بازدیدها: 9
اساس راه اندازی فرقه ها برای این بوده که بتوانند سبک زندگی جدیدی در میان مردم ایجاد کنند. یعنی بتوانند از طریق فرقهها که هر کدام یک نوع فکر و روشی را در مردم گسترش میدهد، مردم را دچار یک تزلزل اعتقادی واحد کنند که مردم به سمت وحدت و یکپارچگی الهی نروند و به سمت روشهایی بروند که فرقهها ارائه میکنند، مانند نوع پوشش، رفتار و گفتار و تفکر، مطیع فرقهای شوند که به آن وارد شدند. این باعث میشود سبک زندگی فرد از جریان فرقهای الگو بگیرد.
اختصاصی فاران نیوز، همواره سبک زندگی افراد جامعه دستخوش تغییر و تحولاتی بوده است که برخی از این تغییرات مثبت و برخی دیگر منفی و در زمره ناهنجاریهای فردی و اجتماعی قرار میگیرد. عوامل بسیاری در تغییر سبک زندگی افراد جامعه نقش دارد که شاید به نقش فرقهها و جریانات انحرافی بسیار کم پرداخته شده است. حال آن که سبک زندگی در جامعه ایرانی که از گذشته دیرباز با معنویت و دین عجین بوده است، دارای اهمیت بسیار بوده و گزند جریانات انحرافی بینصیب نبوده است. از این رو با حجتالاسلام مهدی سالاری، مدیر موسسه عصر ایمان و متخصص و مشاور حوزه فرق و ادیان گفتگویی انجام دادیم که در ادامه میخوانید.
فاران: لطفا درباره ارتباط فرقههای انحرافی و سبک زندگی توضیح دهید.
اساس راه اندازی فرقه ها برای این بوده که بتوانند سبک زندگی جدیدی در میان مردم ایجاد کنند. یعنی بتوانند از طریق فرقهها که هر کدام یک نوع فکر و روشی را در مردم گسترش میدهد، مردم را دچار یک تزلزل اعتقادی واحد کنند که مردم به سمت وحدت و یکپارچگی الهی نروند و به سمت روشهایی بروند که فرقهها ارائه میکنند، مانند نوع پوشش، رفتار و گفتار و تفکر، مطیع فرقهای شوند که به آن وارد شدند. این باعث میشود سبک زندگی فرد از جریان فرقهای الگو بگیرد.
این موارد باعث شد جریان فراماسون برای اینکه بتواند بهتر روی مردم جامعه جهانی اثر بگذارد، فرقهها را ایجاد کرد و به هر کدام ماموریت قسمتی از زندگی انسان را داد. هر کدام از فرقهها در یک بخش از زندگی تاثیر دارند و نگاه کلی به انسان ندارند، بعنوان مثال برخی فرقهها با رویکرد آرامشبخشی، برخی با زمینه اقتصادی و رفع مشکل مالی، برخی تغییر و ایجاد هوش سیاسی و برخی نیز به صورت التقاطی تمام این موارد را بر میگیرند.
باید تمام ابعاد زندگی انسان را به عنوان یک مخلوق کامل خدا مورد توجه قرار داد که یک بُعد زندگی انسان روش زندگی او است. این روش زندگی میتواند بر اساس الگوی معنوی باشد که بر اساس ادیان ابراهیمی است و یا بر اساس یک الگوی غیر دینی و غیر ادیان ابراهیمی باشد که فرقهها تلاش میکنند این نوع سبک زندگی را به انسان بدهند. افرادی که گرفتار فرقه ها میشوند، در نوع پوشش، گفتار و حتی رفتار فردی و اجتماعی آنها تغییر حاصل میشود، یعنی روش زندگی آنها خلاف عرف جامعه میشود و این یعنی یک سبک زندگی نو که از طریق فرقه ها به مخاطبینی که به سوی آنها جذب میشوند و حتی به اطرافیان آنها مثل خانوادهشان نیز القا میشود و آنها هم به نوعی تحت تاثیر این فرقه های انحرافی قرار میگیرند.
فاران: مثالهای واضحی از این تغییر سبک زندگی در فرقهها و جریانات انحرافی وجود دارد؟
بله، به عنوان مثال عرفان حلقه با ادعای درمان بیماری و مرض، خود را مطرح کرد و از این طریق افراد را جذب کرد، اما یک نوع گفتار و معنویت خاص را به مخاطب خود داد و این معنویت خاص، روش زندگی افراد را تغییر داد. فرد تا پیش از ورود به عرفان حلقه یک زندگی طبیعی دارد و به اعتقادات احترام میگذارد و مشکل خانوادگی و پوشش ندارد، اما کم کم سبک زندگی فرد تغییر میکند. پس از ورود به عرفان حلقه اعتقادات فرد دچار تزلزل شده و رفتار فرد با خانواده سرد میشود. چرا که این افراد ماموریت دارند که افراد بیشتری را جذب فرقه نمایند و چون گمان میکنند بیش از دیگران میفهمند، برای افراد خانواده دلسوزی میکنند و قصد جذب آنها به فرقه را دارند که اگر با مقاومت خانواده مواجه شوند، از آنها فاصله میگیرند و روابط آنها سرد میشود. کم کم سبک زندگی فرد عوض میشود و به سمت تنها زندگی کردن و ترک خانواده شده و گاهی منجر به جدایی زن و شوهر میشود.
