بازدیدها: 9
در پشت صحنه جنگ اسرائیل با ملت فلسطین، روایتی رایج در میان صفوف ارتش صهیونیستی درباره «جنگ مقدس اسرائیل» در سرزمینی که خداوند برای قوم برگزیدهاش در نظر گرفته است، دهان به دهان میچرخد.
به گزارش فاران نیوز، تارنمای شبکه الجزیره در مقالهای به قلم محمد السعید، به نقش مذهب در ارتش اسرائیل پرداخته است که ترجمه قسمت اول آن در ادامه میآید:
در حالی که فلسطینیان به نام دفاع از سرزمین و مقدسات خود در مقابل یک نیروی اشغالگر وحشی که فقط منطق زور را میشناسد، میجنگند، اشغالگران صهیونیست با شعار مقابله با تروریسم ادعایی، با فلسطین به جنگ میپردازند، اما در پشت صحنه، روایتی رایج در میان صفوف ارتش رژیم صهیونیستی درباره «جنگ مقدس اسرائیل» در سرزمینی که خداوند برای قوم برگزیدهاش در نظر گرفته است، دهان به دهان میچرخد.
ژنرال آویر وینتر، مرد بلامنازع شاباک اسرائیل کمی پیش از آغاز جنگ اسرائیل علیه نوار غزه در سال ۲۰۱۴ یکی از رهبران برجسته ارتش اشغالگر اسرائیل بود. او عملیات جنوب نوار غزه را در طول جنگ فرماندهی میکرد. وی در آن زمان جنجالی به پا کرد که کمتر به خود جنگ مربوط میشد و بیشتر مربوط به تضادهای هویتی بیپایان در داخل اسرائیل بود. وی فرمان رسمی خود را در زمانی به زیردستان خود اعلام کرد که ارتش اسرائیل آماده ادامه جنگ بود.
این فرمان خطاب به افسران و سربازان و حاوی لحنی مذهبی بود که در چنین احکام رسمی نظامی معمول نبود. وینتر به سربازان خود نوشت: «تاریخ ما را برای رهبری جنگ علیه دشمن تروریستی غزه انتخاب کرد که به خدای نیروهای اسرائیلی توهین، تکفیر و نفرین میکند». وینتر در ادامه به نماز شماع که یک نماز یهودی است اشاره کرده که در آن، نمازگزار به خدای یگانه، «خدای اسرائیل» قسم یاد میکند.
حکم وینتر در میان سکولارهای داخل اسرائیل جنجال گستردهای برانگیخت و آنها نسبت به مذهبگرایی در میان نیروهای ارتش ابراز ترس و نگرانی کردند و نسبت به تبدیل ارتش اشغالگر از یک ارتش مردمی به یک گروه شبهنظامی مذهبی هشدار دادند.
اگرچه در اسرائیل در مورد هویت یهودی این رژیم تقریباً اتفاق نظر وجود دارد، اما یک اختلاف تاریخی شدید در مورد اینکه این هویت یهودی برای اسرائیل دقیقاً به چه معناست، و آیا یهودیت به عنوان یک امر مشترک فرهنگی و ملی به کار میرود یا اینکه به معنای آموزههای الهی دین یهود است، وجود دارد.
این درحالی است که اولین پایهگذاران دولت عبری و ارتش اشغالگر، صهیونیسم را به عنوان یک چارچوب ملی بیشتر سکولار میدانستند، بنابراین صهیونیستهای مذهبی که امروزه در اسرائیل در حال گسترش هستند به این موضوع به گونهای متفاوت مینگرند.
صهیونیستی این رژیم وجود داشت. آنها از پرداختن به موضوع اعلام تأسیس دولت اسرائیل اجتناب کردند و چه بسا این جنجال هویتی موجب شد که دولت اشغالگر پس از گذشت هفت دهه، تا امروز بدون قانون اساسی باقی مانده است.
