بهائیان در ایران – انقلاب اسلامی 1

0

بازدیدها: 4


پیروزی انقلاب اسلامی نتیجه رویارویی دو قدرتِ دولت به رهبری شاه، و ملت به رهبری یک مرجع تقلید بود. شاه، قدرت خود را از نیروی ارتش، ساواک و پشتیبانی کشورهای استثمارگر می گرفت. امام خمینی نیز به پشتیبانی ملت، در میدان مبارزه بود. سرانجام نیروی ملت که همیشه با رهبریت یک عالِم روحانی، پیروز میدان بود، بر نیروی دولت پیروز شد. از بین نیروهای حامی شاه، تنها ارتش به مردم پیوست و بقیه آنها از جمله ساواک و نیروهای امپریالیستی به خاطر اهداف ضد استبدادی و استقلال طلبی ملت، دشمن مردم شدند.

تغییر جایگاه بهائیان بعد از پیروزی انقلاب اسلامی

کشور ایران در نظر بهائیان به مهد امرالله معروف شد. و به همین دلیل از قداست ویژه ای برخوردار بود. در دوران پهلوی فعالیت های تشکیلاتِ بیت العدل، افزایش یافت. بهائیان با وجود دولت و بیت العدل که در اسرائیل قرار داشت و همچنین پشتیبانی کشورهای غربی، از قدرت زیادی در کشور محبوبشان ایران برخوردار شدند.

به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی، فرقه بهائیت تمام پشتوانه های قبلی خود را در داخل کشور از دست داد. از مهم ترین مشکلات بهائیان پس از انقلاب اسلامی، از دست دادن دولت به عنوان بزرگ ترین حامی خود بود.

اقتدار مجدد روحانیت شیعه

علاوه بر دشمنی بهائیان با انقلاب اسلامی به خاطر از دست دادن بزرگ ترین حامی خود، از دلایل اصلی مقابله بهائیت با نظام جمهوری اسلامی، مشکل همیشگی این فرقه با اقتدار روحانیت شیعه بود.

  • بهائیت همیشه، از بین بردن اقتدار روحانیت اصیل را در دستور کارش داشت.
  • نظام جمهوری اسلامی ایران با توجه به احکام اسلامی، مرجعیت واجد شرایط را در رأس حکومت قرار داد.
  • انقلاب اسلامی، تلاشهای بهائیت برای نابودی قدرت روحانیت اصیل را به حاکمیت روحانیت تبدیل کرد.

به این ترتیب بهائیت از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، در نقطه مقابل نظام جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت.

مظلوم نمایی بهائیان، راهکار مقابله با انقلاب

در آستانۀ پیروزی انقلاب، حمله ای به منازل مسکونی بهائیان صورت گرفت. این واقعه به تحریک نیروهای بیگانه انجام شد. از جمله اهداف اینگونه فعالیت ها:

  • قیام ضد رژیم پهلوی مردم ایران را به سمت اختلافات قومی، مذهبی بکشانند.
  • چهرۀ حرکت ضد استبدادی مردم ایران، در میان مردم جهان مخدوش شود.
  • زمینه مظلوم نمایی برای بهائیان فراهم شود.
  • کینۀ قدیمی بهائیان نسبت به شیعیان، شدت پیدا کند.
  • نیروهای انقلاب را با این گونه مسائل داخلی درگیر کنند.

در همین زمینه امام خمینی (ره) در یک سخنرانی این مسئله را هشدار می دهند:

«اخیراً به بهائی ها تعرض کرده اند و دولت تعرض کرده. اینها یک شیطنت دارند. به این نظر شیطنت اینها اعتنا نکنند مسلمین. اینها می خواهند سایر طبقات را به مسلمین بشورانند. شما اعتنا نکنید. از هر راه که دیدید سازمان دولتی دخالت می کند در یک امری، شما مخالفت کنید برای اینکه نظر سوء دارند به شما.» (1)

مظلوم نمایی اوج می گیرد

نظام جمهوری اسلامی برنامۀ کوتاه کردن دست بیگانگان، خصوصاً آمریکا و اسرائیل را در رأس کارها قرار داد. بهائیان از جمله کسانی بودند که به نحوی با این کشورها در ارتباط بوده و به همین علت عده ای از سران بهائی گرفتار شدند. و اموال ایشان که از راه این ارتباطات بدست آمده بود، مصادره شد.