بخش دیگر پیوستن افراد به عرفان حلقه زندگی اشتراکی است. در عرفان حلقه گروههایی که کلاس برگزار میکند، خیلی حریم مشخصی بین زن و مرد و کوچک و بزرگ وجود ندارد و تمام افرادی که وارد گروه میشوند بهعنوان عضو جدید گروه در نظر میگیرند.
یکی از آسیب دیدگان فرقه حلقه اینگونه تعریف میکرد که برخی خانمها بین مَسترها (سرگروهها) مشترک هستند یا برخی خانمها در گروه چند همسر اشتراکی دارند.
عرفان حلقه اعتقاد دارد که که محرم و نامحرمی وجود ندارد و زن و مرد نباید مطیع یکدیگر باشند و هر کدام باید مستقل باشند. آموزههای این فرقه همچنین میگوید نیازی به رعایت محرمات شرعی وجود ندارد و مثلا نیازی به رعایت پوشش قرآنی نیست.
مثال دیگر در مورد جریان یوگا است. کسانی که وارد یوگا میشوند، نوع آموزهها و روش فعال کردن چاکراها و روش اتصال به گونهای است که سبک زندگی افراد را تغییر میدهد. نوع روابط عمومی افراد را تغییر میدهد و خیلی در چارچوب محرم و نامحرم نیست. چرا که باید چاکرای اول که چاکرای جنسی است که باید از طریق روابط بیشتر فعال شود که اگر فعال شود بقیه چاکراها بهتر و سریعتر فعال میشود.
فاران: به نظر شما فرقهها و جریانات فعالتر در حال حاضر کدام موارد هستند؟
امروز چند جریان معنویتگرا یا فرقه در ایران فعال هستند. یکی از این فرقهها قطعا عرفان حلقه است که از میان قشرهای مختلف مردم جذب میکند که موارد بسیاری را مشاهده میکنم که گرفتار این فرقه هستند. جریان احمدالحسن نیز که ادعای یمانی موعود را دارد در حال حاضر در فضای مجازی فعالیت تبلیغاتی دارند و دارای رسانه هستند که طرفدار دارند و افرادی نیز با آنها بیعت میکنند و در اربعین امسال موکب داشتند. جریان دیگری که از اوایل سال ۱۳۴۲ وجود دارد و هیچگاه تعطیل نشده، انجمن حجتیه است. جریان دیگری که با عنوان جریان معنوی و با شعار آرامش وجود دارد، یوگا است و کلاسها و باشگاههای فراوان و حتی مدارسی با این ویژگی داریم. از عرفانهای آمریکایی اگر بخواهیم نام ببریم که در حوزه ادبیات فعال است، فرائنها است که شامل عرفان پائولو کوئیلو است که کتابهای آن بسیار زیاد در جامعه چاپ میشود و افراد دیگری مانند اکهارت توله و برایان تریسی، وین دایر نیز شامل آن است. و مهمترین چیزی که تمام این موارد از آن تبعیت میکند، قانون جذب که در قشرهای مختلفی از جمله مذهبیها و غیرمذهبیها، دانشجویان و طلاب توانسته نفوذ کند.
فاران: آیا پای این جریانات و فرقهها به اغتشاشات اخیر باز شده است؟
به صورت روشن رد پای چند فرقه را در اغتشاشات اخیر دیدیم که فعالترین آنها جریان تصوف فرقهای، صوفیهای گنابادی بود که در اغتشاشات نقش داشتند و افراد را به آشوب دعوت میکردند. جریان عرفان حلقه نیر تمام رسانههای خود را به خط کرد تا حدی که نخستوزیر کانادا را در تجمعی که در آنجا برگزار کرد، پای کار آورد. همچنین انجمن حجتیه و در لایههای پنهانی جریان احمدالحسن نیز فعالیت داشتند.
فاران: در پایان اگر نکتهای دارید بفرمایید.
در پایان خوب است که این نکته را مدنظر داشته باشیم که تنها راه مقابله با فرقهها و جریانات انحرافی در بازگشت به اسلام واقعی و عمل به آموزههای دین است که یعنی به آنچه میدانیم عمل کنیم. عرفان الهی و اهل بیتی تنها الگوی مقابله با عرفانهای نوظهور، فرقهها و جریانات معنویتگرا است که اگر به آن عمل نکنیم ممکن است همیشه گرفتار این جریانات شویم.
انتهای پیام