بازدیدها: 18
حجتالاسلام سیدمصطفی عبداللهزاده، مدرس و مؤلف در زمینه مباحث وهابیت و فرقههای تکفیری، گفت: وهابیها بر خلاف علمای سلف و بر خلاف ادعای سلفیبودن، قیام علیه حاکم فاسق و جائری مانند یزید را جایز نمیدانند و برخی از آنها امام حسین(ع) را مقصر حادثه کربلا میشمارند.
سیدمصطفی عبدالله زادهبه گزارش ایکنا، حجتالاسلام والمسلمین سیدمصطفی عبداللهزاده، مدرس و مؤلف در زمینه مباحث وهابیت و فرقههای تکفیری، شامگاه ششم شهریور در نشست علمی «امام حسین(ع) از دیدگاه وهابیت» از سلسله درس گفتارهای تخصصی عاشورا که از سوی مؤسسه آموزش عالی حوزوی امام خمینی برگزار شد، با بیان اینکه تعبیر معروفی داریم که تعرف الاشیاء باضدادها، گفت: بنابراین در مرحله اول باید ببینیم وهابیت یزید را فاسق میدانند یا او را مدح کرده و آیا لعن بر او را جایز میدانند یا خیر؟ آیا او در کربلا دخیل بوده است یا خیر و آیا اهل سنت خروج بر حاکم جائر را جایز میدانند یا خیر.
وهابیت لقبی خودساخته
وی با بیان اینکه وهابیت لقبی نیست که شیعیان و یا اهل سنت به گروهی به ظاهر مسلمان داده باشند بلکه این لقب را پیروان محمدبن عبدالوهاب به خودشان دادهاند، افزود: براساس کتاب «الدر السنیه» یکی از نوادگان ابن عبدالوهاب خودش را وهابی مسلک معرفی کرده است و در موارد متعدد دیگر هم از تعبیر وهابیت و وهابیت حنیف برای خود استفاده کردهاند. نکته دیگر اینکه ادبیات وهابیت مخصوص خود آنهاست یعنی قائل هستند که مشرکین مکه توحید ربوبی داشتهاند در حالی که نص صریح آیات قرآن مؤید شرک ربوبی مشرکین است.
وی ادامه داد: همچنین اهل حدیث مانند احمدبن حنبل و مسلم و بخاری و دیگران قائل هستند که خروج بر حاکم فاسق و جائر و ظالم جایز نیست و اگر حاکم فاسق امر کرد نماز نخوان، اطاعت نکن و او را نصیحت کن ولی اگر حاکم، گرفتار کفر آشکار شد و عامدا و عالما خدا و پیامبر(ص) را زیر سؤال برد باید قیام علیه او صورت بگیرد. متاسفانه اهل سنت متاخر بر خلاف متقدم و سلف، قیام مقابل حاکم فاسق و جائر را جایز و واجب میدانستند. جساس حنفی معتقد بود که قیام علیه حاکم ظالم و فاسق واجب است و مبنای شیعه هم همین است. جساس مفصلا بحث کرده و این را مبنای حنفیها میداند و الان هم برخی از علمای حنفی قیام علیه چنین حاکمی را جایز میدانند.
خیانت اهل حدیث
عبداللهزاده بیان کرد: جالب اینکه جساس و حنفیها به قیام امام حسین(ع) و قیام برخی از قراء و فقهای کوفه علیه حجاج بن یوسف ثقفی استناد کرده و آن را شاهدی بر مدعایی خود میگیرند. متاسفانه اهل حدیث خیانت کرده و روایاتی را از طریق درست کردن اجماع به پیامبر(ص) نسبت دادند که در برابر حاکم ظالم و فاسق نباید قیام کرد. در حالی که ائمه شیعه این خروج را واجب میدانستند.
وی با اشاره به اینکه ابن جوزی هم قیام را واجب و لازم میدانسته و این مسئله مبنای سلف و تابعین بوده است، گفت: ولی اهل حدیث خیانت کرده و خروج بر حاکم فاسق و جائر را حرام اعلام کردند و به تدریج به اجماع تبدیل شد. وهابیت هم مدعی تبعیت از سلف هستند ولی سلف قیام در برابر حاکم جائر را واجب میدانستند و اینها آن را جایز نمیدانند.
