نقش سازمان جاسوسی یهود در متلاشی کردن لشکر امام حسن علیه‌السلام 

0

بازدیدها: 2

سازمان جاسوسی یهود در صدر اسلام بسیار با دقت و ظرافت عمل می‌کرد. این مسأله که پس از شهادت پیامبر (ص) دیگر سخنی از منافقین نیست، نشانهٔ آشکاری است که این سازمان تصمیم به پنهان کردن نیروهایش دارد.

به گزارش فاران نیوز، با شهادت امام علی (ع) نیروهایی که حضرت با دشواری‌های فراوان گرد هم آورده بود، متفرق می‌شوند. آن‌هایی هم که هستند، از مقام ولایت اطاعت ندارند.

بنابراین، در یک سو نیروهای معاویه هستند که برای هر اقدامی توجیه شده و آماده‌اند و در سوی دیگر، اطرافیان امام حسن (ع) هستند که هر کدام برای خود رأی و اجتهادی دارند، به همین دلیل متفرق و پراکنده شده‌اند.

 باید توقع چه کاری را از امام حسن (ع) داشته باشیم؟

سازمان‌های مبارز دو تاکتیک در برخورد دارند: تاکتیک اختفاء و تاکتیک اعلان. زمانی سازمان‌ها علنی می‌شوند که قدرت مقابله با دشمن را داشته باشند، اما در صورتی‌که بر اثر حادثه‌ها، سرنوشت سازمان در خطر باشد، بهترین راه اختفاء است، زیرا در این زمان اگر سازمان بخواهد به‌صورت علنی فعالیت کند، اندک قدرتی را هم که برایش باقی مانده است، از دست خواهد داد.

حضرت (ع) تصمیم می‌گیرد سازمان شیعه را مخفی کند. ایشان در این موقعیت دست به انتخابی می‌زند که هر فرد آگاه به مسائل سیاسی و مبارزاتی، کار ایشان را تأیید می‌کند.

اما حضرت (ع) با این انتخاب مشکلی در پیش رو دارند؛ مشکلی که گریبان‌گیر همه‌ی سازمان‌های مخفی است: فراموشی. این همان هدفی است که معاویه هم به‌صراحت از آن پرده برمی‌دارد.

برنامهٔ سقیفه این بود که اسلام به‌کلّی برچیده شود و از جمله اشتباهات معاویه این بود که حرف اساسی سقیفه را افشا کرد، تا جایی که مغیره گفت: معاویه دیگر بس است!

سخن معاویه چنین است: «پسر ابوقحافه [ابوبکر] حکومت کرد و رفت و اکنون اسمی از او نیست. پسر خطاب [عُمَر] حکومت کرد و رفت و اسمی از او نیست. پسر عفّان [عثمان] هم همین‌طور. اما پسر عبدالله [رسول‌الله (ص)] ادعایی کرد، اکنون که رفته روزی پنج بار اسمش را بر مأذنه می‌برند. لا والله الا دفناً دفناً، نه به خدا! باید این کار را آن‌قدر ادامه دهیم تا این اسم دفن شود.»

تا این‌جا با تدابیر امام علی (ع) این اسم بر مأذنه برافراشته مانده است و اکنون این وظیفه بر دوش امام حسن (ع) است؛ اوست که باید از اسلام حفاظت کند.

اگر حضرت اقدامی نکند، هیچ مانع دیگری در مقابل معاویه وجود ندارد؛ در مقابل معاویه مهم‌ترین هدفش نابودی اصل سازمان است.

راه‌حل حضرت (ع) در مقابل تهدیدات موجود بر سر راه، تصمیم به اختفاء سازمان شیعه است. همچنین ایشان از سوی دیگر، دست به اقداماتی می‌زنند تا از مهم‌ترین آفت مخفی‌شدن سازمان – یعنی فراموشی – جلوگیری کنند.

امام حسن (ع) می‌داند که کوفیان مرد جنگ و رزم نیستند، زیرا زمانی هم که علی (ع) با آن موقعیت در میان آن‌ها بود، اهمال کردند. به هرحال حضرت (ع) سپاهی تشکیل می‌دهد. پیش‌قراولانِ حضرت به فرماندهی عبیدالله بن عباس به سوی معاویه حرکت می‌کنند.

عبیدالله با دوازده هزار نیرو به منطقهٔ مرزی «مسکن» آمده بود. اما یک نامه هویّت او را به‌کلی عوض کرد. مضمون نامه این بود که اگر به جانب ما بیایی، یک میلیون درهم به تو می‌دهیم؛ نصف آن نقد و نصف دیگرش در کوفه! اگر به پول رایج امروز حساب کنیم، هر درهم حدود چهار هزار تومان است. بنابراین حدود چهار میلیارد تومان گرفت و اردوگاه را ترک کرد!

لایه های پنهان سازمان جاسوسی یهود

خبر فرار عبیدالله به سرعت باد در میان سپاه پیچید! تأمل در این‌که چگونه این خبر و اخبار مأیوس‌کننده‌ی دیگر در زمانی کوتاه با چنین سرعتی در همه‌جا منتشر می‌شود، لایه‌های پنهان سازمانی قدیمی را روشن می‌کند؛ سازمان مخفی و خزنده‌ای که بسیار کم مورد توجه مطالعه و شناسایی قرار گرفته است: «سازمان امنیتی و جاسوسی معاویه».

پیشینهٔ این سازمان را باید در قوت و قدرت تاریخی یهود جست‌وجو نمود. سازمان جاسوسی یهود در صدر اسلام بسیار با دقت و ظرافت عمل می‌کرد. این مسأله که پس از شهادت پیامبر (ص) دیگر سخنی از منافقین نیست، نشانهٔ آشکاری است که این سازمان تصمیم به پنهان کردن نیروهایش دارد.

این، همان سازمانی است که معاویه را بر سر کار می‌آورد و با کمک‌هایی که می‌رساند، او را تا این مرتبه ارتقاء می‌دهد. اکنون همین سازمان در اختیار معاویه است تا او را در رسیدن به اهدافش کمک کند.

انتهای پیام

منبع: روشنگر