بازدیدها: 3
انجمن حجتیه در مقوله دشمن شناسی همواره دچار مشکل بودهاست. از ابتدای تأسیس انجمن ضد بهائیت، رژیم طاغوت، هرروز بر ظلم خود میافزود و بازیچه دست استعمارگران و مستکبران بود، آنها بهائیت را مهمترین معضل اجتماعی و عقیدتی مردم میدانستند، حال آنکه بدنه حکومت پهلوی، غالباً بهائی بودند؛ در واقع انجمن، به جای مبارزه با اصل، فرع را نشانه گرفته بود.
به گزارش فاران نیوز، انجمن حجتیه در مقوله دشمن شناسی همواره دچار مشکل بودهاست. از ابتدای تأسیس انجمن ضد بهائیت، رژیم طاغوت، هرروز بر ظلم خود میافزود و بازیچه دست استعمارگران و مستکبران بود، آنها بهائیت را مهمترین معضل اجتماعی و عقیدتی مردم میدانستند، حال آنکه بدنه حکومت پهلوی، غالباً بهائی بودند؛ در واقع انجمن، به جای مبارزه با اصل، فرع را نشانه گرفته بود. آنها میگفتند بهائیت، ساخته دست استعمار است و اگر با آن مبارزه کنیم در حقیقت با استعمار مبارزه کردهایم. در مورد استبداد هم میگفتند اگر با بهائیت مبارزه کنیم، در حقیقت به رژیم شاه ضربه زدهایم. این مسئله دقیقا جا به جایی اولویتها بود و باعث میشد بخشی از پتانسیل جامعه و توان مبارزاتی کشور در مسیری انحرافی قرار گیرد.(1)
تغافل و کجاندیشی انجمن حجتیه در شناخت دشمن، در حیات این جریان، پس از اعلام تعطیلی نیز ادامه یافت. انجمن پس از اعلام تعطیلی توسط مؤسس آن، به صورت پنهانی فعالیت خود را دنبال کرد و در حالی که از نگاه عمومی به حاشیه رفته بود، اینبار با آرایشی جدید با تکیه بر وحدت ستیزی، فعالیت خود را بهطور جدی پیگیری کرد و دوباره بر سر زبانها افتاد. مهمترین اقدامات و فعالیتهای جریان مزبور که در سالهای گذشته عیانتر شده، مسئله اختلاف افکنی میان شیعه و سنی است.
پینوشت:
۱. سید ضیاءالدین علیانسب، سلمان علوینیک، جریانشناسی انجمن حجتیه، صفحه ۷۶.
انتهای پیام
منبع: روشنگر