مانکجی لیمجی زرتشتی و جعل تاریخ ایران (بخش دوم)

0

Views: 13

مانکجی لیمجی زرتشتی و جعل تاریخ ایران

 

شناخت ایران، از مهم ترین اهداف انگلیس برای استخدام افرادی قابل اعتماد از درون این سرزمین همچون مانکجی لیمجی زرتشتی و یا از سربازان اطلاعاتی خود نظیر سرپرسی سایکس در جعل تاریخ ایران بود. انگلیس برای اشغال و حفظ استعمار در هر کشوری، نیاز به شناخت موقعیت جغرافیایی، تاریخی، فرهنگی و دینی داشت. از این رو، جاسوسان این کشور بر خود واجب می دانستند تا اطلاعاتی دقیق از مستعمرات گردآوردی کنند و برای سران خود ارسال نمایند.

با این وجود، هدف مهمتر دولت بریتانیا در تألیف کتب گوناگون در زمینه تاریخ و فرهنگ کشورها، تغییر گذشته، حال و آینده مردم آن سرزمین بود. پر واضح است، زمانی که در تاریخ، به عنوان مثال بزرگ مردانی همچون میرزا کوچک خان جنگلی که در اوج جوانی جان خود را در دست می گیرد و در مقابل بیگانه می ایستند، افرادی فرصت طلب و به دنبال مقام معرفی می گردند، حال آن که جاهلانی همچون علی محمد شیرازی که در ابتدا خود را باب، سپس مهدی موعود، آن گاه نبی و در نهایت خدا می نامد، مورد تمجید و ستایش قرار می گیرند، مسلماً نگاه، تفکر و عملکرد مردم حال و آینده، به کلی تغییر خواهد کرد.

 

 

مانکجی لیمجی زرتشتی، جاعل تاریخ ایران

 

مهم است، چه کسی تاریخ یک سرزمین را می نویسد و از آن مهم تر این که آن شخص، آیا دشمن است یا دوست. مورخ اگر مغرض باشد، اثرش بیهوده خواهد بود. حال آن که بی پروایی مانکجی لیمجی در جعل تاریخ ایران به اندازه ای بود که صدای همتای انگلیسی خود، ادوارد براون را نیز در آورد. براون در ارتباط با کتاب تاریخ جدید، اثر میرزا حسین همدانی می گوید،

  • این کتاب از بیان حقیقت منحرف شده و
  • مؤلف تلاش کرده تا بهاء (1) را بر خلاف واقع، تجلیل نماید. (2)

 

با این وجود، مانکجی لیمجی زرتشتی، چه به عنوان مؤلف و چه حامی نویسنده، آثار زیادی در رابطه با تاریخ ایران دارد. از جمله این ها می توان به تاریخ کاشان، اثر عبدالرحیم خان ضرابی، کتابی درباره تاریخ کرمان و همچنین کتاب تاریخ میرزا جانی کاشانی اشاره نمود.

 

بررسی نوع کار مانکجی تنها در رابطه با یک نمونه از این آثار هم می تواند به روشنی، رویکرد غرض ورزانه و نادرست وی را آشکار نماید. مانکجی لیمجی زرتشتی که علاقه وافری نسبت به بهائیان از خود نشان می داد، آن ها را تشویق می نمود تا با تألیف کتاب هایی درباره این فرقه، برای خود تاریخ بسازند. میرزا ابوالفضل گلپایگانی از بزرگان بهائیت در ایران، این مسئله را تأیید می کند و می گوید، مانکجی، میرزا حسین همدانی را تشویق به نوشتن کتابی درباره بابیت کرد. حسین همدانی برای این کار از میرزا ابولفضل گلپایگانی کمک می خواهد. میرزا ابوالفضل نیز او را به اصلاح کتاب منسوب به میرزا جانی کاشانی راهنمایی می کند.

