بازدیدها: 8
وجود برخی قرائتهای عرفان و سیر و سلوک و کنشگریهای عارفان و اهل خلوت، حتی برخی خبط و خطاهای علمی و عملی سلوکی که بیشتر در جریانها و فرقه ای صوفیانه شکل گرفت، عاملی شد تا عرفان از حیث اجتماعی بودن، جهادی و حماسی شدن، در ابهام فرورفته و مورد اتهام واقع شود.
وجود برخی قرائتهای عرفان و سیر و سلوک و کنشگریهای عارفان و اهل خلوت، حتی برخی خبط و خطاهای علمی و عملی سلوکی که بیشتر در جریانها و فرقه ای صوفیانه شکل گرفت، عاملی شد تا عرفان از حیث اجتماعی بودن، جهادی و حماسی شدن، در ابهام فرورفته و مورد اتهام واقع شود و داوریها نسبت به عرفان و عارفان به گونهای شکل گیرد که عرفان و عارف، تافتهای جدابافته از حضور در متن جامعه و سیاست بوده، حتی به سکولار بودن متهم شده و عرفان و اجتماعی بودن، با هم ناسازگار تلقی شوند.
این در حالی است که عارفان راستین، رسالت هدایت، تربیت و حتی در صورت امکان، ولایت اجتماعی را برای احقاق حق و اقامه عدالت بر عهده دارند. عرفان اهلبیتی، عرفانی جامع و کامل بوده و عارفان شیعی نیز در طول تاریخ، نقشآفرین و حتی احیاگران فرهنگ و تمدن اسلامی و در برخی مواقع، قیامکنندگان بر علیه طواغیت بودند.
عرفان ناب اسلامی
در عرفان ناب اسلامی، وظیفهی عارف، اولاً خداجویی و ثانیاً خداجو کردن جامعه و حاکمیت بینش و گرایش توحیدی بر آن است.عارف با خلق خدا همان میکند که خدا با بندگانش؛ یعنی وظیفهی عارف در بعد اجتماعی، خدمت به خلق، اصلاح امور جامعه و سوق دادن آن به سمت زندگی اخلاقی و معنوی و احقاق حق است.
عرفان اسلامی_شیعی در درون خود، عرفان اجتماعی را تولید و عارفان اجتماعی را تربیت کرده است که بعضی از آنها در نقش احیای معرفت اسلامی، برخی در نقش اصلاح اجتماعی و شماری در هر دو نقش، ظهور کرده و در مرتبهی خود تحولات معرفتی_اجتماعی ایجاد کردهاند.(۱)
۱. محمدجواد رودگر، مبانی عرفان اجتماعی، جلد ۱، صفحه۲۲.
انتهای پیام
منبع: روشنگر مدیا