بانوی برزیلی چگونه مسلمان شد؟

مسلمان
0

بازدیدها: 22

بانوی برزیلی تازه مسلمان جریان تشرف خود به دین مبین اسلام را بیان کرد.

بانو کامیلا سلستینو با حضور در جمع بانوان طلبه مهریزی در مدرسه علمیه الزهرا سلام الله علیها عنوان کرد: از ابتدا دین مسیحی داشتم اما با پایبندی زیادی به عبادت مسیحیت نداشتم. اما به خاطر مادرم که توصیه می کرد فرزندانش انسانهای معتقدی باشند به کلیسا می رفتم.

وی عنوان کرد: از همان کلاس اول دبستان سوالاتی می‌پرسیدم از جمله اینکه «چرا حضرت عیسی (ع) پسر خدا است؟» «پسر حضرت آدم نیست؟» «چرا حضرت مریم مادر خداست» «نیازمندی خدا به داشتن فرزند؟» «چرا یک انسان گناهکار باید در محضر انسان گناهکار دیگر به گناهش اعتراف کند؟» می پرسیدم. حتی حضرت مریم را مادر خدا معرفی می‌کردند. در حالی که در جای دیگر مادری عیسی (ع) بود و کسی برای این تناقض‌های انجیل پاسخی به من نمیداد.

بانوی تازه مسلمان شده برزیلی افزود: در کودکی به خاطر تامین مخارج بیماری ناگهانی مادرم مجبور شدم هم درس بخوانم و هم کار کنم. این کار کردن تا بعد از دیپلم ادامه یافت و به شهر دیگری مهاجرت کردم. در حالی که از مسیحیت و خدا هم جدا شده بودم.

سلستینو تصریح کرد: تا آن زمان به دلیل تبلیغات منفی علیه مسلمانان از جمله خشونت طلبی و تروریست معرفی کردن آنها، علاقه‌ای به آشنایی با دین اسلام نداشتم. اما در مغازه فردی مسلمان و لبنانی در آن شهر مشغول به کار شدم و رفتار او با خانواده اش به خصوص مهربانی با دخترش را دیدم. ذره‌ای خشونت با زن و دخترش را مشاهده نکردم و به اسلام علاقه مند شدم.

آشنایی با اسلام

وی اشاره کرد: تا آن زمان نماز خواندن مسلمانان را ندیده بودم. از روی کنجکاوی درباره نماز سوال کردم. آن مرد لبنانی کتاب «اسلام، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، اهل بیت علیهم السلام» را به من داد تا مطالعه کنم.

این بانوی تازه مسلمان شده ادامه داد: در کتاب با مطالعه سوره توحید و اعلام بی‌نیازی خداوند به هر چیزی قلب من را زنده کرد. من گمشده خود یعنی خداوند را یافتم و با خواندن این کتاب با مفهوم خدا در اسلام آشنا شدم.

سلستینو خاطر نشان کرد: با مطالعه داستان امام حسین علیه السلام متحول شدم و خود را پیدا کردم و از آن به بعد کتاب های زیادی درباره دین اسلام و مذهب تشیع مطالعه کردم و تصمیم گرفتم مسلمان شوم.

بانوی تازه مسلمان شده برزیلی اظهار کرد: ۶ ماه به طور دقیق و مفصل درباره اسلام تحقیق کرد و کتاب خانم تا اینکه به مسجد محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم سائوپائولو رفتم و شهادتین را گفتم.

بانو سلستینو ابراز کرد: از همان ابتدا شیعه شدم. نکته جالب اینکه وقتی امام مسجد تاریخ تولد من را دقیق بررسی کرد متوجه شد تولد من همزمان با نیمه شعبان بوده است. برای همین اسم اسلامی من «نرجس» شد.

علاقه به تبلیغ دین اسلام

بانوی برزیلی افزود: مجبور بودم برای یادگیری زبان عربی و نماز به مسجد شهر که تا محل کار و زندگی من دو ساعت فاصله داشت بروم. همین رفت و آمدها باعث شد که چند نفر را هم مسلمان کنم.

وی در بخش دیگری از گفته هایش را بیان کرد: تعداد لبنانی های مسلمان در برزیل چند برابر جمعیت کشور لبنان است ولی آنها برنامه ای برای ترویج دین اسلام در برزیل ندارند. تعداد مساجد در شهر با وسعت ۱۰ برابر شهر تهران تنها دو مسجد است. در حالیکه وهابیت از این فرصت برای تبلیغ خود استفاده می کند.

بانوی تازه مسلمان برزیلی تشریح کرد: یک سال بعد یک روحانی ایرانی برای ایجاد یک مرکز اسلامی به برزیل و شهر محل زندگی من آمد. چون به صورت خودجوش در مسجد به زبان پرتغالی تبلیغ دین اسلام می‌پرداختم، آن روحانی از من برای کار در مرکز اسلامی دعوت کرد. مدتی را به عنوان مترجم برای علاقه‌مندان به آشنایی با دین اسلام فعالیت می کردم.

انتخاب حجاب پس از تشرف به اسلام

سلستینو افزود: وقتی روحانی ایرانی علاقه من به مطالعه و تدریس و تبلیغ را دید از من دعوت کرد تا برای ادامه تحصیل به ایران بروم. ولی به خاطر بیماری مادرم‌ و تأکید دین اسلام ابتدا مایل نبودم. تا اینکه به طور اتفاقی ماجرا را برای مادرم تعریف کردم و گفت موقعیت را از دست نده و دینی که تو را با خدا و حضرت عیسی (ع) و حضرت مریم (س) آشتی داده بسیار خوب است.

وی تصریح کرد: برای ادامه تحصیل به جامعه المصطفی آمدم و پس از مدتی با پسری ایرانی آشنا شدند که خادم مسجد جمکران بود و ازدواج کردیم.

این بانوی برزیلی بیان کرد: شرط ازدواج من با این پسر ایرانی تبلیغ دین اسلام به زبان پرتغالی بود. ایشان هم شرط را پذیرفت و هم اکنون با گذشت شش سال از مسلمان شدنم، در یک کانال مجازی به زبان پرتغالی به تبلیغ دین اسلام می پردازیم و به این واسطه چند نفر مسلمان شده اند.

سلستینو با بیان اینکه با دیدن چادر در مسجد عاشق آن شدم گفت: من بعد از مسلمان شدن حجاب را انتخاب کردم. ولی باز هم مشکلاتی داشتم از جمله اینکه پول کافی برای تهیه روسری نداشتم. به همین دلیل یک سال طول کشید تا حجاب کامل داشته باشم.

وی در خاتمه عنوان کرد: وقتی در برزیل با چادر در خیابان‌های سائوپائولو رفت و آمد می‌کردم، مردم را مسخره می‌کردند و ناسزا می‌گفتند. ولی اصلا توجهی نمی‌کردم و سکوت می‌کردم. حتی بعضی وقت ها برایشان توضیح می دادم ولی متاسفانه تبلیغات ضد اسلام در برزیل زیاد است.

انتهای پیام

منبع: شفقنا