توجه به اقتضائات همزیستی مذهبی

0

بازدیدها: 5

 

 

تمام عمر چهل و چند ساله‌ام با مفهومی بنیادی زندگی کرده‌ام که زندگی‌ام را و باورهایم را شکل داده است، مفهومی به نام «همزیستی مذهبی».

به گزارش فاران نیوز، بدون استثنا روزهای تولد ائمه اطهار(س) کارش را تعطیل می‌کرد، شیرینی می‌گرفت و تمام روز را در مغازه‌اش می‌ماند و با همسایه‌ها می‌گفت و می‌خندید. از آن مهتابی‌های سه‌تایی داشتیم که هم‌نسل‌های من آنها را خوب به یاد دارند که در اعیاد، ردیف می‌شد در خیابان‌ها. از آن پرچم‌ ها داشتیم که در ایام عزا بر سر در خانه‌ ها زده می‌شد.

 

شب‌ های شهادت، شب‌ های شام غریبان، کسی در خانه ما جز به قدر دیدن پیش پا، چراغی روشن نمی‌کرد و نمی‌خندید. کتاب «شب‌های پیشاور» از دست پدرم نمی‌افتاد. با آن که سواد نداشت اما برادرم را می‌نشاند تا استدلال‌های «سلطان‌الواعظین» را برایش بخواند که چگونه از حقانیت مذهب خود دفاع کرده بود.

 

با این وجود، با همه تعصب خالصانه‌ای که در مرحوم پدرم سراغ داشتم، بیشتر دوستان گرمابه و گلستانش، همان همشهری‌های تربت جامی بودند. رفقای فراوانی در روستاهای دور و نزدیک منطقه داشت که عمدتا از اهل سنت بودند و برای هم جان می‌دادند.

 

موعد بیست و هشتم صفر، چهل و هشتم که می‌رسید همه آن دوست و آشناها کمک می‌کردند تا مرحوم پدرم دیگ‌های بزرگ مسی را بار بگذارد و شله نذری بپزد.

درک اقتضاء همزیستی مذهبی

چرا دارم این‌ها را می‌گویم؟! برای این‌ که بگویم به اندازه همه عمر چهل و چند ساله‌ام با مفهومی بنیادی زندگی کرده‌ام که زندگی و باورهایم را شکل داده است. مفهومی به نام «همزیستی مذهبی» و این همزیستی مذهبی اقتضائاتی دارد که کسی مانند مرحوم پدرم و هم نسل‌های او، همان رفقای گرمابه و گلستان، آن‌ را خوب می‌دانستند و به آن تن می‌دادند.

 

رعایت همین اقتضائات باعث شده بود و باعث شده است تا شهری مثل تربت جام در همه طول تاریخ درازدامنش، شهر وحدت اهل سنت و تشیع باشد. به آمارهای پیدا و پنهان مراجعه کنید تا بدانید کمترین تنش مذهبی در این شهر شلوغ، نتوانسته پا بگیرد.

 

اجازه دهید دلیل محکم‌تری بیاورم، طلبه شهید «محمدصادق دارایی» که همین هفته قبل در حرم مطهر رضوی، با دهان روزه، جانش را بر سر باورهایش گذاشت، متولد روستایی است در تربت جام. روستای «بِزد» هم مانند تمام جغرافیای شرق خراسان، پهنه وسیع وحدت شیعه و سنی است.

 

مادر همسر این شهید اهل سنت است و خودش و همسرش شیعه هستند، همزیستی از این بالاتر؟

 

اجازه دهید خودمانی‌تر گپ بزنیم. جریان‌های تندروی سلفی که گاه بنظر می‌رسد دایره ظهور و بروزشان را تا حاشیه‌ های مشهد هم کشانده‌اند، چرا نمی‌توانند در شهری مثل تربت جام یارگیری کنند؟

عدم جولان تفکرات تکفیری در بافت مذهبی

چرا یک شهر مرزی با بافت مذهبی خاص، هیچ‌گاه به گستره مناسبی برای جولان تفکرات تکفیری تبدیل نشده است؟ آیا جز این است که جغرافیای آفتابی آن خطه، زمین مناسبی برای رشد علف‌های بیگانه نیست؟

 

به هزار و یک دلیل واضح، جریان‌هایی از آن دست، حکم همان علف‌های بیگانه را دارند. واقعیت تاریخی نشان داده که این جریان‌ها هیچ قرابتی با هیچ کدام از جوامع مذهبی در پهنه وسیع ایران‌ زمین ندارند.

 

هیچ قرابتی و هیچ ریشه‌ای و گاه اگر خاری از آن دست در اینجا سر بر می‌کند، الا و لابد به مدد فرصتی است که بی‌توجهی به همان اقتضائات، فراهمش می‌آورد. نمی‌خواهم چیزی از خباثت آن جریان‌ها کم کنم. منظورم به فراهم آوردن فرصت عرض‌ وجود برای آنها است.

 

منصف باشیم و سهم هر کدام از جریان‌های مذهبی را در این بی‌توجهی، برشماریم. آیا سهمی از آن، متوجه ما نیست؟ ما جامعه اکثریت، جامعه معزز واعظان، صنف محترم مداحان، مدیران پرتلاش گزینش، ما رسانه‌ای‌ ها، ما مردم همیشه حواس‌مان به اقتضائات همزیستی مذهبی هست؟

 

انتهای پیام

منبع: خبرآنلاین