بازدیدها: 13
یک نویسنده و پژوهشگر میسیولوژی گفت: رویکرد استراتژیک تعاملی، مدلی خانوادهمحور در فرقهدرمانی است که تلاش میکند با روشهای علمی و دقیق، خانوادهها را توانمند کند تا آنها بتوانند از اعضای خود در مقابل جذب به فرقه دفاع کنند.
به گزارش فاران نیوز،سیدجعفر هاتفالحسینی، پژوهشگر میسیولوژی و طلبه درس خارج حوزه علمیه اصفهان است. وی هفت جلد کتاب در زمینه میسیولوژی تألیف کرده که در جشنواره علامه حلی کشوری، کتاب سطح چهار حوزه برگزیده شده و علاوه بر این، پژوهشگر حوزه تاریخ تبشیر، روانشناسی میسیولوژی و مدلهای میسیولوژی تبلیغی است.
وی با بیان اینکه روانشناسی فرقه به دنبال ارائه روشها و مدلهای درمانی برای افراد جذبشده به فرقه است، اظهار کرد: از جمله این مدلها، رویکرد استراتژیک تعاملی نام دارد که براساس تجربه شخصی دکتر استیون حسن شکل گرفته است. استیون حسن از ۱۸ تا ۲۵ سالگی عضو فرقه بود و هنگام فعالیت تبشیری برای فرقه تصادف کرد و مدتی تحت درمان قرار گرفت. پدر و مادرش در این مدت و به هنگام پرستاری از او تلاش کردند تا جایگاه عمیق عشق خانواده را به فرزندشان نشان دهند و موفق هم شدند.
وی افزود: بعد از بازگشت استیون حسن به خانواده، او ۴۵ سال به تحقیق و پژوهش پرداخت و مدل درمانی رویکرد استراتژیک تعاملی را براساس تجربه شخصی خودش تدوین کرد. رویکرد استراتژیک تعاملی، مدلی خانوادهمحور است که خانواده را توانمند میکند تا عاشقانه از عضو خود در مقابل فرقه دفاع کند.
این پژوهشگر میسیولوژی تصریح کرد: علت اولیه در جذب افراد به فرقهها و ادیان، نبود دلبستگی خانوادگی و بحرانهای هویتی است؛ به همین دلیل برای بازجذب افراد از فرقه، نیاز است تا در گام اول بحران خانوادگی حل شود. زمانی که فرد جذب فرقه میشود، هویت او در حال تغییر است، روحیاتش تغییر میکند و در بعضی از اوقات بسیار پرخاشگر میشود. زمانی هم که آشکارا اعلام میکند عضو فرقه شده است، باعث میشود تا تنش خانوادگی به اوج برسد. در این حالت، فرد جذبشده بسیار راحتتر از خانواده دل میکند و عضو تیم جدید فرقه میشود.
وی ادامه داد: در رویکرد جدید به خانوادهها مشاوره داده میشود تا فرد جذبشده به فرقه را بهتر درک کنند و در رقابت با آن بتوانند نقش بهتری ایفا کنند. بهطور مثال، خانواده باید صبورانه فرد جذبشده را بپذیرد تا به او اثبات کند که خانواده و جامعه دینی بهتر از فرقه او را دوست دارند و طی مراحلی اثبات کند که فرقه صرفاً از فرد سوءاستفاده میکند.
هاتفالحسینی با بیان اینکه تیمسازی از اعضای خانوادهها، اصلی مهم در مدل استراتژیک تعاملی است، گفت: خانوادههایی که توانستند عضو خود را از فرقه نجات دهند، راهنمای دیگر خانوادهها قرار میگیرند. رویکرد استراتژیک تعاملی تلاش دارد تا ترس خانوادهها نسبت به عضو فرقهای خود را از بین ببرد و به دنبال تیمسازی در مقابل تیم فرقه باشند. در گام بعدی تلاش میکند تا هویت فرقه را درک و در مقابل تاکتیکهای آن، روشهای هوشمندانهای برای خانواده ارائه کند.
وی تأکید کرد: آخرین مرحله، مواجهه صحیح با هویت دوگانه فرد فرقهای است، به این شکل که فرد هنوز نسبت به دین قبلی و فرقه جدید بهطور همزمان دلبستگی دارد؛ به همین دلیل باید تلاش کرد تا هویت دوگانه را شناخت و بسیار زیرکانه اقداماتی انجام داد.
این نویسنده و پژوهشگر میسیولوژی توضیح داد: تمام تلاش مدل استراتژیک تعاملی این است که خانواده آرامش خود را حفظ و طی مراحلی تلاش کند تا هویت قدیمی فرد بازگردد و این موضوع فقط با پذیرش اولیه فرد ایجاد میشود. خانواده باید اثبات کند که فرد را بیشتر از تیم فرقه دوست دارد و آن هم صرفاً برای خودش. دعوت اعضای جداشده از فرقه و بیان سوءاستفادههای فرقه از آنها برای اهداف سیاسی و اقتصادی کمک بسزایی میکند تا شستوشوی ذهنی فرقه از بین برود و فرد با حقیقت آشنا شود. فرد زمانی از فرقه جدا میشود که بفهمد فرقه صرفاً برای اهداف سیاسی و اقتصادی از او سوءاستفاده میکند و تمام ابراز علاقه آن صرفاً نمایشی ساختگی است.
وی در پایان گفت: مشاوران فرقه اصولاً به فرد جذبشده مشاوره میدهند؛ ولی غالباً بهدلیل شستوشوی ذهنی و غریبه بودن مشاور، ارتباط عاطفی بین مشاور و او ایجاد نمیشود تا موفقیت حاصل شود؛ اما اگر خانواده یا اطرافیان صمیمی نقش مشاور را با نظارت علمی مشاور متخصص ایفا کنند، بسیار موفقتر هستند. خانواده وابستگی فراوانی به فرد جذبشده به فرقه دارد و همینطور فرد جذبشده روابط عاطفی بسیاری دارد که نمیتواند از آنها چشمپوشی کند. اگر خانوادهها با مدلهای روانشناسی علمی و دقیق، توانمند و در قالب انجمنهای مردمی با محتوای علمی دقیق سازماندهی شوند، میتوانند نوعی جریان مردمی علمی در مقابل فرقه انحرافی ایجاد کنند.
انتهای پیام
منبع: ایکنا