معیار انتخاب دین چیست؟ آسان بودن، دین اجدادی، تحقیق ؟

0

Views: 150

مقدمه:

یکی از سوالات اساسی و مهم که باید مورد توجه قرار گیرد، معیار انتخاب دین چیست؟

البته باید ابتدا بررسی شود: آیا انتخاب دین شاخصه ای دارد؟ آن شاخصه ها چیست؟

گاهی در سطح اجتماعی، مواردی به عنوان شاخصه ذکر می شود که پس از بررسی مشخص می شود آن معیار و شاخصه، هیچ جایگاه عقلی و علمی ندارد. یا در بعضی از اشکالاتی که به دین وارد می شود به دلیل آن است که سوال کننده شاخصه انتخاب دین را به اشتباه فهمیده است .

در این پست سعی شده به صورت مختصر، به معیارهای عرفی و مرسوم در انتخاب دین اشاره شود و پس از آن به شاخصه صحیح نیز اشاره می گردد .

شاخصه و معیارهایی که گاهی از اشخاص برای انتخاب دین ذکر می کنند و حدود آن معیار، مورد بررسی قرار می گیرد .

معیار انتخاب دین

معیار های مرسوم در انتخاب دین:

1- آسان بودن دین:

بعضی افراد در انتخاب دین، می گویند چرا احکام اسلامی سخت است!؟ چرا اسلام از باید و نباید صحبت می کند!؟ و یا فلان دین آسان است .

ریشه تمام این سوالات، می رساند که بعضی افراد دنبال دینی هستند که در رفتارهای روزمره به آن ها سخت نگیرد .

گاه سوال می شود چرا آئین مسیحیت تبشیری و یا بهائیت و یا بعضی از ادیان دیگر، در بعضی از فضاهای اجتماعی، مورد استقبال قرار می گیرد؟

پاسخ آن است که با تحقیقات میدانی، حدود بیش از 70 درصد، این ادیان در تبلیغات از همین گزینه سهل گیری و آسان بودن استفاده می کنند و طبیعی است که بعضی از افراد آزادگرا و سهل اندیش به این معیار و دین، تمایل بیشتری نشان می دهند .

اما آیا آسان بودن می تواند معیار خوبی برای انتخاب دین باشد؟

شخص بیمار، از میان دو پزشک زیر، کدام را انتخاب می کند؟

الف) پزشکی عمومی که بسیار آسان می گیرد و در نسخه سخت گیری نمی کند .

ب) پزشک متخصصی که دستورهای متعدد می دهد و برای بیمار باید و نبایدهای زیادی را توصیه می کند؟

مسلما در این جا هیچ کس نمی گوید به پزشک عمومی مراجعه کنیم چون آسان می گیرد؛ بلکه همه به پزشک متخصص مراجعه می کنند هرچند که می دانند او بسیار سخت گیر است.

نتیجه:

در دین نیز صرفا آسان بودن و یا سخت گیر بودن گزینه تشخیص نیست بلکه باید دید کدام دین از اعتبار بیشتری برخوردار است، حتی اگر آن دین همراه با سخت گیری ها و باید و نباید بسیار باشد.

2- دین آباء و اجدادی:

بعضی افراد در دفاع از دین زرتشت، این گونه استدلال می کنند که ما ایرانی هستیم و دین آباء و اجداد ما آئین زرتشت بوده است نه دین اسلام، پس ما هم باید از دین زرتشت که دین اجدادی و بومی ایرانیان بوده پیروی کنیم.

اما آیا استدلال مذکور، درست و یا کافی است و می تواند معیار انتخاب دین باشد ؟

اولا: که اصل استدلال ناتمام است چرا که تمام ایرانیان بر آئین زرتشت نبوده اند بلکه بخشی از مردم ایران یهودی بوده اند و الان نیز پیامبران زیادی از قوم یهود در ایران مدفون هستند.

دوما: صِرف این که دین آباء و اجدادمان زرتشت بوده نمی تواند استدلال کافی برای درست و یا غلط بودن دینی باشد، بلکه باید محتوای دین بررسی شود، اگر درست بود آن دینِ خوبی است و الا نمی توان بخاطر آباء و اجداد آن دین را پذیرفت.

نتیجه:

مجتوای دینِ آباء و اجداد باید بررسی شود و نمی شود بخاطر این که دین اجدادمان بوده پذیرفت و یا حتی ردّ کرد. البته که استدلال مشرکین مکه نیز همین بود که می گفتند ما بر دین اجدادیمان هستیم و قران در این زمینه می گوید:

وقتی به آنان گفته می شود: از آن چه خدا نازل کرده پیروی کنید می گویند: نه، از پدرانمان پیروی می کنیم، اگر پدرانشان چیزی درک نمی کردند و هدایت نشدند ( باز هم در خور پیروی هستند؟ ) ( 1 ).

البته در مقابل بسیار شنیده می شود که بعضی می گویند: مسلمانان چون از پدر و مادر مسلمان زائیده شده اند اسلام را پذیرفته اند و دین آن ها فقط جنبهِ تقلیدی از والدین را دارد و ما در این انتخاب نیز سهمی نداشته ایم و مسلما دینی که تقلیدی باشد هیچ فایده ای ندارد.

در بالا بیان شد که دین اجدادی نمی تواند معیار انتخاب دین باشد، همچنین دین پدر و یا مادری هم نمی تواند معیار انتخاب دین باشد، همان طور که باید دین اجدادی مورد بررسی قرار گیرد دین پدر و مادر هم باید بررسی شود و صِرف دین پدر و مادری نه می توان گفت آن دین صحیح است و نه غلط ؛ بنابراین مسلمانی که به تقلید از پدر و مادر اسلام را پذیرفته باید در مورد اسلام تحقیق و بررسی کند. پس نتیجه که اسلام دین تقلیدی و غیر مفید است سخن ناتمام و اشتباه است.

3- بررسی محتوائیِ دین:

بهترین معیار برای انتخاب دین ، تحقیق و بررسی آن دین است هر شخصی با هر آئین، باید تحقیق کند و دین همخوان با منطق و عقل را پیدا و برگزیند.

 

___________________________________

  1. و اذا قیل لهم اتبعو ما انزل الله قالوا بل نتبع ما الفینا علیه ءابائنا او لو کان ءابائهم لا یعقلون شیئا و لا یهتدون. بقره 170.