شریعت در کیش زرتشت

0

Views: 14

شریعت در کیش زرتشت

 

شریعت در کیش زرتشت همچون دیگر ادیان الهی از جایگاه برجسته ای برخوردار است. اما اولاً احکام آن گاهی آن قدرها دشوار می شود که اجرای آن ها به ویژه در عصر حاضر امکان پذیر نیست. ثانیاً از آن جا که اغلب آن در اوستای متأخر بیان می شود، موبدان زرتشتی تغییر و ترک بسیاری از آن ها را جایز می دانند. (1)

 

 

شریعت گریزی در کیش زرتشت

 

یکی از نکات موجود در دین زرتشت، عدم امکان اجرای بسیاری از احکام آن می باشد. مزداپور، اندیشمند برجسته زرتشتی در این رابطه می نویسد:

وندیداد که احکام و شرعیات دوران خود را در بر دارد، امروزه بسیار کهنه و عتیق به نظر می رسد. قوانینی که در آن آمده­است، گرچه شاید در روزگار خود مفید بوده و لایه هایی از احکام آن به بهداشت و تطهیر به شکلی همواره سودمند باز می گردد، اما… حتی در دوران ساسانیان هم قوانین آیان در وندیداد را وقعی چندان نمی نهادند و برای اجرای آن احکام وندیدادی، زمینه اجتماعی و فرهنگی را چندان مساعد نمی دیدند“. (مزداپور، 1391، ص 30)

 

مزداپور در جای دیگر می گوید:

همه آن چه را که وندیداد درباره زادن و مراقبت از کودک و مادرش به ما می آموزد، اینک به حق کهنه شده­است و دور انداختنی. این ها همانند باورهای قدیمی درباره جغرافیا و طلوع و غروب خورشید، دیگر کاربردی جز زیبایی اساطیری و قدیمی ندارند و مطالبی شعر گونه­اند. آداب دخمه گذاری را امروزه در ایران تغییر داده­ایم و این امر، خلاف احکام وندیدادی، ما را از پیروی آموزه های زرتشت اشو دور نکرده­است”. (مزداپور، 1391، ص 30)

 

موبدان زرتشتی نیزبا نظرات مزداپور موافق هستند. خورشیدیان، رئیس انجمن موبدان تهران با تأکید بر این که تنها گاهان (2) کتابی آسمانی و مقدس است، شریعت زرتشتی را نظر موبدان و غیر آسمانی می داند و در نتیجه معتقد است که تغییر در آن جایز می باشد:

انجمن موبدان حق دارد که بسته به زمان و مکان، آن قوانین را تحت مطالعه قرار دهد و با توجه به اصول دین، فرشکرد (3) کند. نه تنها مطلب آن ها را بپذیرد یا نپذیرد، بلکه آن ها را تغییر دهند؛ که در طول تاریخ داده­ایم و خواهیم داد”. (خورشیدیان، 1393، ص 339)

 

بنابراین، مزداپور بر این باور است که به دلیل کهنه بودن شریعت زرتشت، بزرگان این دین به دنبال این بودند که مردم از محتویات آن که در وندیداد می آید، اطلاع نیابند. چرا که در صورت آگاهی از آن و اجتناب از عمل به آن به دلیل دشواری، در حقیقت به سنت های گذشتگان پشت می کنند:

پیران زرتشتی نظر می دادند که بهتر است از مفاد کتابی چون وندیداد بی خبر باشیم تا مبادا بر خلاف راه و رسم کهن و پذیرفته آیینی آگاهانه گامی برداریم“. (مزداپور، 1382، ص 101)

 

برخی از احکام تغییر یافته در آیین زرتشت:

 

  • رها کردن رسم گذاشتن جسد مردگان در دخمه
  • نشان دادن جسد مرده به سگ به منظور فراری دادن دیو نسوش از جسد
  • احکام مرتبط با ناپاکی زنان در زمان عادت و زایمان
  • اعتراف به گناه نزد موبدان زرتشتی
  • حرمت خوردن گوشت در چهار روز از هر ماه (این رسم در گذشته نبود، اما اکنون از جمله احکام به شمار می رود)

 

 

نکته چیست؟

نکته اساسی این جاست که اهورامزدا از کردار و پندار و گفتار نیک سخن می گوید. اما به راستی مبنای این اعمال نیک چیست؟

آیا در ابتدا بخشی از اوستای خود زرتشت اشو به شریعت اختصاص داشته است؟

 

اگر پاسخ به این پرسش، مثبت است، باید گفت:

موبدان و اندیشمندان زرتشتی، شریعت موجود را آسمانی نمی دانند. در مقابل معتقدند که این شریعت، حاصل تفکر و نظر موبدان گذشته است. 

از این رو پرسش اساسی این است که شریعت خود زرتشت کجاست؟ آیا در طول زمان از بین رفته و یا تحریف شده ­است؟

اگر چنین است، چطور دینی می تواند بدون ستون و دستورالعمل هدایتی پیامبرخود که از جانب پروردگار تعیین می شود، انسان ها را به تکامل برساند؟

 

در صورتی که پاسخ به این سؤال منفی است، باید گفت:

اگر زرتشت اشو، شریعت را برای دین خود لازم می دانست، حتماً در کتاب خویش به آن می پرداخت. حال که زرتشت، توجهی به این امر نداشته، چرا موبدان به تدوین شریعت پرداختند؟

آیا آنان خود را نسبت به دین زرتشت و پیروان آن، دلسوزتر از پیامبر خود می دانستند؟

 

 

کلام آخر

شریعت در گاهان که تنها بخش آسمانی اوستاست، به چشم نمی خورد. این مسئله، برای یک دین الهی، نقیصه ای مهم به حساب می آید. دین، ایزاری است که راه و روش زندگی و نیل به سعادت را به آدمی نشان می دهد. اگر آدمی به تنهایی قادر بود تا این راه را بیابد، دیگر چه نیازی به آمدن دین بود؟

انسان در فطرت خویش، نیکی را دوست دارد و از بدی بیزار است. به بیان روشن تر، آن چیزی را که آدمی فطرتاً امکان درک آن را دارد، همان شیرینی پندار، کردار و گفتار نیک است. اما در مقابل، آن چه را که نمی تواند به درستی فهم نماید، چگونگی بکارگیری آن می باشد. درست همان چیزی که زرتشت به آن اشاره نکرده و یا اگر هم کرده باشد، اکنون اثری از آن وجود ندارد.

 

 

 

پی نوشت ها:

1) دلیل این امر آن است که زرتشتیان، اوستای متأخر را کلام زرتشت و آسمانی نمی دانند.

2) بخشی از اوستا که به نظر اغلب اندیشمندان حوزه دین زرتشت، کلام خود زرتشت می باشد.

3) فَرَشْگرد به معنای دوباره دگرگون نمودن است.

 

موضوعات مرتبط:

آیا شریعت کیش زرتشت در زمان ساسانیان اجرا می شد؟

روابط بزرگان جامعه زرتشتی با بهائیان در عصر مشروطه (بخش اول)

نقش انگلیس در برقراری ارتباط میان زرتشتیان و بهائیان (بخش اول)

 

منابع:
  • حاجتی شورکی، م. (1397)، آیین زرتشت: شریعت محور یا شریعت گریز، معرفت ادیان، سال نهم، شماره سوم، پیاپی 35، صفحات 123-141

 

 

نویسنده: زهرا کامکار