ماجرای توبه های پی در پی باب

0

Views: 20

اولین توبه باب

بعد از اینکه به دستور علی محمد باب در مسجد بوشهر، اسم وی در اذان وارد شد، خبر به گوش حاکم شیراز رسید. او نیروهایش را برای دستیگری باب به بوشهر فرستاد. باب تنها راه نجات خود را انکار ادعای خود دید. او خیلی سریع و بدون مقاومتی، حاضر شد در مسجد وکیل شیراز ادعای خود را انکار و توبه کند.

نبیل زرندی، مورخ بهائی، عین عبارات باب را نوشته است:

« حضرت باب روی به جمعیت کرده و فرمودند:

لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غایب بداند. لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. لعنت خدا بر کسی که مرا منکر نبوت حضرت رسول بداند. لعنت خدا بر کسی که مرا منکر انبیای الهی بداند. لعنت خدا بر کسی که مرا منکر امامت امیرالمؤمنین و سایر ائمه اطهار بداند.» (تلخیص تاریخ، ص132)

  • بعد از این توبه، علی محمد باب 6 ماه در خانه پدری خود، زندانی شد و تحت نظر بود.
  • قبل از جریان حبس خانگی، علی محمد باب توقیعی (نامه ای) به پیروان خود نوشت. او در نامه نوشته بود که بعد از سفر مکه به عتبات می آید.
  • وی در حبس، نامه دیگری نوشت و سفر خود را به عتبات لغو کرد. و از یارانش خواست تا فعلا در شهر اصفهان بمانند.

دومین توبه باب

پس از زندانی شدن باب و ادامه فتنه های یاران وی در سراسر ایران، باب را برای محاکمه از قلعه چهریق (زندان باب) به تبریز بردند. محاکمه و مناظره باب در مجلسی با حضور ناصرالدین شاه و بعضی از علما برگزار شد. باب در این جلسه مدعی وحی و اعجاز شد!

  • ناتوانی وی در اثبات ادعایش، بعد از مناظره با علما، باعث محکومیت او شد.
  • باب برای دومین بار و به صورت رسمی از ادعای خود توبه کرد.
  • وی این بار توبه نامه ای کتبی و خطاب به ناصر الدین میرزا که آن زمان ولیعهد بود نوشت. (گلپایگانی، کشف الغطاء، ص204 و 205)
  • توبه نامه کتبی باب، پایان ماجرا نبود. پس از آن نیز باب ادعاهای بیشتری می کرد.
  • وی تا زمان زنده بودن، در حال افزایش مقامات خود بود.
  • یارانش نیز در گوشه و کنار مملکت آشوب به پا می کردند.

با وجود اینکه بعضی از علما فتوا دادند که باب تعادل روانی ندارد، و به صراحت درخواست اعدام وی را نکردند، اما میرزا تقی خان امیر کبیر، ناچار شد برای جلوگیری از اغتشاشات و آشوبهای پیروان علی محمد باب، دستور اعدام باب را صادر کند.

(برگرفته از کتاب در جستجوی حقیقت- علیرضا روزبهانی بروجردی)