با مصادرۀ اموال بهائیان، هاله مظلومیتی که در آستانه انقلاب اسلامی برای ایشان فراهم شده بود، بیشتر شد. به همین دلیل یکی از مواضع اتخاذ شده توسط بهائیان در مقابل جمهوری اسلامی ایران، استفاده از نوعی مظلوم نمایی و تبلیغ این مسئله در سطح جهان بود.

واکنش به رسوایی جاسوسی سران بهائیت
  • عده ای از بهائیان که به ماهیت سران بهائی و سیاست بازی سرانشان در رژیم گذشته پی بردند، از فرقه بهائیت دست کشیده و مسلمان شدند.
  • عده ای نیز جنبش آزادی بخش بهائیان ایران (جابا) را راه اندازی کردند. اعضای این جنبش با انتشار نشریه ای با نام احرار در سال 1358 به مخالفت علنی با سیستم بهائیت پرداختند. این جنبش از کسانی که در دوران پهلوی برای بیگانگان جاسوسی کرده و در پست های حساس به نفع بیگانگان عمل کردند، انتقاد نمود.

به عنوان مثال در شمارۀ یکم تیرماه خبری را از زبان اسدلله مبشری (وزیر دادگستری وقت) منتشر کرد که می گوید:

«تیمسار ایادی پزشک خصوصی شاه برای سازمان سیا جاسوسی می کرده است و مأموریت داشته، اگر شاه قدمی بر خلاف منافع آمریکا بردارد، او را به قتل برساند.» (2)

  • عده ای نیز به تشکیلات بهائیت وفادار ماندند و از هر فرصتی برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی استفاده می کردند. علت این وفاداری به تشکیلات این بود که خصوصاً بعد از شوقی افندی (از رهبران بهائیت) تشکیلات از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. در مجموع وابستگی و وفاداری به تشکیلات بهائیت، یک پدیده حزبی و گروهی تلقی نمی شد، بلکه جزء احکام شرعی بهائیت بود. بهائیان باید تابع تشکیلات می بودند.

شاید یکی از دلایلی که تشکیلات بهائیت بعد از انقلاب اسلامی، کاملاً از بین نرفت، اهمیتی باشد که «تشکیلات» در اعتقادات این فرقه برای خود به دست آورده است.

سرانجام کار تشکیلات بهائیت 

تا سال 1362 بهائیت به طور مخفیانه به فعالیت های تشکیلاتی خود ادامه داد. در این سال دادستانی کل کشور با انتشار نامه ای رسمی، هر گونه فعالیت تشکیلاتی بهائیت را در ایران ممنوع کرد.

در نهایت، محفل روحانی بهائیان، عضویت در تشکیلات بهائیت را ممنوع اعلام کرد.

البته با مطالعه اعلامیه منتشر شده توسط بهائیان، معلوم می شود که این یک اقدام تاکتیکی در آن زمان بود تا سران بهائیت بتوانند راهکارهای بهتری برای ادامه فعالیت خود پیدا کنند.

سازمان بهائیت که نمی توانست پیروان خود را در ایران رها کند، با پنهان کاری، به راه اندازی تشکیلات جدید در سطح محدود، اقدام کرد. این تشکیلات جدید ظاهراً به احوال شخصی بهائیان رسیدگی می کرد. اما با توجه به سابقه وابستگی این فرقه به حمایت های بین المللی، نمی توانست بدون ارتباط با سیاست های جهانی بهائیت عمل کند.

پی نوشت:

  1. صحیفه نور، جلد چهارم، ص79
  2. نشریه احرار، شماره1، تیرماه 58، ص6

(برگرفته از کتاب بهائیت در ایران، دکتر سید سعید زاهد زاهدانی)