بازدیدها: 19
در عرفان های کاذب، استفاده از اصطلاحات و مطالب حق و صحیح، که از آن اصطلاحات و کلمات، اراده مفهوم و معنای باطل هدف باشد، بسیار به چشم می آید.
بهعنوان مثال در یک جلسه، یک شخصی صحبت از ارتباط با خداوند و روشهای رسیدن به خدا میکند. مباحثش در ظاهر کاملاً دینی و تبلیغ معنویت است. افرادی که مخاطب وی هستند، با فهم متعارف و با باورهای خود، خدایی که وی میگوید را به الله جلجلاله تطبیق میدهند و وقتی صحبت از مسیرهای رسیدن به این خدا میشود، راههای شرعی همانند نماز و روزه، صدقه و کمک به فقرا، احترام به دیگران و… به ذهنشان متبادر میشود؛ علیالظاهر هیچ اشکالی در این نوع صحبتها وجود ندارد.
اما با مطالعه مطالب وی، شنیدن سخنرانیهای وی در جلسات خصوصی یا عمومی دیگر، بررسی صفحات مجازی و یا صحبت با وی و… به مرور فرد متوجه می شود، خدایی که ایشان معرفی میکند، غیر از خدای ما است.
برای نمونه خداوند در شبه معنویت تفکر نوین با ویژگیهای خاصی معرفی میشود. خدا در این باور یک امر درونی است و هر شخصی باید خدای خود را با افکارش بسازد. خانم «باربارا مارکس هابارد» از رهبران و مروجان اصلی تفکرنوین میگوید: «ما قابلیتهایمان را به خدایانمان نسبت میدادیم و حالا به اصل خودش یعنی خودمان»! وی بیان میکند که ما در قرنهای گذشته وقتی چیزی میخواستیم یا قدرتی برای تحقق خواستهها داشتیم، این محقق کردن خواستهها و قدرت تحقق را به نیرویی خارج از خود نسبت میدادیم و اسم آن را خدا مینامیدیم؛ ولی در عصر حاضر از لحاظ عقلی به بلوغ رسیده ایم و قابلیت داریم و قدرتها را به اصل خودش، یعنی درون انسان نسبت میدهیم!!!! خدای خارجی وجود ندارد و خداوند در واقع در درون انسان است!
این نمونه نشان می دهد که مروجان تفکر نوین از چه خدایی صحبت می کنند. با بیان فوق مشخص شد که وقتی آن شخص صحبت از خدا و معنویت میکند، مراد وی خداوند و معنویت انحرافی است و مخاطب بدون اینکه متوجه شود، در جلسات یک فرد گمراه شرکت کرده و این نوع جلسات، مقدمهای است که فرد به مرور مخاطبانش را اقناع فکری کرده و با شستشوی ذهنی، پله پله به انحراف می برد.
انتهای پیام
منبع: رهپویان هدایت