بازدیدها: 4
یکی از فریبکار ترین فرقه های مطرح در دایره شبه معنویتها فرقه اوشو است که سبکی کاملا غیر اخلاقی در معنویت جویی دارد.
اوشو به مانند بسیاری دیگر از سران عرفانهای کاذب معنویتجویی را مترادف با لذت جویی بیقید و شرط می داند. او انسان را بهرهبری و درک تمام لذت دنیا فرا می خواند. به پیروان خود این درس را می دهد که نیاز نیست در این راه تقیدی داشته و منحصر باشند. این راه را برای رسیدن به کمال آدمی مهم میداند.
اوشو میگوید: «نسبت به لذات جسمانی، حساس باشید. هستی در دسترستان است. تمام اسرار بسیار به شما نزدیک هستند. زیرا این تنها راه شناخت پدیده های اسرار آمیز است. پذیرای لذت جسمانی بودن نشانگر آن است که درهایتان به روی هستی باز است و آماده اید که با تپش های آن هماهنگ شوید. اگر پرنده آواز بخواند، انسانی که قابلیت پذیرش لذات جسمانی را داشته باشد، خود را احساس میکند که آواز از عمیق ترین مرکز هسته ای اش به بیرون انعکاس مییابد. رشد واقعی این است که باز پذیرا و اینکه نسبت به هرچیز تاثیر پذیر باشید. ولی در عین حال تحت تاثیر چیزی قرار نگیرید. می توانید در میان لذات جسمانی باشید ولی بخشی از آنها نباشید.(۱)
معنویت یا لذت پرستی؟
او خود را لذت پرست و افکار و نظرات خود را لذت گرایی می داند. «من لذت پرست هستم و تا آنجا که می دانم همه آنهایی که شناخت پیدا کردهاند هر چه هم بگویند همواره لذت پرست بوده اند.» (۲)
در واقع از نظر اوشو انسان با ارضای نیازهای خود و لذت بردن از آنها است که به کمال راه مییابد. او میگوید: «لذتجویی پلی برای رشد و کمال است.» اما در حقیقت باید گفت این رویکرد هیچ تناسبی با اخلاق نداشته و اتفاقاً مانعی اصلی در رسیدن به معنویت الهی است.
به زعم وی اگر انسان با این امیال نفسانی و لذت جویی و خوشگذرانی ها به مبارزه برخیزد، سدی بلند در برابر کمال خود کشیده و به خود و انسانیت خیانت کرده است.
با توجه به این مسئله اگر فردی بخواهد در مقابل هوسها و خواهش های نفسانی بایستد، اگر کسی بخواهد شهوات نفسانی و غیر اخلاقی خود را کنترل کند، در مقابل لذتجویی ایستاده است و لاجرم از درک کمالات به دور خواهد بود.
هرچند گفته های این سرکرده عرفان کاذب بیمبنا و پر از مغالطه و انحراف است اما در کمالخواهی شیطانی و حیوانی اوشو یک ناسازگاری درونی و همچنین یک نوع ناسازگاری بیرونی مشاهده میشود.
ناسازگاری درونی را می توان اینگونه بیان کرد
اولاً: تعدیل غرایز و رعایت تعدیل در رفتار، تنها راه رسیدن به کمال است. چون دنیا و تمام نعمتهای آن اگر چه برای آسایش انسان آفریده شده ولی غرق شدن زیاد در آن مانع کمال است فرو رفتن در لذت های آنی و زودگذر انسان را به لبه پرتگاه و سقوط نزدیک خواهد کرد. در حالی که اوشو در تمامی سخنان خود همه را دعوت به لذت پرستی و دنیا گرایی افراطی می کند.
ثانیاً: غرق شدن در رفاه و بیبند و باری جنسی مساوی است با احساس پوچی. اوشو در سخنان خود رفتار غربیها را نقد کرده و می گوید: «علت خودکشی های فراوان در غرب، غرق شدن غربی ها در آسایش است. زیرا همه چیز دارند ولی باز هم در اعماق وجود خود احساس تهی بودن و پوچی می کنند.»
حال جالب است که افراطیگری غربیها در لحظات را نقد میکند و از سویی در دستورات انسان را سریعتر از همه چیز به سوی همان پوچی پیش می برد.
ناسازگاری بیرونی
اما ناسازگاری بیرونی را می توان چنین گفت که کمال جویی و سعادت خواهی یکی از گرایشهای فکری در هر انسان است. همه تلاش انسان برای پاسخگویی به این گرایش و زدودن نقصها و دستیابی به کمال ها و رسیدن به چنین سعادتی است. هر چند ممکن است در تعیین مصادیق کمال، به خطا برود.
ولی از دیدگاه اوشو کمال خواهی و سعادتطلبی همان بهره وری کامل از لذات جنسی و هواهای نفسانی زودگذر است که نتیجه ای جز هلاکت و بشریت را در پی نخواهد داشت. (۳)
پی نوشت:
_ تاتوئیسم و عرفان شرق دور، ج۲، ص ۲۵۰
_ الماسهای اوشو، ص۱۳۷، ص ۲۴۶
_ بخشی برگرفته از سایت بهداشت معنوی و کتاب سایهبان خود ساخته عرفان مدرن، محمد اسماعیل عبداللهی، ص ۱۳۸
انتهای پیام
منبع: رهپویان هدایت