نقطه آغاز وهابی‎گری چه زمانی است؟! وهابیان خود پاسخ داده‎اند

0

بازدیدها: 6

 

اگرچه وهابیان حال حاضر و برخی تحلیل‌گران در حوزه وهابیت، بر این باورند که وهابی‎گری محمد بن عبدالوهاب مسبوق به سابقه نزد اساتید و دیگر علمای سابق بر او دارد. اما این تحلیل با گزارش‎های تاریخی مورخان و بزرگان وهابی سازگاری ندارد.

 آل بسام وضعیت علمای منطقه نجد را به گونه‎ای گزارش داده است که بیشتر آنها متوجه مسائل فرعی فقهی بودند، و اهمیت کمتری به مسائل دیگر در حوزه توحید، تفسیر و حدیث و علوم عربی می‎دادند: «يوجد في بلدان نجد فقهاء وعلماء في ذلك الزمن وقبله بقرون متطاولة إلا أن جل اهتمامهم بالفقه والمسائل الفرعية، فهم مقتصرون على بحث مسائل الفقه وتحريرها وتحقيقها وحفظ متونها واستيعاب شروحها وحواشيها، أما العلوم الشرعية الأخرى فنصيبهم فيها قليل، فليس هناك عناية بالتوحيد وتحقيقه ولا بالتفسير ولا بالحديث وشروحه بل حتى العلوم العربية» (1).

 از طرفی دیگر مورخان وهابی همچون ابن غنام (1225ق)، ابن بشر (1290ق) و محمود شکری آلوسی (1342ق) چنین گزارش داده‎اند که محمد بن عبد الوهاب فقه حنبلی را نزد پدرش عبد الوهاب آموخت، اما در کنار آموزش فقه نزد پدر، بدون آن که نام استادی در علوم دیگر برای محمد بن عبد الوهاب ذکر کنند، گزارش دادند که خود اقدام به مطالعه کتب تفسیر، حدیث و کلمات علماء راجع به اسلام کرد و همین جا بود که خداوند سینه‎ او را نسبت به معارف توحیدی و شناخت نواقض توحید باز کرد، که تا قبل از او هیچ شیخی و عالمی در آن منطقه به چنین تعریفی از اسلام نرسیده بود: «فقرأ الشيخ على أبيه في الفقه وكان رحمه الله في صغره كثير المطالعة في كتب التفسير والحديث وكلام العلماء في أصل الإسلام، فشرح الله صدره في معرفة التوحيد وتحقيقه ومعرفة نواقضه المضلة عن طريقه» (2). ابن غنام در ادامه کلام تصریح دارد که محمد بن عبدالوهاب از همان دوران صغر سنی و نوجوانی بر اساس خوانشی که خود از توحید پذیرفته بود با رفتارهای مردم نجد به مخالفت پرداخت: «فأخذ ينكر تلك البدع المستحدثة من الشرك الذي كان قد فشا في نجد» (4).

 محمد بن عبد الوهاب خود نیز بر این امر اذعان کرده است هنگامی که طلب علم را آغاز کرد، در منطقه العارض و نجد هیچ عالمی نه از مشایخ خود و نه عالم دیگر وجود نداشت که از نظر او دین اسلام را به درستی فهمیده باشد، و تنها او بود که خدا بر او منت نهاد و فهم صحیح اسلام را به او الهام کرد و به فهم صحیح از اسلام اطلاع یافته بود: «لقد طلبت العلم، واعتقدَ من عرفني أن لي معرفة، وأنا ذلك الوقت لا أعرف معنى “لا إله إلا الله”، ولا أعرف دين الإسلام قبل هذا الخير الذي مَنَّ الله به، وكذلك مشايخي، ما منهم رجل عرف ذلك. فمن زعم من علماء العارض أنه عرف معنى “لا اله إلا الله”، أو عرف معنى الإسلام قبل هذا الوقت، أو زعم عن مشايخه أن أحداً عرف ذلك، فقد كذب وافترى، ولبس على الناس، ومدح نفسه بما ليس فيه» (5).

 از مجموع کلماتی که از وهابیان گذشت چنین به دست می‎آید که وهابیان خود بر این اذعان کرده‎اند که تفکر وهابی‎گری هیچ ارتباطی به طریق علما در فهم اصول و فروع دین ندارد. همچنان که معلوم گشت که وهابی‎گری مجموع برداشت‎های شخصی محمد بن عبدالوهاب در حوزه شناخت اسلام است. پدرش به عنوان اولین استاد او نه تنها چنین تفکری را به او القاء نکرده است بلکه همانطور که قبلا گذشت، مخالفت جدی با تفکرات فرزندش محمد داشت. تلمذ او نزد اساتید مکه، مدینه، بصره و احساء نیز هیچ تأثیری در شکل‎گیری نگرش فکری محمد بن عبدالوهاب نداشت؛ چراکه همانطور که گذشت بارقه فکری ابن عبد الوهاب نسبت به اسلام، قبل از مسافرت‎های علمی محمد بن عبد الوهاب صورت گرفته بود. افزون بر آن که (انشاء الله در آینده خواهد آمد) کسانی که به عنوان استاد ابن عبدالوهاب معرفی شده‎اند، خوانش فکری آنها کاملا در تضاد با نگرش وهابیت دارد و امکان ندارد که ابن عبدالوهاب تفکراتش را از آنها اخذ کرده باشد.

 منابع:

(1) آل بسام، عبد الله بن عبد الرحمن، علماء نجد خلال ثمانیة قرون، ج1، ص130.

(2) ابن غنّام، حسین، روضة الأفکار والأفهام، ج1، ص82؛ ابن بشر، عثمان، عنوان المجد في تاريخ نجد، ج1، ص33؛ آلوسی، محمود شکری، تاریخ نجد، ص106.

(4) ابن غنّام، حسین، روضة الأفکار والأفهام، ج1، ص82.

(5) محمد بن عبد الوهاب، الرسائل الشخصیة، ص187.

انتهای پیام

منبع: کانال جریان شناسی فکری دیوبندیه و وهابیت