رویکرد انتقادی به تجربه مشاهده مسیح

0

بازدیدها: 3

 

مبلغان مسیحیت تبشیری برای ترویج باورهای کاذب و دروغین خود به روش‌هایی متوسل می شوند که در آن، معیاری برای سنجش واقعیت و حقیقت وجود ندارد. به عبارتی طرح ادعاهایی که معیاری برای سنجش آن وجود ندارد همان حربه ای است که مبلغان مسیحیت تبشیری می کوشند به وسیله آن مخاطبان را وادار به پذیرش بافته های موهومشان کنند.

به گزارش فاران نیوز، با این وصف، محور اصلی مبلغان مسیحیت صهیونیستی امروزه بر ادعاهای بی پایه ای چون مشاهده مسیح قرار گرفته چراکه می پندارند مخاطب به دلیل فقدان شاخص واضحی در سنجش چنین ادعاهایی، در ارزیابی خود به اعتماد کور پناهنده می شود و به فرقه آن ها می پیوندد.

امروزه مکرر مبلغان مسیحیت صهیونیستی بحث مشاهده مسیح را به عنوان مبنا و معیار درستی ادعاهای خود مطرح می‌کنند و این درحالی است که هیچ دلیل و برهان واضحی مبنی بر اینکه واقعا چنین تجربه ای داشته اند، ارائه نکرده اند.

حال قابل توجه است ولو با فرض صحت تجربه های مورد ادعا دو نقد اساسی بر آن وارد است:

آیا صرفا از تجربه چیزی می توان حکم به واقعیت آن کرد؟

معیاری که مشخص نماید یک تجربه واقعی و حق است، چیست؟

در تشریح پرسش اول باید گفت که ما در خواب نیز بسیاری از صورت ها و معانی را تجربه می‌کنیم درحالی که هیچ یک از آن ها در آن وضعیت واقعیت نداشته اند و از این رو صرف تجربه چیزی به معنای واقعی بودن متعلق تجربه نیست.

در تشریح پرسش دوم نیز مبلغان مسیحیت تبشیری نه تنها هیچ معیاری برای صحت تجربه های شان ارائه نداده اند بلکه از طرفی به دلیل تعارض باورهای آن ها با عقل و همچنین خردستیز بودن مواردی که مدعی هستند به تجربه درآمده می توان به استناد این حجت باطنی یعنی عقل با صراحت حکم به بطلان سخن آنان کرد.

در اسلام، قرآن کریم به عنوان معجزه رسول الله صلی الله علیه و آله هم معیاری برای سنجش حقیقت خود ارائه داده(بحث تحدی) و هم این امکان وجود دارد که هرکس پی به واقعیت ادعای آن ببرد. طبق آنچه گفته شد مسیحیت صهیونیستی فرقه ای بی مبنا است که بر اساس داستان ها و خیال پردازهای به ظاهر کشیشان ترویج می شود.

انتهای پیام

منبع: رهپویان هدایت