بازدیدها: 8
آموزه رکن رابع در شیخیه
بابیت و بهائیت، فرقه هایی است که از شیخیه بوجود آمد. سید علی محمد شیرازی، بنیان گذار بابیت از شاگردان سید کاظم رشتی (1) بود و همین امر سبب می شد که تحت تأثیر این مکتب فکری قرار گیرد. به همین خاطر، پس از این که باب (2) دعوت خویش را مبنی بر واسطه بودن بین امام عصر (عج) و مردم اعلام نمود، در همان ابتدای امر، هجده نفر از بزرگان شیخیه به وی گرویدند. این افراد، همان هایی هستند که علی محمد آن ها را «حروف حی» نامید (3). بنابراین، بابیت در بستر تفکر شیخی بوجود آمد؛ یعنی متأثر از آموزه و مقام رکن رابع در شیخیه که بزرگان این مکتب برای خود تصور می کردند.
از این رو، سید علی محمد نیز در ابتدا آشکارا خود را رکن رابع می نامید و به تدریج بجای این اصطلاح، واژه «باب» را بکار گرفت و خود را واسطه بین امام زمان (عج) و خلق معرفی نمود.
بررسی و تبیین آموزه رکن رابع
نائب خاصه، کسی است که از ناحیه امام معصوم (ع) برای مدت معینی از طرف ایشان معرفی می شود. حال آن که نائب عام، اگر چه از ناحیه امام (ع) اجازه دارد در اموری دخالت نماید، اما چنین نیست که امام معصوم (ع)، ایشان را مستقیماً انتخاب نموده باشند، بلکه با توصیف ویژگی های نواب عام، راه را برای تشخیص این افراد از دیگران باز می کنند.
شیخیه در معرفی آموزه رکن رابع از دلایلی بهره می برد که برخی از آن ها با نظریه «نیابت خاصه» ارتباط نزدیکی دارد. به این معنا که برخی از فرقه های شیخیه برخلاف عقیده شیعه معتقدند، در زمان غیبت کبری، باب نیابت خاصه که مربوط به غیبت کبری بود و نواب اربعه مصادیق آن به شمار می آمدند، بسته نشده است. به بیانی روشن تر، حتی در دوران غیبت کبری نیز یک فرد کامل وجود دارد که نیابت خاص امام (ع) بر عهده اوست.
این در حالی است که شیعه اثنی عشری (دوازده امامی) مبتنی بر روایات رسیده از ائمه اطهار (ع)، بر این باور است که در عصر غیبت کبری، دیگر خبری از نیابت خاصه نیست، بلکه نیابت به صورت عام مطرح است. این عقیده، برآمده از فرمانی است که امام زمان (عج) به آخرین نائب خاص خود در زمان غیبت صغرا دادند و پایان نیابت خاصه را اعلام فرمودند (4).

دلایل شیخیه بر لزوم وجود رکن رابع
1- در نگاه شیخیه، از آن رو که تنها امام عصر (ع) است که می تواند به وصال الهی برسد و مردم نیز بدون واسطه نمی توانند به این مقام دست یابند، نیاز به شیخ یا رکن رابع است تا دستیابی به این هدف، ممکن شود. با این استدلال، فنای مردم در شیخ یا رکن رابع، همان فنای در امام (ع) و فنای امام (ع) نیز فنای در حق تعالی است. (5)
بنابراین، در آموزه رکن رابع، ارتباط مستقیم و فنای در خدا، تنها برای شیخ امکان پذیر است و اگر دیگران بخواهند به چنین مقامی دست یابند باید در شیخ فانی شوند.
- در نظر شیخیه، جایگاه رکن رابع یا همان واسطه فیض، تفاوت چندانی با جایگاه امام معصوم (ع) ندارد. در این نگاه، شیخ است که اسم اعظم و غرض اصلی است (6) و معرفت و شناخت وی، حتی واجب تر از معرفت دیگر افراد است. او اسم تام است و بدون آگاهی از اسم تام، نمی توان خدا و پیامبر (ص) را شناخت (7). بنابراین، قبله هدایت و قطب عالم، نه امام معصوم (ع)، بلکه شیخ و رکن رابع است.
ادامه دارد…
موضوعات مرتبط:
آموزه رکن رابع در شیخیه (بخش اول)
شیخ احمد احسایی کیست؟ (بخش اول)
شیخ احمد احسایی کیست؟ (بخش دوم)
آموزه رکن رابع در شیخیه (بخش سوم)
آموزه رکن رابع در شیخیه (بخش چهارم)
پی نوشت ها:
1) سید کاظم رشتی، جانشین شیخ احمد احسایی، مؤسس فرقه شیخیه است.
2) باب، لقب سید علی محمد شیرازی است.
3) واژه «حی» در حروف ابجد، معادل عدد هجده است. به همین دلیل نیز باب، هجده نفر اولی را که به وی گرویدند، حروف حی نامید.
4) دوانی، علی، 1385، نواب اربعه یا سفرای امام زمان، قم، سازمان تبلیغات اسلامی دبیرخانه دائمی اجلاس حضرت مهدی (عج)، ص 134.
5) احسایی، احمد، 1424 هجری قمری، شرح الزیاره الجامعه الکبیره، بیروت، دار المفید، ج 3، ص 296-298.
6) کرمانی، محمد کریم خان، 1265 هجری قمری، ارشاد العوام، کرمان، سعادت، بی تا، ص 11.
7) احسایی، احمد، 1424 هجری قمری، شرح الزیاره الجامعه الکبیره، بیروت، دار المفید، ج 1، ص 201.
منابع:
- پاشایی، و.، فرمانیان، م. (1392)، رویارویی خاندان کریمخانیه شیخیه با بابیه، معرفت ادیان، سال چهارم، شماره چهارم، پیاپی 16، ص 97-118
- لواسانی، م. (1394)، مبتکر نظریه رکن رابع ایمان در شیخیه، مطالعات تاریخ اسلام، سال هفتم، شماره بیست و چهارم، ص 141-169
- علی زاده، س. (1393)، چیستی و مبانی کلامی رکن رابع در نظام اعتقادی فرقه شیخیه و ارزیابی نسبت آن با نیابت خاصه در فرهنگ شیعی، فصلنامه علمی پژوهشی اندیشه نوین دینی، سال دهم، شماره سی و ششم، ص 67-84
- اکبری، م. (1381)، شیخیه از اعتراض تا تأسیس، پژوهش نامه علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی، شماره سی و چهارم
- صالحی، ن. (1380)، اندیشه سیاسی شیخیه، فرهنگ اندیشه، سال اول، شماره اول