اما نکته جالب داستان در این جاست که میرزا ابوالفضل گلپایگانی بهائی اعتراف می کند که مانکجی به میرزا حسین همدانی اجازه نمی داد، مطالب کتاب میرزا جانی کاشانی را آن گونه که وی (گلپایگانی) می گفت، اصلاح نماید. در مقابل، میرزا حسین را مجبور کرد تا آن چه را خود (مانکجی) می گوید، بنویسد. از این رو، گلپایگانی می گوید:

لیکن مانکجی نگذاشت که آن تاریخ بدان گونه که نامه نگارگفته بود، انجام یابد بلکه مورخ مذکور را بر آن داشت که آن چه اوگوید بنگارد. زیرا که عادت مانکجی این بود که مطلبی را به منشی می گفت بنویس و مسوده آن را به من بخوان. و نخست منشی مسوده ای را که به سلیقه خود و قریحه درست ترتیب داده بود، بر او می خواند و پس از اکثار و تقلیل عبارت و جرح و تعدیل مطلب درمسوده به بیاض می برد. و چون مانکجی را درخط و لسان پارسی حظی وعلمی نبود، از این راه اکثر کتب و رسائلی که به او منسوب است، عباراتش غیر مرتبط و گسیخته و زشت و زیبا به هم آمیخته است“. (3)

 

کلام آخر

مانکجی لیمجی زرتشتی که تمام توان خود را برای ایجاد تفرقه میان مسلمانان و جامعه زرتشتی زمان خویش و بهائی نمودن زرتشتیان به کار می گیرد، تاریخی می نویسد که حتی همتایان و همکاران جاسوسش نیز آن را انحراف از حقیقت می نامند. و چه خوب سرپرسی سایکس انگلیسی دلیل این خدمت را بیان می کند:

“امیدوارم نتیجه زحماتم برای دولتی که در خدمت او عمر می گذرانم، مفید فایده باشد و به جهت هموطنانی که افکار عامه را ارشاد می کنند (یعنی مردم سرتاسر جهان در زمره عوام قرار دارند و مردم انگلیس، مرشدان آن ها هستند) نیز مثمر ثمر شود…”. (4)

به دیگر سخن، این جاسوسان، انگلستان و مردم آن را هادی و راهنمای دیگر مردم جهان می دانند. از این رو تلاش می کنند تا اطلاعاتی دقیق از سرزمین های تحت استعمار دولت بریتانیا جمع آوری کنند و از این طریق ملت های مستعمره را با زور و خدعه در جهت اهداف استعماری خود هدایت نمایند.

 

موضوعات مرتبط:

مانکجی لیمجی زرتشتی و جعل تاریخ ایران (بخش اول)

مانکجی لیمجی زرتشتی، مروج فرقه بهائیت (بخش اول)

 

 

پی نوشت ها:

1) میرزا حسینعلی نوری، ملقب به بهاء، جانشین علی محمد شیرازی و بنیان گذار فرقه بهائیت است.

2) محمود، محمود، تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس، تهران، اقبال، 1367، ج 5، ص 135.

3) مهرابخانی، روح الله، شرح احوال جناب میرزا ابوالفضائل گلپایگانی، با مقدمه عبدالحمید اشراق خاوری، مطبوعات امری، ص 63.

4) سایکس، سرپرسی (1363)، دیپلمات ها و کنسول های ایران و انگلیس، میرزا صالح، غلام حسین (مترجم)، تهران، نشر تاریخ ایران، مقدمه مؤلف، ج 1، ص 133.

منابع:
  • آقاجری، ه.، محمدی، ذ. (1385)، تاریخ ایران در تاریخ نگاری سرپرسی سایکس، فصل نامه علمی پژوهشی علوم انسانی دانشگاه الزهرا (س)، سال شانزدهم، شماره پنجاه و نهم، ص 1-33
  • نصر، ع. (1391)، هدف ادوارد براون از سفر به ایران، مطالعات تاریخی، شماره سی و ششم، 73-99
  • حقانی، موسی، مناسبات مانکجی هاتریا با بهائیان، چاپ دیجیتالی
  • شهبازی، ع. (1381)، سرشاپور ریپورتر و کودتای 28 مرداد 1332، تاریخ معاصر، شماره بیست و سوم، ص 103-204
  • آبادیان، ح. (1383)، ریپورترها و تحولات تاریخ معاصر ایران، فصل نامه مطالعات تاریخی، شماره دوم، ص 139-193

 

نویسنده: زهرا کامکار