اعلامیه تأسیس دولت اشغالگر، به نام «خداوند» به عنوان «ستون اسرائیل» جز یک بار اشارهای نکرده است و در این اعلامیه، مسئله «میراث خدا برای اسرائیلیها» طبق آنچه یهودیان مذهبی به آن اعتقاد دارند، توصیف نشده است. در عوض، این سرزمین را «گهواره قوم یهود» توصیف کرده که در اصل به نظریه سکولاریسم توماس جفرسون آمریکایی نزدیکتر به نظر میرسید.
طی چندین دهه، ناسیونالیستهای سکولار صهیونیست بر دولت و ارتش تسلط داشتند و جنجال مذهبی بر سر هویت، سالهای متمادی محدود به ۱۰ تا ۱۲ درصد یهودیان مذهبی (حریدی = یهودیان فوق ارتدوکس) بود که تقریباً از معافیت مطلق در زمینه مشارکت نظامی برخوردار بودند.
اما این نقشه جمعیتی در مورد دینداری در دولت عبری پس از ظهور طبقه جدیدی از افراد مذهبی که بیشتر درگیر امور اجتماعی و سیاسی بودند، طی دو دهه اخیر به سرعت شروع به تغییر و تحول کرده است. نظرسنجی انجام شده در سال ۲۰۰۹ نشان داد که تنها ۴۲ درصد از یهودیان اسرائیل خود را سکولار توصیف می کنند، در حالی که حداقل ۲۰٪ از آنها خود را حریدی یا فوق ارتدوکس میدانند.
با افزایش مداوم تلاشهای مذهبی متدینین یهودی و همچنین بالا رفتن محسوس نرخ زاد و ولد آنها، این احتمال وجود دارد که امروزه این درصد با سرعت نگرانکنندهای در جامعه و به طور چشمگیری در ارتش اسرائیل در حال افزایش باشد؛ که به تدریج و به سرعت از یک دژ تاریخی سکولاریسم صهیونیستی به «قدرتی برای خداوند» تبدیل شود.
رابطه خاخامها با ارتش اشغالگر
با وجود اینکه صهیونیستهای اولیه به دلایل استراتژیک، به وضوح تلاش میکردند که ارتش سکولار را باقی نگه دارند، اما آنها اهمیت دین را نیز چه در جامعه و چه در ارتش انکار نمیکردند.
حییم وایزمان که در سالهای ۱۹۲۱ تا ۱۹۴۶ میلادی رهبری جنبش صهیونیستی را بر عهده داشت، اینگونه استدلال میکرد که انگیزه دینی دارای قابلیت منحصر به فردی است که نمیتوان در بیداری ملت یهود از آن بینیاز بود. تئودور هرتزل نیز دین را یکی از ابزارهای وحدت یهودیان میدانست. او همچنین خاخامها را افسران رابط میان جنبش صهیونیستی و جوامع یهودی سراسر جهان توصیف میکرد.
از این رو میتوان نتیجه گرفت که رابطه روحانیون یهودی با ارتش اسرائیل از همان لحظه تأسیس رژیم اشغالگر اسرائیل در سال ۱۹۴۸ آغاز شد. در آن زمان واحدی به نام «واحد نظامی خاخامها» با هدف حمایت از سربازان متدین و نظارت بر حفظ آموزههای دینی و اعیاد یهودی تشکیل شد. این امر موجب درگیری زودهنگام میان نظامیان متدین و سکولار در داخل ارتش شد و سکولارها این واحد را وسیلهای برای تأثیرگذاری ایدئولوژیک بر سربازان میدانستند. همین امر فرماندهان ارتش را بر آن داشت که تا حد ممکن نفوذ خاخامهای نظامی و پیروان آنها را محدود کنند.
