مزایای رقابت در اندیشه های مذهبی

کلیسا مسیحیت مذهبی
0

Views: 6

اگر کلیسا دشمنانی نداشته باشد که گه‌گاه آنها را به عقب براند و رقیبانی درمیان نباشند که بعضاً او را به چالش بکشند و پرسشگرانی نیابد که به تکاپویش بیندازند او گویی در دریایی آرام چون جسدی روان است. و کسی در این میان انباشته از توان وجود ندارد تا به فکر مبارزه و پاسخ باشد. آن لحظه که کلیسا و روحانیون گمان کنند که شکست ناپذیرند و مغلوب ناشدنی، همان لحظه سرآغاز افول‌شان خواهد بود.

«هانری بزنژ د بول» زبان شناس، وکیل، دانشنامه نویس و روزنامه نگار فرانسوی است که عمده شهرتش به واسطه مباحثی است که در درونمایه رواداری، تسامح و مدارا بین ادیان و نحله‌های مختلف مذهبی را تبیین و تشریح می‌کند. او که هدایت نشریه «تاریخ تالیف دانشمندان» را نیز بر عهده داشت پژوهشگری پیشگام در حوزه ادیان و مذاهب و مسیحیت و نیز از اصلاحات ساختاری و همزیستی مسالمت آمیز شناخته می شود.

د بول خود پیرو مذهب پروتستان بود و در سال ۱۶۸۴ با نگارش رساله‌ای در باب مدارا و تسامح ادیان خطاب به افکار عمومی بر گرفته از کاتولیک‌ها، مبارزه گران وادی الهیات و کنشگران عرصه سیاسی_اجتماعی به دفاع از تساهل مدنی با الگوبرداری از فرمان نانت پرداخت. او از رقابت مثبت بین ادیان و مذاهب دفاع کرد. با وجود فضای سرکوب و اختناقی که کاتولیک های متعصب و روحانیون خشک اندیش در فرانسه ایجاد کرده بودند وی کتاب خود را در هلند منتشر کرد. د بول ناامید و نگران از سرکوب هم کیشان پروتستان خود به تقبیح رفتار سرکوبگران کلیسای کاتولیک می‌پردازد. وی تسامح و تساهل مدنی را برای برقراری صلحی پویا و ابزاری جهت توسعه مستمر، لازم و حیاتی توصیف می‌کند. ا

گرچه این رساله از نخستین مجموعه آثاری است که به مقوله مدارا و رواداری ادیان و مذاهب می‌پردازد، در عین حال نمی توان آن را کاملا نوظهور و بدیع دانست.

رقابت صلح‌آمیز بین مذاهب آنها را وادار خواهد کرد پیوسته مراقب ادعاها و عقیده‌هایشان باشند

در بول نظریه خود را با خوانش‌هایی موثر از دانشوران الهیات پروتستان و کاتولیک غنی کرده است و از اندیشه نویسندگانی مانند کستیون، جان لاک و پیئر بایل تاثیر پذیرفته است. با این وجود او خود نیز در این مکتوب نظریه‌های نوینی را ارائه می‌دهد که به نوبه خود توسط اندیشمندان و نظریه پردازان دیگری مورد استفاده قرار می گیرد. برنژ د بول فردی عملگرا است که برای متقاعد کردن پادشاه جهت اتخاذ اسلوب تحمل و بردباری مدنی و انجام اصلاحات تنش زدا تلاش می‌کند.

به عقیده وی چنین روش و سیاستی مزایای بسیار بیشتری نسبت به سیاست های اختلاف آمیز و ضد پروتستانی برای حاکمیت به ارمغان خواهد آورد. با در نظر گرفتن این موضوع، وی یاد آور می شود که عزت و مشروعیت حاکم مستقر در گرو احترام، ارزش مداری و منزلتی است که او نسبت به مردم و شهروندانش روا می دارد.

از نظر د بول کثرت آرا و اندیشه‌های مذهبی و وجود مذاهب گوناگون و بعضا متفاوت در جامعه بر تک آیینی رجحان دارد، چرا که رقابت صلح‌آمیز بین مذاهب به طور حتم آنها را وادار خواهد کرد پیوسته مراقب ادعاها و عقیده‌هایشان باشند، او می‌گوید: «هر یک از گرایش‌ها در صدد آن است تا نشان دهد سخن آنها بر حق و سزاوارتر است و از این مجبورند تا خود را دائما مورد کنکاش و پرسش قرار دهند و به دنبال بازیابی، بهبود و بهینه‌سازی اندیشه‌های خود باشند. در حالی که اگر کلیسای کاتولیک به صورت انحصاری حکومت کند و فرمان براند، بی‌تردید در فساد غوطه‌ور خواهد شد و آرا و عقایدش دچار سطحی زدگی و پوسیدگی می‌شود».

