بازدیدها: 2
حجت الاسلام و المسلمین «نعمت الله دانشمند» قدرت را در نگاه امیرالمومنین یک امانت دانست و تاکید کرد: در جامعه اسلامی صاحبان قدرت حق ندارند از آن بهرهبرداری شخصی کنند، بلکه این امانت را باید در راستای تامین منافع صاحبان امانت به کار ببرند.
این پژوهشگر دینی در تبیین این فراز از نامه حضرت امیرالمومنین علیه السلام که در آن به اشعث بن قیس میفرماید: «اِنَّ عَمَلَکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَه، وَلکِنَّهُ فى عُنُقِکَ اَمانَهٌ» توضیح داد: این نامه را حضرت علی در زمانی که اشعث والی آذربایجان بود به ایشان نوشته است. برای درک بهتر این جمله حضرت لازم است که بدانیم دو دیدگاه درباره صاحب منصبان وجود دارد؛ دیگاه رئال یا واقع گرایی و دیدگاه آرمانگرایی. مرحوم علامه طباطبایی در یکی از مجموعه مقالاتی که درباره روش رئالیسم نوشته، بحثی را درباره اعتباریات مطرح کرده و به تحلیل رفتاری انسانها و جعل اعتبارات میرسد. علامه می گوید هر انسانی دارای قوای فعاله است که این قوا به دنبال اهداف خود است و اگر مانعی بر سر راه رسیدن به این اهداف به وجود آید، انسان به مقام دفاع برمیخیزد.
وی افزود: البته این بیان علامه شامل همه موجودات زنده میشود و ایشان در این بیان در صدد بیان یک تحلیل طبیعی مادی از رفتار انسان است. انسان دارای یک سری قوای فعال است که به دنبال برآورده کردن خواستههای اوست. این قوای فعاله عاملی برای رقابت برای رسیدن به جایگاه تسلط بردیگران است. هرکه از قدرت و امکانات بیشتری برخوردار باشد در تسلط بر امکانات موفقتر خواهد بود.
آقای دانشمند گفت: انسان قدرت و امکانات و سلطه خود را توسعه میدهد تا به آن اهداف برسد و در این مسیر هیچ حد یقف و مانعی برای خود نمی بیند و با موانع مبارزه میکند تا آنها را از سر خود بردارد. از فعالیت این قوا دو اعتبار اختصاص و استخدام بوجود می آید هرچه قدرت او بیشتر شود در این مسیر درندهتر شده و برای رسیدن به امیال خود فعالتر میگردد. اگر چنین انسانی دارای قدرت فرماندهی هم باشد، و پشتیبانی مادی و نظامی داشته باشد سرعت بیشتری گرفته و در عقب زدن دیگران و استخدام دیگر امکانات برای رسیدن به مقاصد خود تلاش بیشتری دارد و افراد زیادی را محروم کرده و همه چیز را به استخدام میگیرد تا طعمههای بیشتری را برای توسعه سلطنت خود به دست بیاورد.
پیشنهاد آرمانی ادیان برای مهار نفسیات انسان
وی با اشاره به راهکارهای مهار این ویژگی انسان توضیح داد: از دیر زمان که این خصلت در انسان شناسایی شده، راههای متعددی نیز برای مهار آن پیش بینی شده است. یکی از این راهها توجه دادن او با اهداف آرمانی و اخلاقی است. ادیان تلاش کردهاند باور مردم را به خدا افزایش داده و نگرش انسان را به خواستههای دنیایی تغییر دهند و به آنها بفهمانند که مطامع دیگری نیز وجود دارد که نفع اصلی شما در آنها است. این راهکار، اخلاق، عدالت و تعهد را جایگزین آن مطامع نفسانی میکند.
آقای دانشمند گفت: حضرت امیرالمومنین علیه السلام که خود یک حاکم و از سویی یک پیشوای دینی است، در این جمله به ویژگی نفسانی انسان اعتراف دارد و به او گوشزد میکند که شغل، جایگاه، مقام، صندلی، منصب و قدرت برای تو یک طعمه نیست. طعمه و شکار بودن منصب همان روشی است که علامه در تحلیل طبیعی رفتار مادی انسان به آن پرداخته است. هر انسانی به هر منصبی به عنوان طعمه نگاه میکند و به دنبال آن است که از آن به عنوان ابزاری برای سیر کردن قوای فعاله بهره ببرد. حضرت میخواهد آن طبیعت مادی را با طبیعت دیگری تغییر داده و در نوع نگاه صاحب منصبان به پست و جایگاه خود تحول ایجاد نماید. لذا میفرماید این منصب ابزاری برای رسیدن به مطامع نیست بلکه مانند امانت است.
وی افزود: تعبیر به امانت یک خصوصیاتی دارد. امانت موقتی است و باید به صاحبش برگردد. باید در حفظ امانت تلاش کرد و نمیتوان از این امانت بدون رضایت صاحب آن بهرهبرداری شخصی نمود. حضرت در نامه خود به مالک اشتر می فرماید «وَ أَشْعِرْ قَلْبَکَ الرَّحْمَهَ لِلرَّعِیَّهِ وَ الْمَحَبَّهَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ، وَ لَا تَکُونَنَّ عَلَیْهِمْ سَبُعاً ضَارِیاً تَغْتَنِمُ أَکْلَهُمْ، فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ: إِمَّا أَخٌ لَکَ فِی الدِّینِ وَ إِمَّا نَظِیرٌ لَکَ فِی الْخَلْقِیعنی»؛ کسی که به قدرت میرسد، به ویژه آنان که قدرت خود را مطلق میپندارند، چنین اقتضائی را دارند که به درندهای تبدیل شده و گوشت زیردستان خود را بخورند. چنین افرادی به دنبال این هستند که از زیردستان در راستای رسیدن به مقاصد نفسانی خود بهره ببرند. حضرت در نامه به اشعث بن قیس و همچنین در نامه خود به مالک به این مضامین پرداخته و به دنبال آن است که نگاه اخلاقی و انسانی را جایگزین یک نگاه حیوانی کند.
آقای دانشمند درباره راهکارهای دنیای امروز برای مهار این ویژگی بشر توضیح داد: در دنیای مادی که کارکردهای عمومی اخلاقی در اکثر جوامع انسانی کارکرد خود را از دست داده با نظارت عمومی بر عملکرد صاحبان قدرت و محدود کردن قدرت آنان و پاسخگو نمودنشان، آنان را مهار کردهاند. اما حضرت امیر علیه السلام هم از ابزار نظارتی استفاده و پاسخگو نمودن والیان خود استفاده کرده و هم کوشیده با تربیت آنان نوع نگاهشان به قدرت را تغییر داده و ویژگیهای اخلاقی را در آنان برجسته کند.
وی افزود: از نگاه امیرالمومنین علیه السلام قدرت حق شخصی افراد نیست تا بتوانند از آن بهره برداری شخصی کنند بلکه قدرت یک امانت است و امانت نیز ویژگیها و احکام خاص خود را دارد. از امانت نمیتوان استفاده شخصی کرد بلکه باید آن را در مسیر منافع صاحبان آن به کار برد و هر زمان که صاحب امانت اراده کرد، آن را برگرداند. در امانت باید مصلحت صاحب امانت لحاظ شود. حضرت در این عبارت کوتاه هم بر لزوم توجه به نگاه آرمانگرایانه تاکید دارند و هم منصب را یک امانت میدانند.
انتهای پیام
منبع: شفقنا