گزاره های توحید در نگاه بزرگان دین زرتشت (بخش چهارم)

0

Views: 2

گزاره های توحید در نگاه بزرگان دین زرتشت (بخش چهارم)

 

در سه بخش اول این نوشتار، برخی از گزاره های توحید در نگاه بزرگان دین زرتشت مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه، به گزاره های دیگر پرداخته می شود.

 

 

خداوند غیر متعال و غیر مطلق

 

در بخش سوم از این نوشتار بیان شد که موبد می ستری یکی از گزاره های توحید در دین زرتشت را مطلق نبودن قدرت اهورامزدا می نامد. همان طور که پیش از این نیز ذکر شد، می ستری می نویسد:

خدا قادر مطلق نیست. یعنی چنین نیست که همه نیروها در دست او باشد. اگر خدا قادر مطلق است، پس [شیطان را آفریده است. آن گاه سؤال می شود]، چرا شیطان را آفریده است، با آن که می دانست او مخلوق بدی خواهد بود“؟ (می ستری، 1387: 32)

 

 

در این بخش نکته ای دیگر از تعالیم این موبد زرتشتی مورد بررسی قرار می گیرد.

 

خجسته می ستری معتقد است:

خداوند، متعال و مطلق نیست؛ بلکه نسبی است. زیرا مطلق نمی تواند با غیرمطلق در ارتباط باشد. به سبب این ارتباط و موقعیت نسبی، اهورامزدا با انسان رفیق و دوست است و به خلاف قرآن، در گاهان هیچ گاه ناراحتی خود را به بنده نشان نمی دهد“. (می ستری، 1387، 32)

 

 

بررسی و تحلیل

 

در بخش سوم این نوشتار، قدرت مطلق پروردگار مورد بررسی قرار گرفت و پاسخ به شبهه موبد می ستری نیز بیان شد. در این نوشتار سعی بر این است که در رابطه با نقل قول دوم، تحلیلی مناسب ارائه گردد.

 

1- نظر به گزاره های بالا در ارتباط با توحید، به نظر می رسد می ستری و همفکران وی برای فرار از برخی نسبت های ناروا به ذات باریتعالی، او را محدود تصور می کنند. حال آن که می توان بجای محدود نمودن پروردگار، به این مسائل، پاسخی درخور داد.

 

توجه به این نکته ضروری است که همین ادعای مطلق نبودن صفات اهورامزدا، شائبه وجود ثنویت در آیین زرتشت را بوجود می آورد؛

چرا که وقتی از خدای محدود و غیرمطلق سخن به میان می آید، به این معناست که می توان خداهای دیگری را نیز تصور نمود که مانند او محدود باشند.

 

در حقیقت، زمانی می توان ادعای عقیده به توحید داشت که گزاره های آن، پروردگاری نامحدود را معرفی نمایند؛ چرا که در این صورت نمی توان خدایی دیگر تصور نمود.

اگر خدا را محدود و غیرمطلق بدانیم، یعنی ترکیبی از وجود و عدم است. یعنی ضعفی در آن راه دارد. ضعف نیز نشانه احتیاج و نیاز به دیگری است. پس خدای غیرمطلق، مساوی است با خدای نیازمند!

 

2- ثانیاً می ستری ادعا می کند که ذات مطلق و متعال نمی تواند با مخلوقات غیر مطلق ارتباط برقرار کند. این در حالی است که چنین ادعایی پایه و سندی عقلایی ندارد.

در حقیقت، در مقابل این ادعا سؤال پیش می آید که چرا ذات مطلق و متعال قادر نیست با مخلوقات غیرمطلق خود در ارتباط باشد؟

اصلاً اگر چنین ادعایی درست باشد، باید گفت که در این صورت، همین ذات مطلق، نباید بتواند که مخلوقات غیرمطلق خلق کند. چرا که مطلق است و نمی تواند جز مطلق خلق کند. در حالی که این چنین ادعایی به هیچ وجه قابل قبول نیست.

 

توجه به این نکته ضروری است که خدا، مطلقاً وجود است. چیزی که وجود مطلق است، محدودیت و ضعفی در آن راه ندارد. مخلوقات نیز مظاهر و نمودهای این وجود متعال هستند. به این معنا که نباید تصور شود، ارتباط مخلوقات غیرمطلق با پروردگار، غیرممکن است. یا این که این امر، خللی بر مطلق بودن او وارد می کند. درست مانند خورشید که دائماً در حال تابش است و هر کدام از موجودات و اشیاء به صورت مداوم از نور و گرمای آن بهره می برند.

 

آیا می توان گفت چون خورشید بسیار با عظمت و منبع نور است، امکان ندارد موجودات و اشیائی که نوری از خود ندارند بتوانند از آن بهره گیرند؟

انسان ها درست مشابه با این مثال می توانند و باید با خداوند متعال که صفات او همگی مطلق است، ارتباط داشته و از او بهره گیرند.

 

 

3- نکته سوم در گزاره های توحیدی می ستری بر غضب پروردگار در اسلام تأکید دارد.

برای پاسخ به این اتهام باید گفت که:

 

در اسلام، خدا نه نفس دارد و نه جسم که بخواهد به هر دلیلی از جمله اعمال انسان، تغییر یابد. در نتیجه نمی تواند حالاتی همچون غضب، شادمانی، کینه و غیره به خود بگیرد.

به بیان روشن تر، چیزی تغییر می کند که محدود باشد. حال آن که خداوند محدود نیست. پس حالات نفسانی در او راه ندارند.

 

اما چرا این تعابیر در ارتباط با خداوند بکار می رود؟

امام باقر (ع) در پاسخ به این پرسش می فرمایند:

غضب خداوند همان کیفری است که به خطاکاران و منحرفان روا می ‏‌دارد“. (توحید صدوق 168)

به دیگر سخن، چنین نیست که خداوند به راستی غضب نماید و یا خوشحال شود، بلکه این ها تعابیری است برای این که انسان با فهم محدود خویش، متوجه شود که کدام اعمال او موجبات پاداش را برایش فراهم می آورند و کدام اعمال، مجازات را به همراه خواهند داشت.

 

 

ادامه دارد…

 

 

 

موضوعات مرتبط:

گزاره های توحید در نگاه بزرگان دین زرتشت (بخش اول)

گزاره های توحید در نگاه بزرگان دین زرتشت (بخش دوم)

جایگاه ایزدان در آیین زرتشت (بخش دوم)

گزاره های توحید در نگاه بزرگان دین زرتشت (بخش سوم)

جایگاه ایزدان در آیین زرتشت (بخش اول)

گزاره های توحید در نگاه بزرگان دین زرتشت (بخش پنجم)

گزاره های توحید در نگاه بزرگان دین زرتشت (بخش ششم)

 

 

منابع:
  • هاشمی، م. (1383)، خدا به عنوان امر مطلق، نقد و نظر، شماره 35 و 36
  • منجزی، ع. (1384)، پژوهشی در کیش زرتشت، انتشارات زمزم هدایت، قم، ص 68-74
  • آذرگشسب، ف. (1360)، دوگانگی در کیش زرتشت، چیستا، شماره 3، ص 254-260
  • خالقی، ح. (1395)، رویکرد اندیشمندان زرتشتی به توحید مبدأ، پژوهش های ادیانی، سال چهارم، شماره 8، ص 81-104

 

 

نویسنده: زهرا کامکار