آیا بهائیت، فرقه ای توحیدی است؟ (بخش چهارم)
بازدیدها: 6
آیا بهائیت، فرقه ای توحیدی است؟
یکی از ادعاهای علی محمد شیرازی و میرزا حسینعلی نوری این است که آن ها خود و پیامبران الهی و ائمه معصومین علیهم السلام را نه خدا، بلکه مظهر او می دانند. این در حالی است که عبارات موجود در آثار این دو، چیزی مخالف با آن چه می گویند را گواهی می دهد. از این رو، در این بخش از مقاله، «آیا بهائیت، فرقه ای توحیدی است»، ادعای مظهریت علی محمد باب و حسینعلی بهاء مورد بررسی قرار می گیرد.
کلام بزرگان فرقه بهائیت، نشانه عقیده به مظهریت یا شرک؟
میرزا حسینعلی نوری آشکارا می نویسد:
” اسمع ما يوحی من شطر البلأ علی بقعه المحنه و الابتلأ من سدره القضأ انه لا اله الا انا المسجون لفريد“. (1)
” بشنو آن چه را كه وحی می شود از مصدر بلا بر زمين غم و اندوه از سدره قضا بر ما به اين كه نيست خدايی جز من زندانی يكتا“.
این در حالی است که در جای دیگر، خود را مظهر خدا و نه خود خدا می نامد:
” قُل لا یَری فِی هِیکَلی إلّا هِیکلُ الله و لا فِی جَمالی إلّا جمالُهُ و لا فِی کِینونتی إلّا کینونَته و لا فِی ذاتِی إلّا ذاته“. (2)
” بگو دیده نمی شود در هیکلم مگر هیکل خداوند و نه در جمالم مگر جمال او و نه در هستی ام مگر هستی او و نه در ذاتم مگر ذات خداوند“.
زمانی که پیروان فرقه بهائیت با این پرسش مواجه می شوند که:
بالاخره، میرزا حسینعلی نوری، خدا بود یا مظهر خدا؟
در پاسخ به توضیح نوری اکتفا می کنند که:
” یدعو ظاهری باطنی و باطنی ظاهری، لیست فی الملک سوای ولکن الناس فی غفلة مبین”. (3)
” ظاهرم باطنم را و باطنم ظاهرم را می خواند و در جهان خدایی غیر از من وجود ندارد. لیکن مردم در غفلت آشکارند“.
این در حالی است که باید پرسید:
1- خدایی که آن قدر محدود و ناقص است که می تواند در یک جسم مادی حلول نماید، چرا بجای ظهور در قالب یک انسان، با ظاهر خویش آشکار نمی شود؟
2- در بخش دوم از نوشتار پیش رو، بیان شد که حسینعلی نوری، با اشاره به جسم محصور خود در زندان و عباراتی از این قبیل، زمانی که به اصطلاح ادعا می کند کلام خدا از زبان وی خارج می شود، به خود اشاره می کند.
” والذی ینطق فی السجن الأعظم إنّه لخالق الأشیاء و موجد الأسماء“. (4)
” کسی که در زندان بزرگ سخن میگوید (یعنی خود میرزا بهاء) به درستی که هر آیینه اوست خلق کنندهی اشیاء و به وجود آورندهی اسماء“.
به بیان روشن تر، چنین نیست که نوری تنها بگوید، جسم او، جسدی عادی و انسانی است که خدا در آن حلول می کند، بلکه دقیقاً با اشاره به جسد خود، آن را الوهی می نامد. همین مسئله نشان می دهد که نوری در ادعای مظهریت برای خداوند، همچون دیگر ادعاهای باب و حسینعلی نوری که از موارد ضعیف تر شروع می شد و تا خدایی پیش می رفت، به این اندازه صرف بسنده نمی کند، بلکه اساساً جسم فانی خود را خدا می نامد.
به همین دلیل است که با اشاره به خود مادی اش می نویسد:
” كذلك امر ربك اذكان مسجوناً في أخرب البلاد”. (5)
” پروردگارت چنين امر كرد، زمانی كه در خراب ترين شهرها زندانی بود”.
اگر مقصود نوری از خدا نامیدن خود، به راستی اشاره به مقام مظهریت وی بود، اولاً چرا در این عبارات، برای اشاره نمودن به پروردگار متعال، به جسد محصور خود در زندان ارجاع می دهد. ثانیاً چرا قبله پیروان خویش را پس از مرگ خود، محل دفن جسدش می داند؟
اگر حقیقتاً در نگاه نوری، جسم او به خودی خود ارزشی نداشت و تنها اشارات او به ربوبیت و الوهیت خود با توجه به حلول خدا در بدن او بود، آیا پس از مرگ وی نیز خدای متعال در جسد او باقی است که باید مورد پرستش بهائیان قرار گیرد؟ به بیان روشن تر، اگر واقعاً در تصور نوری، جسم او بی ارزش بود و تنها به خاطر حلول خداوند در آن، خود را خدا می نامید، چرا بعد از مرگ وی، جسد بی ارزشش باید قبله بهائیان باشد؟ شاید خدای فرقه بهائیت، به چندین قسمت تقسیم می شود. بنابراین، جزئی از آن در نعش بهاء باقی می ماند و دیگر اجزاء آن وارد اجسام و اجساد دیگر می گردند؟
موضوعات مرتبط:
آیا بهائیت، فرقه ای توحیدی است؟ (بخش اول)
آیا بهائیت، فرقه ای توحیدی است؟ (بخش دوم)
بهائیت، عامل ایجاد درگیری میان زرتشتیان دوره قاجار (بخش اول)
آیا بهائیت، فرقه ای توحیدی است؟ (بخش سوم)
پی نوشت ها:
1) نوری، حسینعلی (120) بدیع، مبین، بی جا، انتشارات مؤسسه ملی مطبوعات امری، ص ۴۰۵.
2) نوری، حسینعلی (120) بدیع، مبین، بیجا، مؤسسه ملی مطبوعات امری، ص 17.
3) نوری، حسينعلی (1308) هجری قمری، مبين، ص 286.
4) نوری، حسینعلی (1314) هجری قمری، اقدس، چاپ ناصری، بمبئی، ص 25.
5) نوری، حسينعلی (1308) هجری قمری، مبين، ص 342.
منابع:
- غفاری هشجین، ز.، کشاورز شکری، ع.، اکار، ح. (1390)، چرایی فرقه بودن بهائیت، معرفت ادیان، سال دوم، شماره دوم، ص 43-64
- خسروپناه، ع. (1388)، سیر انتقادی در تاریخ و باورهای بهائیت، کتاب نقد، سال یازدهم، شماره پنجاه و دوم و پنجاه و سوم، ص 13-58
- واردی، ت. (1383)، توحید، مجله پاسدار اسلام، شماره دویست و هفتاد و نهم و دویست و هشتادم، فروردین ما
- ذکاوتی قراگزلو، ع.، اسماعیل یحیی، ع. (1389)، جایگاه توحید در دین اسلام، میثاق امین، سال پنجم، شماره شانزدهم، ص 41-61
- رهنمایی، ح. (1393)، نقدی بر مهم ترین مستمسکات بهاییان در ایراد شبهات کلامی درباره ختم نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، سال پنجم، شماره دوم، پیاپی 13، ص 49-66