واکاوی یک ادعای کاذب در فرقه ضاله بهائیت 

0

Views: 6

 

در زمان معاصر تجدد شاخص اصلی مدرنیته محسوب می‌شود که در آن بحث کنار گذاشتن تمام سنتها مطرح است. در حقیقت با پیشرفت تکنولوژی این نگرش ایجاد شد که باید تمام اسلوب زندگی که پیش از مدرنیته وجود داشت تغییر نماید و به تبع آن نگاه معنوی انسان نیز باید دچار دگرگونی شود. رویه فرقه ضاله بهائیت را می‌خوانیم.

با امتداد این رویکرد دین گریزی افزایش یافت و بسیاری چنین پنداشتند که رشد تکنولوژی با دین‌داری قابل جمع نیست. از این روی در هر امری به اصالت علم تجربی قائل شدند. مشکل اصلی نگرش مذکور این است که میان ویژگی های مادی و نیازهای معنوی (روحانی) انسان خلط کرده و از این رو برخی نتوانستند به تفکیک میان آن دو واقف شوند.

 

در واقع انسان دارای ویژگی های روحی و روانی است که قوای آن در بدن آدمی ثابت می باشد که با این وصف، توسعه زندگی مادی بشر نمی‌تواند به معنای انهدام این قوا قلمداد گردد. اینکه امروزه با ظهور تجدد خلأ معنویت به شدت در جوامع مدرن مشاهده می شود ریشه در این مبنا دارد. وقتی به آموزه انبیا الهی رجوع نمایید مشخص می‌شود که پیام‌های آنان مبتنی بر ویژگی های ثابت و غیر قابل تغییر روحی آدمی است و از این جهت قرآن کریم می‌فرماید: «سنت الهی (و قانون نظام ربانی) بر این بوده (که حق بر باطل غالب شود) و ابداً در سنت خدا تغییری نخواهید یافت.( آیه ۲۳ سوره فتح)

 

در برابر این رویکرد منطقی و الهی به که به تمایز میان توسعه علمی و ویژگی های روحی انسانی قائل است جریان های شبهه دینی نیز وجود دارد که هر کدام با هدفی خاص به فعالیت می پردازند. این جریان ها برای جذب مخاطب چنین عنوان می کنند که به اصالت علوم‌تجربی قائل هستند و می کوشند تا با این حربه افرادی که اطلاعات چندانی از مبانی مدرنیته ندارند را به عضویت فرقه درآورند.

 

در فرقه ضاله بهائیت این رویه کاملا مشهود است. چنانچه سردمداران آن عنوان کرده اند در تعارضات نظری اصالت را به علم می‌دهند. در بیان این ادعای کاذب بهائیان مواردی را به عنوان نقد می‌توان مطرح کرد که اجمالاً از این قرار است:

 

۱_ در مسائل علمی اتفاق نظری واحدی وجود ندارد و از این رو مبنا قرار دادن چیزی که خود ثبوت مطلق ندارد با چه منطقی سازگار است. به عبارتی مهره‌های بهایی که مدعی اصالت علوم تجربی هستند در تعارضات تئوری های علمی و تغییر نظر های مربوط به آن، جز سردرگمی راهی ندارند.

 

۲_ اصل و مبنای فرقه ضاله بهائیت برپایه مواردی است که در تعارض واضح با مبانی بدیهی علوم تجربی است. چنانچه حسینعلی نوری خدای خودخوانده بهائیان در خصوص تبدیل مس به طلا می‌نویسد: در ماده نحاسی (مس) ملاحظه فرمایید که اگر در معدن، از غلبه یبوست (متضاد رطوبت=خشکی) محفوظ بماند، در مدت ۷۰ سنه (سال) به مقام ذهبی می رسد (طلا می شود). اگر چه بعضی خود نحاس (مس) را ذهب (طلا) می دانند که به واسطه غلبه یبوست (خشکی) مریض شده و به مقام خود نرسیده. (حسینعلی نوری هوفمایم آلمان: لجنه ملی نشر آثار بهایی به زبان فارسی و عربی ۱۹۸۸ م، ص ۱۰۴)

 

قابل توجه است نقدهای بسیاری از این جنس را می توان پیرامون مدعیات فرقه ضاله بهاییت مطرح کرد که به دلیل عدم اطاله کلام از آن صرف نظر می شود‌ در مجموع فرقه ضاله بهائیت تشکیلاتی جاسوسی و ضد ایرانی است که در صدد برآمده تا از ابزارهایی چون تجدد، اهداف و منافع خویش را دنبال نماید و در حالی که ساختار آن نیز هیچ تناسبی با تجدد و امثال آن ندارد.

 

انتهای پیام

 

منبع: رهپویان هدایت