مانکجی لیمجی زرتشتی و جعل تاریخ ایران (بخش اول)

0

بازدیدها: 6

مانکجی لیمجی زرتشتی و جعل تاریخ ایران

یکی از مهم ترین اقدامات مانکجی لیمجی زرتشتی در ایران، «تاریخ سازی» یا «جعل تاریخ» بود. این درست همان کاری است که دولت متبوع وی، یعنی انگلستان در هر کجا که اشغال می کرد، انجام می داد. نکته جالب این جاست که جاعلان انگلیسی تبار تاریخ در ایران، اغلب یا آشکارا و یا پنهان، سرباز ارتش بودند. از جمله این افراد می توان به مانکجی لیمجی و سرپرسی سایکس اشاره نمود. حتی ادوارد براون نیز که معاصر این دو بود، با وجود این که فارغ التحصیل رشته پزشکی معرفی می شود و ادعا دارد که یکی از سه هدف عمده ورود او به ایران، شناخت امراض و بیماری ها و همچنین زبان فارسی در این سرزمین است، در یادداشت ها و کتبی که از سرتاسر ایران تهیه می کرد، کوچک ترین اثری از تلاش برای رسیدن به این هدف یافت نمی شود.

 

 

مانکجی لیمجی زرتشتی کجا، تاریخ ایران کجا؟

 

ادوراد براون در خصوص هدف خود از سفر به ایران می نویسد:

من می توانستم در این سفر (به ایران)، هم راجع به امراضی که در ایران هست مطالعه بکنم و هم آن کشور را از نزدیک ببینم و نواقص زبان فارسی خود را رفع نمایم“. (1)

اما عجیب این جاست که همین شخص در جای دیگر به صراحت می گوید:

به حاجی صفر و باباخان و مرد ایروانی سپرده بودم که به دیگران نگویند من طبیب هستم“. (2)

و از آن عجیب تر این که هیچ اثری از حضور او در جلسات شعر و یا گفتگو با ادیبان یافت نمی شود. این در حالی است که کتاب «تاریخ ادبیات ایران» را به عنوان یکی از سه هدف حضور خود در ایران به رشته تحریر در می آورد.

 

اما در مقابل، در رابطه با هدف سوم خویش از هیچ کوششی دریغ نمی کند:

بزرگ ترین علت مسافرت من به ایران، شناخت ایرانی ها و روحیه و نبوغ این ملت بود“. (3)

 

شناخت ایرانی ها، دقیقاً همان هدفی است که سرپرسی سایکس و مانکجی لیمجی را نیز مجبور می سازد تا چند صباحی در ایران اقامت کنند.

توجه به این نکته ضروری است که هر مورخی نمی تواند تاریخ را به درستی ثبت کند. برای تاریخ نویسی، مهم است که مورخ در چه محیط سیاسی و عقیدتی رشد کرده و چه اطلاعاتی در دسترس وی قرار دارد.

 

مانکجی لیمجی زرتشتی که اجداد وی قرن ها ساکن هند بودند و خانواده اش پس از اشغال هندوستان توسط دولت بریتانیا، خدمات بی دریغ خویش را نثار این کشور استعمارگر نمودند و یا انگلیسی تبارهایی همچون براون و سایکس که هیچ سنخیتی با آداب و رسوم و باورهای ایران ندارند، چطور می توانند افرادی مناسب برای نوشتن تاریخ این سرزمین باشند؟

 

ذکر تنها چند نمونه از تبعات تفاوت در جهان بینی، کمک می کند تا معنای تاریخ سازی توسط افرادی که هیچ گونه تناسبی با آب و خاک این مرز و بوم ندارند، بیشتر مشخص شود.

سرپرسی سایکس انگلیسی، مؤلف کتاب های تاریخی متعدد در رابطه با ایران است. از جمله:

  • تاریخ مختصر ایران
  • تاریخ مفصل ایران
  • داستان هشت سال اقامت در ایران
  • تاریخ کرمان
  • کشاورزی در خراسان
  • و …

 

همین شخص که درست مانند مانکجی لیمجی زرتشتی و ادوارد براون، سال ها در ایران اقامت کرد و با برخی از اقشار جامعه (نه همه اقشار) مراوده و تعامل داشت، در رابطه با شیرمرد جنگل، میرزا کوچک خان می نویسد:

این مرد در اوایل، مستخدم و بعدها عامل سپهدار (تنکابنی) شده بود… . آخر الامر به گیلان برگشت و در آن جا… عمل پر سود گرفتن ایرانیان ثروتمند و نگاه داشتن آن ها برای پرداخت خون بها و یا باج سبیل را ادامه داد“. (4)

یا در جای دیگر می گوید:

به این خوش بود که پولی در آورد تا این که جریان حوادث، موقع مناسبی به او بدهد که بتواند از آب گل آلود، ماهی بگیرد“. (5)

همچنین، زمانی که از شیخ حسین خان چاه کوتاهی از رهبران مبارز عشایر جنوب که در مقابل انگلیسی ها ایستاد سخن می گوید، او را «راهزن» خطاب می کند. (6)

 

ادامه دارد…

 

موضوعات مرتبط:

مانکجی لیمجی زرتشتی و جعل تاریخ ایران (بخش دوم)

مانکجی لیمجی زرتشتی، مروج فرقه بهائیت (بخش اول)

 

پی نوشت ها:

1) براون، ادوارد (1400)، یک سال در میان ایرانیان، صالحی علامه، مانی (مترجم)، انتشارات اختران، ص 70.

2) همان، ص 312.

3) همان، ص 387.

4) سایکس، سرپرسی (1366)، تاریخ ایران، فخر داعی کرمانی، محمدتقی (مترجم)، ج 2، تهران، نشر دنیای کتاب، ص 685.

5) همان، ص 690.

6) همان، ص 729.

 

منابع:
  • آقاجری، ه.، محمدی، ذ. (1385)، تاریخ ایران در تاریخ نگاری سرپرسی سایکس، فصل نامه علمی پژوهشی علوم انسانی دانشگاه الزهرا (س)، سال شانزدهم، شماره پنجاه و نهم، ص 1-33
  • نصر، ع. (1391)، هدف ادوارد براون از سفر به ایران، مطالعات تاریخی، شماره سی و ششم، 73-99
  • حقانی، موسی، مناسبات مانکجی هاتریا با بهائیان، چاپ دیجیتالی
  • شهبازی، ع. (1381)، سرشاپور ریپورتر و کودتای 28 مرداد 1332، تاریخ معاصر، شماره بیست و سوم، ص 103-204
  • آبادیان، ح. (1383)، ریپورترها و تحولات تاریخ معاصر ایران، فصل نامه مطالعات تاریخی، شماره دوم، ص 139-193

 

نویسنده: زهرا کامکار