راه حلی عملگرا و رساله مدارای ادیان

از این رو عقایدی که از دیدگاه بسته و خود محورانه روحانیون کلیسا کفرآمیز تلقی می‌شود از نظر بول مفید و سازنده است. اما او لازمه قرن خود (قرن ۱۷ میلادی) را که دوران سرآغاز گسترش اندیشه‌های فلسفی و فردمحوری است بسط رواداری و بردباری مدنی می‌داند. و آن را امری حیاتی دانسته که پادشاه بایستی نسبت به ترویج آن بکوشد. اگر این امر تحقق نیابد و او بر خودکامگی و تمامیت‌خواهی خود پافشاری کند کشور از مسیر توسعه پویایی و رشد در همه زمینه ها باز خواهد ایستاد.

بول توصیه می‌کند که اگر سرسختی پادشاه مانع انجام اصلاحات و ترویج بردباری مدنی شده و صدای جامعه و اقشار مردم به گوش او نمی‌رسد، بایسته طبقه نخبه و فرهیخته جامعه است که از هم اکنون درصدد نفوذ و اثرگذاری بر فرایند جانشینی و تعیین جایگزین او باشند. رساله مدارای ادیان در شرایط اضطراری نوشته شده که در آن نه تنها پروتستان‌ها بلکه نیروهای مدنی حامی اصلاحات و رواداری مدنی و مذهبی در موقعیتی خطیر و دشوار قرار گرفته بودند. د بول راه حلی عملگرا ارائه می‌کند؛ بردباری مدنی.

اصل و بنیاد اندیشه وی به ویژه در استدلال و برهان هایش به دنبال روی و تاثیرپذیری متقابل ادیان از یکدیگر در فضای رقابتی آزاد و امن، استوار است. رساله اینگونه می‌گوید: جهل و ناآگاهی نخستین پسامدرن رکود و رخوت است.
چراکه ذهن انسان به مراتب از جسمش سست‌تر و کاهل تر است. طبیعت بشر همیشه در تقابل با جهاد و تلاش است و اکثر اوقات تن آسایی و اهمال را انتخاب می‌کند و این امر تا جایی پیش می‌رود که برای گریز از پرسش‌ها و نگرانی‌ها، خودپسندی و تکبر را برمیگزیند. برای اجتناب و گسستن از این خودپسندی ذاتی که طبیعت انسان او را به چنین گذرگاهی می‌کشاند بایستی که فرد تن به تلاشی گاه پرمشقت برای تغییر ساختار خویشتن بدهد.

مقابله با فضای رخوت

برای ایجاد شغل از این دست، انسان بایستی طعم رشد و پاداش را بچشد. وقتی هادیان نقشی فراتر از فربه شدن با رذیلت‌ها و فرومایگی‌ها ندارند و عمده عملکردشان معطوف به خرد انگاشتن تجدد و تحقیر نوگرایی است توانشان بر تفتیش و ممیزی سکنات و وجنات عده‌ای از شهروندان متمرکز شده، پرواضح است که چنین مشغله‌های مبتذل و سخیفی، شکوه و عظمتی برایشان به ارمغان نخواهد آورد. غیرت انصاف و جوانمردی‌شان به سستی می‌گرود و ذهن شایسته و قابلیت‌های انسانی‌شان رو به خاموشی می‌گراید، همچون آتشی که چون هیزم بر آن نیفزاید از شعله ور ماندن بازماند. سلاحی که زنگ بزند سرباز را از شناخت ارزشش بازمی‌دارد. شجاعتی که در پی کسب فتوت نرود به تاریکی می گراید و اینها جملگی برآمده از فضای رخوت و وارفتگی است.

به راستی در عرصه نبرد و رویارویی اندیشه‌ها است که قهرمانان پدیدار می‌شوند و دستاورد انسان در تلاش و تکاپو به بار می‌نشیند و او را به کمال و پیروزی می‌رساند. درخشندگی و زیبایی فضایل ارزنده در پی هماوردی ها و در معرض قرار دادن‌ها عیان و برجسته می‌شود. البته آنگاه که از آن رخوت و تن‌آسایی بیرون جسته باشند. ناخدای کشتی هنگام آرامش و بی حرکتی تجربه و دستاورد خود را فراموش می‌کند و این طوفان‌ها هستند که او را می سازند و رعد و برق‌ها هستند که او را به مهارت می‌رسانند و هنرور می‌نمایند.

