نقش پولس در حذف شریعت دین مسیحیت (بخش دوم)

0

Views: 10

 

نقش پولس در حذف شریعت دین مسیحیت

 

در بخش اول مقاله نقش پولس در حذف شریعت دین مسیحیت، ذکر شد که پولس، هیچ گاه خود را مسیحی نخواند. این در حالی است که در جای جای نامه های خویش به گروه های مختلف، خود را «عبرانی»، «یهودی»، «مختون شده» و «فریسی» می نامد.

 

حال سؤال اینجاست:

شخصی که تا بدین اندازه بر یهودی بودن خویش تأکید دارد، چگونه می تواند نافی و منکر شریعت باشد؟

برای پاسخ به پرسش بالا، باید دید که شریعت در نگاه پولس، چه معنا و جایگاهی دارد.

 

 

انواع شریعت در نگاه پولس

پولس در رساله های خویش، دست کم از چهار نوع شریعت سخن می گوید:

 

  • شریعت طبیعی: مربوط به امت هایی است که به زعم پولس، پیامبری نداشتند و در نتیجه، دارای شریعت مکتوبی نیز نیستند. در باور پولس، این بخش از مردم، اعمال شریعت را بر مبنای وجدان و فطرت خدادادی خویش انجام می دهند.

بر این اساس است که پولس، افراد نامختونی (1) که اعمال شریعت را بر مبنای فطرت خویش و نه شریعت مکتوب، انجام می دهند، همانند ختنه شدگان می داند:

“پس اگر نامختونی، احکام شریعت را نگه دارد، آیا نامختونیِ او ختنه شمرده نمی شود؟” (رومیان، 2:26)

 

  • شریعت یهودی: این شریعت، همان احکام و فرامینی یهوه است که در کوه سینا به موسی (ع) نازل فرمود.

یهود معتقد بود که تسلیم و اجرای فرامین الهی سبب می شود که یهوه، عذاب را از آن ها دور نماید. در حقیقت، بر این باور بودند که مختون شدن، آن ها را در برابر خشم و عذاب الهی محافظت می کند.

 

  • شریعت گناه: در نگاه پولس، با خطای آدم (ع)، همه انسان ها شکوه و جلال الهی خویش را از دست دادند و از نظر روحی نیز دچار مرگ شدند.

پولس تصور می کند، از آن جا که مرگ، پدیده ای جهانی است، گناه نیز امری جهانی است. از این رو، آن چه که بر جهان، سیطره یابد، قوانین آن نیز بر جهان حاکم می شوند. در نتیجه، به سبب فراگیری مرگ، گناه نیز بر جهان مسلط می شود و از آن رو، شریعت گناه نیز بر همگان سیطره می یابد.

 

در نگاه پولس، این سه شریعت، جسمانی اند. به عقیده او، جسمانی بودن شریعت، پیامدهایی دارد که از جمله می توان به این موارد اشاره کرد:

عدالت حاصل از شریعت، به هیچ وجه به واسطه جسم حاصل نمی شود. به بیان دیگر، جسمانیان، فقط قادرند که در امور جسمانی تفکر نمایند. پولس در نامه به رومیان می نویسد:

“زیرا آنانی که بر حسب جسم هستند، در چیزهای جسم تفکر می کنند، و اما آنانی که بر حسب روح هستند، در چیزهای روح”. (رومیان 8:5)

 

در تصور پولس، تفکر جسمانی، دشمنی با خداست و نمی تواند خدا را خشنود سازد. مهم تر این که، جسمانیان، گناهکارند و در میان آن ها هیچ گونه امر مقدسی وجود ندارد. از این رو می گوید، یهودیان، اگر چه قوم برگزیده هستند، اما قادر نیستند تا خود را از زیر بار گناه رها نمایند.

در حقیقت، پولس معتقد بود که نه شریعت یهود و نه شریعت طبیعی، نمی توانند آدمی را به رستگاری رسانند.

