بهائیان در ایران – دوران پهلوی 1

0

بازدیدها: 3

در این مقاله به تقابل مردم و روحانیت با حکومت پهلوی پرداخته می شود. انقلاب مشروطه برای استقرار یک نظام عادلانه در کشور حرکت خود را آغاز کرد. اما در کشمکش بین مشروطه خواهان و مشروعه خواهان، مشروطه خواهان وابسته به فرهنگ غرب، پیروز شده و امور مملکت را به دست گرفتند. به همین دلیل نظام با وجود احمدشاه جوان و بی تجربه و مشروطه خواهان غرب زده، به سمت اندیشه های لیبرال دموکراسی می رفت. در همین زمان سُفرای مؤثر در سیاست داخلی ایران، به فکر دسیسه ای برای کنترل امور ایران افتادند. زیرا روش حکومت داری احمدشاه جوان، اهداف ایشان را برآورده نمی کرد.

رضا خان شاه شد

در نهایت، رضا خان میرپنج، با حمایت دولت های خارجی و با اتکا به نیروی نظامی، قدرت را در دست گرفت. در نتیجه شخصی در رأس دولت قرار گرفت که دست نشانده بود و فرمانبردار.

مردم نیز، حضور فعالی نداشته و روحانیت که بعد از دوران مشروطه حضور کم رنگی داشتند، هیچ عکس العملی نشان ندادند. تنها روحانی مخالفی که مزاحم کار می شد، مدرس بود که در مقابل دسیسه ها و توطئه ها، نتوانست کاری انجام دهد. روسها نیز در این ایام به علت انقلاب بلشویکی در داخل کشورشان، دخالت هایشان را کم کرده بودند. بنابراین انگلستان یکه تاز میدان سیاست داخلی ایران شد.

تقابل اقتدار دولت با ملت و روحانیت

در دوران رضا شاه دو قدرت دولت و مردم به رهبری روحانیت، در مقابل هم قرار داشتند. اما به خاطر زمینه های به وجود آمده در دوران مشروطه، به تدریج نهادها و سازمانهای دولتی افزایش می یابند و وظایفی که در عرف اجتماعی به عهده روحانیت بود، از ایشان گرفته می شود. این کاهش مسئولیت تا حدی است که فقط اداره امور مدارس دینی برای روحانیت باقی می ماند.

رضا شاه از طریق برنامه های نوسازی خود، باعث شد سازمان مذهبی کشور، بسیاری از نقش های خود را از دست بدهد. وی در ابتدای سلطنتش، به نام مدرن کردن اقتصاد، قانون تجارت را عرضه کرد و آن را به تدریج جایگزین احکام اسلامی تجارت که در دروس مکاسب روحانیت آمده بود، قرار داد.

این روند تا سلطنت محمد رضا شاه ادامه پیدا می کند. با ضعیف شدن قدرت روحانیت و حذف دین از صحنه های اجتماعی، زمینه های حضور روشنفکران غربزدۀ غیر دینی و از جمله بهائیان، فراهم می شود.

بهائیان و حکومت پهلوی

در زمان حکومت قاجار، برای خارج کردن سیاست و اقتدار از دست روحانیت، ایجاد تشتت دینی لازم بود که توسط فرقه هایی مانند بهائیت صورت می گرفت. اما در دوران پهلوی اول و بعد از مشروطه، این اقتدار از دست روحانیت خارج شده بود و نیاز مبرمی به استفاده از فرقی مثل بهائیت نبود. همچنین در شرایطی که بهائیان از فرقه های بدنام کشور بودند، خلاف عقل و مصلحت استعمارگران به حساب می آمد که علنا در صحنه های مختلف اجتماعی و سیاسی ایران مشاهده شوند.

لازم بود در ابتدا رضاخان چهره ای مذهبی داشته باشد تا مورد قبول مردم قرار گرفته و مردم از او پشتیبانی کنند.

هرچند بهائیت و امثال آن در اوایل دوره رضا شاه، در صحنه سیاست حضور پر رنگی نداشتند؛ اما به عنوان یک جنبش مذهبی در مقابل مذهب ملی، کارایی داشتند.

رضا شاه و بهائیان

ظاهرا رضاخان پهلوی نسبت به بهائیان خوش بین است. چنانکه یکی از افسران بهائی (سرگرد صنیعی) را به عنوان آجودان مخصوص ولیعهد انتخاب می کند.

به گفته ارتشبد فردوست، سرگرد صنیعی بعدها سپهبد می شود و به تصدی یکی از وزارتخانه ها منصوب می شود. و این مثال حاکی از احترام و اعتماد رضاخان به بهائیان و میزان نفوذ آنان در دستگاه دولتی می باشد. (1)

منافع مشترک و همکاری بهائیان با رضا شاه

در دوران پهلوی اول، سیاست دین زدایی و روحانیت زدایی رضا شاه مطابق میل و سلیقه و اهداف بهائیان بود. به همین دلیل دشمنی دیرینه بهائیان با دولت و حکومت به نوعی همکاری با آنان تبدیل شد. بهائیان با همکاری با دولت به مقابله با دین می پرداختند. این مقابله تا حد کشف حجاب که از احکام ضروری دین اسلام است، پیش رفت.

بهائیان وارد کار می شوند

در دوره محمدرضا شاه، با فراهم شدن مقدماتی، حضور گسترده بهائیان را در صحنه های مختلف، در ایران شاهد هستیم.

پس از درگذشت آیت الله بروجردی در سال 1340ه.ش فرصتی برای خارج کردن کامل مذهب از امور اجتماعی به دست آمد. بعد از این واقعه محمدرضا شاه، ابتدا لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی را در دولت علم به تصویب رساند و سپس قیام 15 خرداد را سرکوب کرد و روحانیت را به شدت منزوی نمود.

با تبعید امام به ترکیه به دلیل مخالفت با کاپیتولاسیون، محمدرضا شاه مطمئن شد که دیگر رمقی در سازمان مذهبی برای مقابله با شاه و حکومت باقی نمانده است.

از این زمان به بعد، بهائیان علنا در صحنه اجتماعی و سیاسی کشور ظاهر شدند. این در حالی بود که شاه و بهائیان از سرکوب کامل روحانیت شیعه و نهاد مذهب، مطمئن شده بودند. در همین سال هویدا به نخست وزیری انتخاب شد و حدود 13 سال در این منصب باقی ماند.

در مقالات بعدی به چگونگی حضور بهائیان در همه عرصه های سیاسی و اجتماعی حکومت پهلوی پرداخته می شود.

 

پی نوشت:

  1. خاطرات ارتشبد سابق فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، جلد اول، 1368، صص56-57

(برگرفته از کتاب بهائیت در ایران، دکتر سید سعید زاهد زاهدانی)