روابط بزرگان جامعه زرتشتی با بهائیان در عصر مشروطه (بخش سوم)
بازدیدها: 9
روابط بزرگان جامعه زرتشتی با بهائیان در عصر مشروطه
تلاش های جاسوسان پارسی انگلیس به ویژه مانکجی لیمجی هاتریا برای مهاجرت زرتشتیان و اقامت آن ها در تهران، موجب دور افتادن بخشی از زرتشتیان از تفکرات سنتی و اصیل این آیین شد. در نتیجه این امر، روابط بزرگان این بخش از جامعه زرتشتی با بهائیان در عصر مشروطه بیشتر و بهتر بود. از این رو، پیوندهایی قوی بین بهائیان و ارباب جمشید جمشیدیان که از تجار و بزرگان جامعه زرتشتی به شمار می رود، برقرار شد.
روابط جمشیدیان، از بزرگان جامعه زرتشتی ایران با بهائیان
حمایت های همه جانبه ارباب جمشیدیان از بهائیان و احبا (1) تا بدان جا پیش رفت که عبدالبهاد (2)، در تقدیر از وی نوشت:
“… ای یاران جان، جناب ارباب (جمشیدیان)، شخصی خیرخواه است و بلند همت. باید از شما ممنون و خشنود باشد و تا توانید در کار او چنان امانت و صداقت و همت بنمائید که عبرت دیگران گردد. خدمت او خدمت من است و صداقت و امانت او، صداقت و امانت به من“. (3)
عبدالبهاء، در جایی دیگر می گوید:
” اگر دست دوستان از کار ارباب جمشید کوتاه شود، پریشانی بی پایان است. ارباب نباید این را بپذیرد. زیرا یاران به جان و دل و راستی و درستی در کار او می کوشند“. (4)
این عبارات، نه تنها از روابط گسترده ارباب جمشیدیان پرده بر می دارد، بلکه ارزش و اهمیت خدمات وی در جهت منافع بهائیان به روشنی دیده می شود. چرا که عبدالبهاء به عنوان رهبر بهائیان، عدم ارتباط با وی را معادل پریشانی بی پایان برای جامعه بهائی می داند. از این رو، عباس افندی (عبدالبهاء) در جایی دیگر، حمایت بهائیان از ارباب جمشیدیان را «واجب دینی» می نامد و کوتاهی در آن را «تضییع امرالله» اعلام می کند. (5)
در این میان، در یکی از الواح عبدالبهاء، مطلبی به چشم می خورد که علاوه بر این که از روابط عمیق ارباب جمشیدیان به عنوان یکی از بزرگان جامعه زرتشتی ایران با بهائیان در عصر مشروطه خبر می دهد، از کمک های گسترده وی به بهائیان نیز حکایت می کند:
” که گرفتاری او رسوایی ایرانیان و بیشتر بهائیان و بیشتر از همه، زرتشتیان است. پس خواهش من چنین است که بکوشید تا پرده از کار مهتر جمشید نیفتد و پریشان نگردد و بی سر و سامان نشود. وام خویش بدهد و از دام برهد و سرزنش از دیگران نبیند…“. (6)
این عبارت، گواهی است بر این که ارزش خدمات ارباب جمشیدیان به بهائیان به اندازه ای بود که در زمان نیاز وی، لازم می آمد تا جامعه بهائی به هر طریقی، گره از مشکلات او بگشایند. روشن است، توجه و حمایت جمشید از زرتشتیانی که به فرقه بهائیت در می آمدند و تشویق دیگر زرتشتیان به پذیرش این فرقه که تنها یکی از خدمات ارباب جمشیدیان به حساب می آید، امری نبود که به سود جامعه زرتشتی ایران باشد و مسلماً در جهت اجرای اوامر دولت انگلیس صورت می پذیرفت. این درست همان چیزی است که بهائیت نیز به خاطر آن به وجود آمد.
از این رو، عباس افندی، رهبر بهائیان، به پاس خدمات ویژه ارباب جمشیدیان، با وجود این که وی از بزرگان جامعه زرتشتی ایران به شمار می آمد، اما ریاست انجمن احبا را بر عهده وی می گذارد و می گوید:
“ احباب باید به میل و رضای ارباب جمشید حرکت نمایند...”. (7)
ادامه دارد…
موضوعات مرتبط:
روابط بزرگان جامعه زرتشتی با بهائیان در عصر مشروطه (بخش اول)
روابط بزرگان جامعه زرتشتی با بهائیان در عصر مشروطه (بخش دوم)
روابط بزرگان جامعه زرتشتی با بهائیان در عصر مشروطه (بخش سوم)
روابط بزرگان جامعه زرتشتی با بهائیان در عصر مشروطه (بخش چهارم)
روابط بزرگان جامعه زرتشتی با بهائیان در عصر مشروطه (بخش پنجم)
پی نوشت ها:
1) «احبا» به افرادی اطلاق می شد که به دلیل تبلیغ های جاسوسانی همچون مانکجی لیمجی، کیخسروجی صاحب و اردشیر ریپورتر، از کیش زرتشت خارج شدند و به فرقه بهائیت پیوستند. این افراد، انجمنی تشکیل دادند به نام «احبا».
2) عباس افندی، ملقب به «عبدالبهاء»، فرزند ارشد میرزا حسینعلی نوری است که به دستور پدر، پس از مرگ او، جانشین وی شد.
3) عبدالبهاء (1333)، مجموعه الواح مبارکه به افتخار بهائیان پارسی، بی جا، مؤسسه مطبوعات امری، ص 37 و 38.
4) همان، ص 40.
5) همان، ص 41-43.
6) همان، ص 43 و 44.
7) همان، ص 49.
منابع:
- اسماعیلی، م. (1387)، انگلستان و گسترش فرقه بهائیت در ایران (با تأکید بر عصر پهلوى)، تاریخ پژوهان، شماره شانزدهم
- حلبی، ع.، شریف زاده، م. (187)، نقش انگلیس در پیدایش فرقه های مذهبی بابیت و بهائیت، حوزه، شهریور
- نائبیان، ج.، علی پور سیلاب، ج (1389)، تجارت خانه های زرتشتیان در دوره قاجار، پژوهش های تاریخی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان، دوره جدید، سال دوم، شماره چهارم، ص 15-34
- آبادیان، ح. (1383)، ریپورترها و تحولات تاریخ معاصر ایران، فصل نامه مطالعات تاریخی، شماره دوم، ص 139-194
- دادبخش، م.، مفتخری، ح. (1398)، واکاوی دلایل و پیامدهای ارتباط میان زرتشتیان ایران و جامعه بهائیت در دوره قاجار، معرفت ادیان، سال دوازدهم، شماره دوم، پیاپی 46، ص 71-87
- حاجی اکبری، م. (1394)، پارسیان هند و حیات سیاسی اجتماعی زرتشتیان در عصر قاجار، تاریخ نامه خوارزمی، فصل نامه علمی تخصصی، سال دوم، ص 27-51
- دادبخش، م (1396)، بررسی وضعیت اجتماعی زرتشتیان ایران از انقلاب مشروطه تا سال 1320، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه خوارزمی، دوره اول، شماره دوم