مدرس و مؤلف آثار وهابیت و فرقههای تکفیری اظهار کرد: وهابیت به نفع دولت اموی مخصوصا یزید کتاب نوشتهاند از جمله شیخ محمد خضری کتابی نوشته است و در صفحه ۴۵۴ از یزید دفاع کرده است همچنین کتاب «یزید بن معاویه الخلیفه المفتر علیه» توسط بن شمری نوشته شده و از یزید دفاع کرد و البته حبیب طاهر الشمری، ردیه بر این کتاب با عنوان «حقائق عن اباطیل» نوشته است. العواصم هم از یزید دفاع کرده و طعن بر امام حسین(ع) زده است و محبالدین خطیب در حاشیه اثر وی باز از یزید دفاع کرده است.
وی اضافه کرد: برخی اهل سنت که جزء نواصب هستند به نفع یزید کتاب نوشتند، عبدالمغیث حنبلی در دوره ابن جوزی کتابی با عنوان فضائل امویه نوشت و ابن جوزی حنبلی هم کتابی در رد آن نوشت و استناد به نظر بزرگانی مانند ابویعلی کرده که یزید را لعن میکردند. رشید رضا که تا حدودی تحت تاثیر افکار وهابیت بود در المنار جلد ششم صفحه ۳۰۴ آورده است: خروج اباعبدالله(ع) بر امام جور که با مکر و حیله روی کار آمده لازم است و خدا او(یزید) را لعنت و خوار کند و کسانی که میگویند امام حسین(ع) اشتباه کرده جزء نواصب هستند.
وی ادامه داد: حتی شوکانی هم گفته است که برخی اهل علم مانند کرامیه افراط کردند و جمود بر احادیث (اهل حدیث) داشتند. او گفته خدا لعنت کند کسانی که گفتند حسین بن علی(ع) اشتباه کرده است و سخنانی گفتهاند که مو بر بدن سیخ میشود. عدنان عرعور هم گفته است که یزید نه تنها فاسق بلکه کافر است.
دیدگاه مفتی وهابی سعودی درباره کربلا
عبداللهزاده تصریح کرد: عبدالعزیز آل شیخ از مفتیان کنونی وهابی سعودی از یزید دفاع کرده است و بیعت با یزید را بیعت شرعی دانسته و قیام بر او را جایز نمیداند و به نصیحت برخی صحابه به امام حسین(ع) استناد کرده و اینکه امام حسین(ع) از آنها نصیحت نشیند. جالب اینکه این همه روایات وارد شده در مورد امام(ع) را ندیده گرفته و طعن بر اباعبدالله میزند و قیام علیه یزید را جایز نمیشمرد این در حالی است که سلف یعنی اکثریت صحابه و تابعین قیام بر حاکم جائر را جایز میدانند بنابراین اینها سلفینما هستند و نه پیرو سلف.
این نویسنده و مدرس فرقههای تکفیری تصریح کرد: البانی در کتاب فوائد فی المعانی هم طعن عجیبی به یزید زده است و افکار و افعال او مانند حمله به مدینه و مکه را به شدت نقد کرده است. وی حتی روایت سرخ شدن تربتی که پیامبر(ص) به ام سلمه داد و بعد از شهادت امام(ع) خونین شد را آورده است.
رفتار وهابیون خلاف فتوای رسمی آنهاست
عبداللهزاده اضافه کرد: فتنی اللجنه آورده است که ترکهای عثمانی مسلمان، معاویه و فرزند او یزید را لعن میکنند، لجنه ابتدا از معاویه دفاع کرده و وقتی به یزید میرسد میگوید اقوال درباره او مختلف است و آورده که یزید ملکی از ملوک مسلمین است و کافر نبوده ولی اسبابی در حکومت او رخ داده از جمله جنایت حره و آتش زدن کعبه و کشتن امام حسین(ع)، او از صحابی و اولیاء صالحین نبوده است. در ادامه حرف ابن تیمیه را آورده که برخی سب و لعن یزید میکنند و برخی محب او هستند. البته چنانچه گفته شد سلف عمدتا یزید را سب و لعن کردهاند و حتی برخی مانند ابن عقیل حنبلی، آلوسی حنفی با توجه به اشعار یزید کفر او را ثابت کرده است.
