بازدیدها: 6
خدا و بهاء
از ادعای من یظهره اللهی تا الوهیت
- وی در ابتدا مدعی شد که من یظهره الله است.
- بعد از پذیرفته شدن ادعایش توسط عده ای از بابیان، آنها را تغییر داد.
- بهاءالله در نهایت ادعای الوهیت کرد.
نمونه هایی از جملات بهاء درباره الوهیت خویش:
در بعضی متون «بهاء» خود را خدا معرفی میکند. اما مگر بهائیان خود را موحد نمی دانند؟
- «بشنو آنچه را که وحی می شود از مصدر بلا بر زمین غم و اندوه از سدره قضا بر ما به اینکه خدایی جز من زندانی یکتا نیست.» (میرزا حسین علی نوری، کتاب مبین، ص286)
- «پروردگارت چنین امر کرد، زمانی که در خراب ترین شهرها زندانی بود.» (کتاب مبین، ص342)
- کسی که جهان را برای خودش خلق کرد، او را منع می کنند که حتی به یکی از دوستانش نظر افکند.» (کتاب مبین،ص233)
وی در جواب بعضی که می پرسیدند: «چرا بعضی مواقع می گویی ای خدا! و بعضی اوقات در نوشته هایت از خدا کمک می خواهی»، می گوید: «یدعو ظاهری باطنی و باطنی ظاهری لیست فی الملک سوای ولکن الناس فی غفله مبین؛ باطنم ظاهرم را و ظاهرم باطنم را می خواند. در جهان معبودی غیر از من نیست؛ ولی مردم در غفلت آشکارند.»
بهاءالله عملا پرستش خود را همان پرستش خدا می دانست:
- وی قبر خود را قبله نمازگزاران قرار داد.
- همچنین تأکید داشت که نمازگزاران در موقع خواندن نماز، باید توجه قلبی به او داشته باشند.
خدای بی نیازِ نیازمند
جالب است که خدای توصیف شده در نوشته های بهاء، خدایی ذلیل است.
او به دست بندگانش زندانی و گرفتار است!!
- وی می گوید: «آنکه جهان را برای خود خلق کرد، در خراب ترین مکانها به دست ستمکاران زندانی است.» (کتاب مبین، ص56)
در بهائیت خدا کسی است که در عین بی نیازی (صمدیت)، نیازمند است.
- بهاءالله در کتاب ایقان درباره ملا حسین بشرویه ای می نویسد: «اگر بشرویه ای نبود خدا بر عرش رحمانیت جای نمی گرفت و بر کرسی بی نیازی قرار نمی یافت.»!!(ص148، بند248)
رسوایی بهاء و عکس العمل بهائیان
بعد از ادعاهای ضد و نقیض بهاء درباره خدایی و الوهیت خود، مبلغان بهائی سخنان سخیف او را با شطحیات بعضی از صوفی ها مقایسه کردند.
البته فقها و علما شطحیات را نمی پذیرند.
اما درصورتی که شطحیات عرفا را نیز بپذیریم باز چیزی درباره ادعاهای بهاء تغییر نمی کند. زیرا:
- شطحیات، در اثر دستیابی افراد کم ظرفیت به مقامات بلند عرفانی است. ایشان قادر به پنهان کردن دیده ها و دانستنی های خود نیستند.
- در تمام کتابهای مقدس موجود، هیچ گاه جملات نظیر جملات بهاء از طرف انبیاء و اولیاء دیده نشده است. درضمن سخنان بهاء با ادبیات و اصطلاحات عرفا و متصوفه متفاوت است.
- از کجا می فهمیم که جملات بهاء ، جمله ای مانند «انا ربکم الاعلی» فرعون است یا شطحی صوفیانه؟!
- عباس افندی صراحتا می گوید:
« ای مقبل الی الله مقام مظاهر قبل نبوت کبری بود و مقام حضرت اعلی الوهیت شهودی و مقام جمال اقدس احدیت ذات هویت وجودی و مقام این عبد عبودیت محضه صرفه بحته و هیچ تأویل و تفسیری ندارد.»
این سخن عباس افندی راه هرگونه توجیهی برای کلمات بهاء را می بندد. او بهاءالله را عینا خدا فرض کرده است.
عباس افندی به بهائیان دستور می دهد که به اثبات وحدانیت بهاءالله بپردازند. (مکاتیب، ج1،ص504)