نبوت در بهائیت (بخش پنجم)

0

بازدیدها: 4

 

نبوت در بهائیت

 

در بخش چهارم از مقاله «نبوت در بهائیت»، دو مورد از ایرادات وارد بر برداشت بهائیان از نظریه وحدت مظاهر امر مطرح شد. در این بخش از نوشتار پیش رو، دیگر ایرادات موجود پیرامون تصور بهائیان مبنی بر یکی بودن جسد، روح، امر و ذات تمام پیامبران الهی صاحب شریعت مورد بررسی قرار می گیرد.

 

 

3- مظهریت شخص، اشتراک پذیر نیست.

 

ایراد سومی که به ادعای بهائیت در رابطه با برداشت نادرست از نظریه وحدت مظاهر امر در بحث نبوت وجود دارد، این است که:

بهاء (حسینعلی نوری) بر این باور است که مظهریت شخص مظهر، به دلیل عصمت کبرایی که دارد، اشتراک پذیر نیست. بنابراین، در هر زمان، تنها یک نفر می تواند به عنوان مظهر امر وجود داشته باشد. (1)

این ادعا در حالی مطرح می شود که علی محمد شیرازی و شاگردش حسینعلی نوری، قریب به 30 سال با هم همزمان بودند. به راستی اگر حقیقت وجودی این دو نفر و دیگر مظاهر امر (پیامبران الهی صاحب شریعت) با هم یکی بود، چطور ممکن است که هر دو نفر، هم عصر باشند؟

 

شاید پاسخ دهند که حسینعلی نوری در زمان علی محمد باب ادعای مظهریت نکرد، بلکه نزدیک به 18 سال پس از مرگ علی محمد شیرازی، این ادعا را بیان کرد. اما در پاسخ باید گفت:

حسینعلی نوری، پیش از ادعای مظهریت، در قالب یک انسان عادی با یک حقیقت وجودی متولد شد. حال چگونه می شود که پس از مرگ علی محمد باب، به یکبار، حقیقت وجودی او تغییر می کند و حقیقت وجودی علی محمد شیرازی در وی قرار می گیرد؟ آیا چنین امری محال نیست؟

 

 

4- پیامبر (ص) از ظهور دوباره خود خبر نداشتند؟

 

ایراد چهارم به برداشت بهائیت از نظریه وحدت مظاهر امر در بحث نبوت این است که، اگر چنین ادعایی درست باشد، قطعا رسول گرامی اسلام (ص) از این که چند قرن بعد دوباره ظهور خواهند نمود، آگاه بودند. اما چرا ایشان باید به جای اعلام این مسئله، از خاتمیت رسالت و نبوت پس از خود خبر دهند؟

 

 

5- دلیلی برای اثبات مظهریت علی محمد باب و حسینعلی نوری وجود ندارد.

 

ایراد مهم دیگر به برداشت بهائیت از نظریه وحدت مظاهر امر در مسئله نبوت این است که حتی اگر ادعای آن ها در این زمینه مورد قبول قرار گیرد، حال چگونه می توان اثبات کرد که علی محمد شیرازی و میرزا حسینعلی نوری از مظاهر امر به شمار می آیند؟

به بیانی روشن تر، میرزا حسینعلی نوری و علی محمد شیرازی، ضمن تغییر چندباره ادعاهای خود از بدو شروع دعوت، هیچ گاه سندی دال بر نبوت، امامت، الوهیت و غیره ارائه ندادند.

این مسئله تا بدان جا پیش می رود که نه تنها اصل لزوم وجود معجزه برای اثتبات ادعای خود را قبول نداشتند (2)، بلکه هر زمان که ایرادی علمی و یا نحوی نسبت به کتب آن ها وارد می شد، ادعا می کردند که چون مرجع تمامی علوم هستند، ایرادات آن ها نیز حکم مطالب صحیح را دارد.

 

این در حالی است که در این میان، علی محمد شیرازی، چند بار در جمع درباریان و حتی علمای شیعه از ادعاهای خود توبه نمود. سند یکی از توبه نامه ها در کتب برخی از بزرگان بهائیت نیز وجود دارد:

باب بسیار خجل شد. بعد از آن مسائلی چند از قصه و سایر علوم پرسیدند و جواب گفتن نتوانست. چون مجلس گفتگو تمام شد، جناب شیخ الاسلام احضار کرد و باب را به چوب مضبوط زده و تنبیه معقول نموده و توبه کرد و بازگشت. و از غلط های خود انابه و استغفار کرد و التزام پا به مهر سپرد که دیگر از این غلط ها نکند. امر، امر همایون است…“. (3)

 

 

کلام آخر

نگاهی کوتاه به وقایع تاریخ بابیت و بهائیت نشان می دهد که بزرگان این دو فرقه، اولاً برای اثبات مدعای خود، هیچ گونه سندی ارائه نمی دادند. ثانیاً در پاسخ به وجود ایرادات موجود در آثار و کتب خویش، این گونه استدلال می کردند که چون ما مظهر امر هستیم، پس هر چه می گوییم نیز، صحیح است. حال آن که جمع این دو ادعا با هم، جز دور باطل نمی باشد.

 

موضوعات مرتبط:

نبوت در بهائیت (بخش اول)

نبوت در بهائیت (بخش دوم)

آیا بهائیت، فرقه ای اسلامی است؟ (بخش اول)

نبوت در بهائیت (بخش سوم)

نبوت در بهائیت (بخش چهارم)

 

پی نوشت ها:

1) نوری، حسینعلی، اقدس، بی تا، بی جا، بی نا، ص 45.

2) گلپایگانی، ابوالفضل (2001) میلادی، الفرائد، آلمان، مؤسسه ملی مطبوعات امری آلمان، ص 76.

3) میرزا ابوالفضل گلپایگانی، کشف الغطاء، ص 201-204.

 

منابع:
  • غفاری هشجین، ز.، کشاورز شکری، ع.، اکار، ح. (1390)، چرایی فرقه بودن بهائیت، معرفت ادیان، سال دوم، شماره دوم، ص 43-64
  • خسروپناه، ع. (1388)، سیر انتقادی در تاریخ و باورهای بهائیت، کتاب نقد، سال یازدهم، شماره پنجاه و دوم و پنجاه و سوم، ص 13-58
  • رهنمایی، ح. (1393)، نقدی بر مهم ترین مستمسکات بهاییان در ایراد شبهات کلامی درباره ختم نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، سال پنجم، شماره دوم، پیاپی 13، ص 49-66
  • مینایی، ف. (1385)، تناسخ، نقد و نظر، شماره چهل و سوم و چهل و چهارم

 

نویسنده: زهرا کامکار