عبداللهزاده بیان کرد: برخی محب یزید بودند مانند عبدالمغیث حنبلی و ابن عربی مالکی و به دفاع از یزید و ردیه بر کار امام حسین(ع) پرداختهاند ولی تعداد این افراد در طول تاریخ کم هستند. برخی هم یزید را فاسق میدانند یعنی نه خوب و نه بد ولی لعن او را جایز نمیدانند، مانند ابن حجر هیتمی و غزالی و … . لجنه گفته است ما نه سب و لعن میکنیم و نه محب یزید هستیم و یزید را دوست نداریم چون از او هیچ عمل صالحی وجود ندارد که موجب محبت او باشد. فسق و ظلم در سیره او و در برخورد با امام حسین(ع) و ماجرای مدینه و مکه بوده است؛ جالب اینکه فتوای لجنه فتوای رسمی وهابیت است که میگوید او را لعن و سب نمیکنیم و به او محبت نداریم و او را فاسق میدانیم.
وی افزود: این در حالی است که عبدالعزیز ناصبی، مفتی فعلی وهابیت سعودی میگوید یزید خلیفه مسلمین و امیرالمؤمنین است و بر امام حسین(ع) طعن میزند. بن جبریل هم روایت اثنی عشر خلیفه را آورده و یزید را یکی از آنها میداند، وی از ابوبکر و عمر شروع کرده و به معاویه و یزید میرسد و امام حسن(ع) را جزء ائمه اثنی عشر نمیآورد. بنابراین وهابیت هم چند قول دارند برخی یزید را فاسق میدانند و محبت بر او را جایز نمیدانند ولی سب و لعن نمیکنند و برخی او را محق و خلیفه مسلمین میدانند و برخی هم مانند رشید رضا او را لعن و سب میکنند.
تطهیر یزید توسط ابن تیمیه
وی تاکید کرد: نکته جالب دیگر اینکه این تیمیه قاتلان امام حسین(ع) را سب و لعن کرده ولی یزید را تبرئه میکند و میگوید او از ماجرا بی خبر بود و شمر و عبیدالله و خولی و … مرتکب این جنایات شدند و حتی سر امام را هم به شام نبردند و یزید بر شهادت امام حسین(ع) گریه کرده است. محمد الخضری در یکی از آثارش آورده است وقتی خبر به شام رسید اشک از چشمان یزید جاری شد ولی حسین هم چه خطای بزرگی کرد که علیه یزید قیام کرد زیرا سبب شد تا امروز بین امت تفرقه وجود داشته باشد که این سخن عین نصب و نشانه ناصبی بودن اوست. اگر این فرد ناصبی حتی در دوره عمربن عبدالعزیز زندگی میکرد ۲۰ ضربه شلاق میخورد زیرا او اجازه نمیداد کسی به اهل بیت(ع) دشمنام و سب و لعن دهد.
وی اضافه کرد: ابن تیمیه میگوید در قیام امام حسین(ع) نه مصلحت دنیا و نه آخرت بوده است و این ظالمین سرکش نوه پیامبر(ص) را کشتند و در قیام او آنقدر فساد بود که اگر در شهر خود نشسته بود اینقدر فساد نبود.
ادعای وهابیت در تبیعت از صالح سلف
عبداللهزاده اظهار کرد: خطاب ما به وهابیت این است که مگر نمیگویید تابع سلف صالح هستید، امام حسین(ع) که نمونه بارز سلف صالح و سید شباب اهل الجنه و سرور جوانان اهل بهشت و در علم و تقوا و … سرور است، چگونه فهم او را کمتر از فهم خودتان میدانید. مگر روایت نداریم که«حسین منی و انا من حسین» یعنی حسین در فهم و شجاعت و علم و … مانند پیامبر(ص) است یا فرمودند: احب الله من احب حسینا، ولی اینها حب یزید و معاویه بر دل دارند.
وی افزود: ملاعلی قاری در شرح حسین منی انا من حسین، گفته است که پیامبر(ص) چون وحی بر او نازل میشد به علم غیب میدانست روزی عدهای در برابر حسین(ع) خواهند ایستاد و او را خواهند کشت لذا این سخن را فرمود تا بگوید وجود حسین عین وجود من است. پیامبر(ص) خودشان خبر شهادت حسین(ع) را به ام سلمه میدهند و آیا ایشان نمیتوانست به نوه خودش بگوید در کربلا وارد معرکه نشود؟
انتهای پیام
منبع: ایکنا