اما جنگ اکتبر ۱۹۷۳ و جنگ اول اسرائیل با لبنان در سال ۱۹۸۲ نقطه عطفی بود که موجب بازسازی اجتماعی ارتش اسرائیل و اجازه بیشتر به نفوذ متدینین در ارتش شد. در این دوره انگیزه پیوستن به ارتش به شکل تدریجی پایین آمد، بهویژه در میان مجموعههای سکولار از طبقه متوسط که ستون فقرات نیروهای اسرائیلی را در تاریخ تشکیل میدادند. این مسئله بحران بزرگی در تاریخ نظامی اسرائیل به وجود آورد که به «بحران انگیزه» مشهور شد.
پس از سالها غربت و حاشیهنشینی، این خلأ نظامی فرصتی را برای متدینین به وجود آورد که بار دیگر با شروط خاصی و به دعوت فرماندهانی که همیشه آنها را به حاشیه رانده بودند، به ارتش بازگردند. لذا فرماندهان ارتش شخصاً از خاخامها خواستند تا متدینین را به ارتش دعوت کنند. متدینین نیز فرصت یافتند تا از یک سو موقعیت اجتماعی خود را ارتقا بخشند و از سوی دیگر در راستای اعتقاداتشان در خصوص تجدید سلطه یهود بر آنچه که آنها سرزمین مقدس مینامیدند، وارد ارتش شوند.
پس از فتوای خاخام ابراهیم شابیر، یکی از رهبران برجسته جریان صهیونیسم، به سرعت وضعیت به سمت یک سیاست برنامهریزی شده تغییر یافت. وی فتوا داد که: «استخدام سرباز در واحدهای مذهبی موجب نزدیکی به پروردگار است و خدمت نظامی و روحیه مبارزهطلبی یک وظیفه جمعی است که خداوند آن را با هدف رهبری مشروع یهودیان واجب کرده است.»
این روند مصادف شد با پروژه شهرکسازی همراه با روحیه مذهبی که در آن زمان شکوفا شد و شرایطی را برای تبدیل صهیونیسم مذهبی از یک جریان حاشیهای به یک جریان سیاسی و فرهنگی در جامعه و ارتش ایجاد کرد.
در آن زمان، ارتش اسرائیل برای پر کردن شکافی که در نتیجه عدم تمایل طبقه متوسط برای پیوستن به ارتش و فرار از خدمت سربازی افزایش مییافت، مجبور شد سختگیری خود را بر مردم مذهبی کاهش دهد.
در ابتدا اجازه تأسیس مدارس مذهبی آمادگی نظامی، «یشیووت هسدیر» که نهادهایی با هدف نظارت بر سربازان متدین بود صادر شد، و افراد ثبتنام شده برای مدت ۱۸ ماه در آنجا به خدمت سربازی میپرداختند. به عکس دوره خدمت سربازی در ارتش رژیم اشغالگر که برای پسران بیش از ۳ سال به علاوه ۴۵ روز خدمت ذخیره سالانه است که این مدت با تحصیلات نظامی و دینی قابل تبدیل است. امروز تعداد این مدارس مذهبی در اسرائیل به ۴۲ مدرسه میرسد.
این امر موجب وضع قوانینی به منظور تأسیس آموزشگاههای دینی برای آموزش نظامی شد تا دروس دینی کمتری در آن تدریس شود و افراد کمتر مذهبی به این مراکز جذب شوند. تعداد این مدارس امروز به ۱۳ مدرسه میرسد که بیشتر آنها در شهرکهای کرانه باختری قرار دارند.
این تسهیلات موجب افزایش میزان متدینین در میان افسران ارشد و افزایش حضور آنها در واحدهای میدانی ارتش شد. بیشترین درصد این افسران از شهرکهای کرانه باختری و نوار غزه بودند که از یک سو رابط میان شهرک نشینان و ارتش به شمار میرفتند و از سوی دیگر به خاخامها اجازه نفوذ بیشتر در داخل نهادهای نظامی داده شده بود.
ادامه دارد …
ترجمه از فرشته صدیقی
انتهای پیام
منبع: ایکنا