:

اگر سید در زمانی بود که ممکن بود نبی مبعوث شود و ادعای نبوت می کرد، من اول آمن (ایمان آورنده به او) بودم، زیرا شرط آن که علم و تقوا و کرامت است در او موجود است“. (4)

 

سید کاظم رشتی تا پایان عمر در کربلا ماند و به تدریس و تبلیغ تفکر شیخی پرداخت. از وی بیش از یکصد و پنجاه کتاب و رساله به جا مانده است.

 

 

جایگاه سید کاظم رشتی نزد شیخ احمد احسایی

 

سید کاظم رشتی از چنان جایگاه برجسته ای نزد شیخ احمد برخوردار بود که استاد در تمجید وی می گفت:

ولدی کاظم یفهم و غیره ما یفهم“. (5)

فرزندم کاظم می فهمد و دیگران نمی فهمند“.

در واقع، همراهی طولانی سید کاظم با شیخ احمد و اشراف وی بر عقاید استاد خویش سبب شد تا به عنوان جانشین او تصور شود.

 

علیرغم این که هیچ نص صریحی از جانب شیخ احمد برای معرفی سید کاظم به عنوان جانشین خود موجود نیست، محمدکریم خان کرمانی از بزرگان شیخیه در خصوص جانشینی سید کاظم شیرازی می نویسد:

شیخ جلیل فرموده اند که: سید کاظم یفهم و غیره ما یفهم و در میان ما معلوم و آشکار است که به شیخ عرض کردند که: اگر دست ما به شما نرسد، اخذ این علم را از که بکنیم؟ فرمود: بگیرند از سید کاظم. چرا که او از من، علم را مشافهةً آموخته است و من از ائمه خود مشافهةً آموخته ام و ایشان بی واسطه کسی، از خدا آموخته اند...”. (6)

 

همچنین در جای دیگر می گوید:

وقتی جلالت و حقیقت شیخ، به اجماع علمای شیعه که معاصر بوده اند معلوم شد، جلالت و حقیقت سید هم به نص، ثابت می شود. چنان که نبی بودن حضرت پیغمبر، به معجزه و وحی معلوم شد و بودن حضرت امیر (علیه السلام) وصی، به نص پیغمبر معلوم شد و بودن هر یک از ائمه وصی و امام عصر، به نص امام سابق معلوم شد…”. (7)

 

 

کلام آخر

سید کاظم رشتی بر خلاف شیخ احمد، راه مسافرت را بر نگزید و تا پایان عمر خویش به ایران نیامد و در کربلا ماند. همین امر سبب شد تا درس و بحث وی رونق گرفت و شاگردان زیادی به جای گذارد. اما پس از مرگ رشتی، در شیخیه شکافی بزرگ ایجاد شد و فرقه هایی همچون شیخیه کرمان، شیخیه تبریز و شیخیه همدان (باقریه) بوجود آمد. در این میان، یکی از شاگردان سید کاظم بنام علی محمد شیرازی نیز فرقه بابیه را پایه گذارد که آشکارا نسخ اسلام را اعلام نمود و بکلی از دین خارج شد.

 

 

موضوعات مرتبط:

شیخ احمد احسایی کیست؟ (بخش اول)

شیخ احمد احسایی کیست؟ (بخش دوم)

 

 

پی نوشت ها:

1) ملا محمدتقی برغانی ملقب به شهید ثالث، امام جمعه قزوین بود که پس از مباحثات و مناظراتی با شیخ احمد احسایی، وی را به دلیل عقاید بدعت آمیزش تکفیر نمود. ایشان که عموی قرةالعین بود، بعدها به دست پیروان باب و به قولی به دستور قرةالعین به شهادت رسید.

2) آقا ابوالقاسم خان ابراهیمی از بزرگان فرقه شیخیه کریمخانیه است. وی پس از پدرش زین العابدین خان در سال 1360 هجری قمری، رهبر این فرقه شد.

3) محمود آلوسی، مفتی بغداد و شافعی مذهب بود.

4) نصرالله صالحی، اندیشه سیاسی شیخیه، فرهنگ اندیشه، شماره اول، ص 167-181.

5) ابوالقاسم ابراهیمی، فهرست کتب مشایخ عظام، ج 1، ص 115.

6) هدایة الطالبین، ص 71، رسالۀ تیر شهاب در ردّ باب، ص 177، مندرج در کتاب مجمع الرسائل.

7) همان، ص 72.

 

 

منابع:
  • صالحی، ن. (1380)، اندیشه سیاسی شیخیه، فرهنگ اندیشه، شماره اول، ص 167-181
  • لواسانی، م. (1394)، مبتکر نظریه رکن ایمان در شیخیه، مطالعات تاریخ اسلام، سال هفتم، شماره بیست و چهارم، ص 141-169
  • زارع، ر.، میبدی، م. (1391)، بررسی نقش علما در برخورد با مسئله بابیت و بهائیت، تاریخ در آیینه پژوهش، سال نهم، شماره دوم، ص 85-98
  • باقری، ع. (1391)، جستاری در نقد بابیت با تأکید بر نقد آموزه رکن رابع در اندیشه شیخیه، معرفت ادیان، سال سوم، شماره سوم، ص 87-104
  • پاشایی، و.، فرمانیان، م. (1392)، رویارویی خاندان کریم خانیه شیخیه با بابیه، معرفت ادیان، سال چهارم، شماره چهارم، ص 97-118

 

نویسنده: زهرا کامکار