 

توجه به این نکته ضروری است که در نگاه پولس، شریعت ناقص نیست. حال آن که بدان سبب نمی تواند عامل و یاری رسان در امر نجات باشد که اجرای آن دشوار بوده و هیچ کس قادر نیست تا به همه آن عمل نماید. از آن رو می گوید:

“… ملعون است، هر که ثابت نماند در تمام نوشته های کتاب شریعت، تا آن ها را به جا آورد”. (غلاطیان 3:10)

چرا که در نگاه وی، همه انسان ها، حتی نوزادانی که تازه متولد شده اند، به سبب خطای آدم (ع)، تحت سیطره گناه می باشند. به بیان دیگر، انسان ها به دلیل گناهکار بودن، قادر نیستند تا به شریعت عمل نمایند.

 

  • شریعت خدا: این همان نوع از شریعت است که پولس آن را در مقابل شریعت جسمانی تصور می کند. شریعت خدا، همان شریعت عشق است.
در این باور، نجات و عدالت یهوه نه از مجرای عمل به شریعت، بلکه در سایه ایمان به مسیح بدست می آید.

در این تعبیر، دو حالت متعارض به وجود می آید: زندگی در آدم که نشانه زندگی در گناه نخستین است و زندگی در مسیح که نویدبخش نجات می باشد.  انسان ها می توانند پس از فدا شدن مسیح، برای رهایی از دور باطل در گناه، به فرزند خداوند ایمان آورده و رستگار گردند.

به دیگر سخن، انسان ها به سبب گناه آدم (ع)، گناه آلوده شده و در نتیجه، ضعیف و درمانده شدند. در این هنگام بود که خداوند از روی فیض و لطف خویش، فرزند خود را فرستاد تا با فدا شدن بر روی صلیب، همه کسانی را که به او ایمان می آورند را نجات دهد.

 

در نگاه پولس، شریعت مسیح، شریعتی عرفانی است نه جسمانی. این شریعت، برای همگان مایه حیات نیست، بلکه برای جسمانیان، موجب لغزش و گمراهی است. بر همین اساس است که یهودیان به سبب عمل به شریعت و درک ناقص خود از عدالت یهوه، به عیسی مسیح ایمان نیاوردند و گمراه شدند. بنابراین، پولس می نویسد:

“و داود می گوید که مائده ایشان، برای ایشان تله و دام و سنگ مصادم و عقوبت باد”. (رومیان 11:9)

 

 

کلام آخر

پولس، قرن ها پس از اجرای شریعت موسی (ع) و دیگر پیامبران صاحب کتاب که زمانی عامل و ابزار رسیدن به سعادت شناخته می شدند، به یکباره از شریعتی نوین سخن می گوید. حال آن که این شریعت، نه جایی در سخنان مسیح (ع) یافت می شود و نه دیگر پیغمبران، به آن اشاره ای داشته اند. شاهد آن که پولس در هیچ کجا برای اثبات صحت و اعتبار این شریعت بدیع، مخاطب را به آیه ای از تورات و یا سخنی از مسیح (ع) ارجاع نمی دهد.

به راستی، این شریعت که تا پیش از ظهور پولس، حتی در زمان حیات عیسی (ع) نیز به همین صورت ظاهری خود وجود داشت و نویدبخش سعادت بود، چگونه به یکباره به مانعی در برابر ایمان تبدیل می شود؟ چرا هیچ پیامبری، حتی خود مسیح (ع) نیز هیچ گاه این شریعت را ناقص خطاب نکرد و حتی در مقابل، خود را کامل کننده آن می دانست؟ (2)

 

موضوعات مرتبط:

نقش پولس در حذف شریعت دین مسیحیت (بخش اول)

آیا پولس حقیقتاً رسول است؟

مسیح در کلام پطرس رسول

 

پی نوشت:

1) ختنه نشده

2) متی 5:17

 

 

منابع:
  • خاصه خان، بابک، پولس و شریعت، دو فصلنامه علمی-پژوهشی پژوهشنامه ادیان، سال هشتم، شماره شانزدهم، پاییز و زمستان 1393، ص 48-67
  • K., The Epistle to the Romans, Six Edition, New York, 149-157
  • D., Paul and the Pharisaic Tradition, Journal for the study of the New Testament, Vol 11(36), 75-94

 

 

نویسنده: زهرا کامکار