عدم پرسش از کلیسا منجر به انحطاط آن میشود

به همین ترتیب اگر کلیسا دشمنانی نداشته باشد که گهگاه آنها را به عقب براند و رقیبانی در میان نباشند که بعضاً او را به چالش بکشند و پرسش گرانی نیابد که به تکاپوی شب بیاندازند، گویی در دریایی آرام چون جسدی روان است و کسی در این میان انباشته از توان وجود ندارد تا به فکر مبارزه و پاسخ باشد. لحظه‌ای که کلیسا و روحانیون گمان می‌کنند که شکست ناپذیرند و مغلوب ناشدنی، همان لحظه سرآغاز افول شان خواهد بود. آنجایی که مردم جسارت و شهامت آن را نیابند تا طریقت صاحبان رأی را به چالش بکشند و زهره آن را نداشته باشند تا سخنی تازه عنوان کنند، همان نقطه سرآغاز انحطاط روحانیت و کلیسا خواهد بود. چون در چنین وضعیت رکود و سکون، کسی به‌دنبال ژرف اندیشی و غور در اندیشه ها و تعالی مذهب و اخلاق دینی نمی‌رود.

هنگامیکه جنبشی یا نهضتی کتاب‌ها و آثار روحانیون مستقر را به چالش نکشد، دیگر کسی از میان آنها سراغ عمیق‌تر نگریستن و تامل ژرف درباره آثار فاخر و ریشه‌دار مذهبی نمی‌رود. اینها همه در طول اعصار و دوران مختلف ثابت شده است و اگر بخواهیم بدون کنکاش در جزئیات تاریخی بررسی همه جانبه تری کنیم، قرن آریوس که زیر سوال بردن‌های روایات رسمی کلیسا توسط وی، بلوای بزرگی بر پا کرد، آن دوره را عملاً به پربارترین دوران شکوفایی اندیشه های نوین و اثربخش مذهبی تبدیل کرد و پیشرفت و بسط مطالعات کلیسا را شتاب داد.

بنابراین می‌توان این‌گونه گفتکه آنچه رُ‌م‌نشینان از ظن خود حمل بر کفرگویی می‌نمایند و پرسش‌ها و زیر سوال بردن‌هایی که افراد غرض‌ورز را گستاخ و عصبی می‌کند، در واقع برای مذهب و کلیسا دشمنانی هستند بسیار سودمند و کارآمد.

سکوت جهل و ناآگاهی می آورد

این پرسشگران، این به چالش کشانندگان، همچون پتکی بر سرهای مخمور و غفلت زده فرود می‌آیند تا آنها را بیدار کنند و به خود بیاورند و عیارشان را بسنجند و اذهان‌شان را به تکاپو بیندازند‌.

سکوت ناشی از محدودیت و نسق با خود جهل و ناآگاهی می‌آورد و به دنبال آن ارزش‌ها فاسد شده و تباه می‌گردند. آنگاه آفت سطحی زندگی جامعه را در بر می‌گیرد، زیرا جهل و سطحی زدگی از یکدیگر جدایی ناپذیرند و این ها سرچشمه تمامی گرفتاری و مصیبت هایی است که بشر به آن دچار می‌شود.

جهل و ناآگاهی، سطحی زدگی و حاشیه‌گرایی انسان‌ها را فرو مانده و کور کرده و از راه و مسیر درست منحرف شان می‌کند. روحانیان کلیسا گمان کردند که با تهدید و ارعاب سکوت را برقرار ساخته‌اند حال آنکه این دم فروبستن خسران بزرگتری است که ضرر و زیانش و خود ایشان بر می گردد. خطا و غفلتی که باعث فزونی یافتن تشویش و خشم در جامعه می‌شود و تیره ورزی را پیش برده و زندگی بدون امنیت را ریشه دار می‌کند اینگونه است که کشور را رفته رفته به ورطه ضعف و درماندگی می‌کشاند. همچون تاریکی شب که سارق آن زمان وارد خانه می‌گردد و چون مردم گفته باشند و بی‌رمق، دشمن حمله ور می‌شود. هنگامی که هادیان ندانند مسیر صواب و نیکبختی کجاست و راه سعادت کدام است، محال است که مردم به هزاران طرف متفرق و منحرف نشوند.

انتهای پیام

منبع:https://b2n.ir/z86881