پوشش در مسیحیت نشانه تأهل، تعهد و اطاعت از همسر است

زهره‌سادات موسوی:

0

بازدیدها: 2

مدرس معارف دانشگاه تهران با بیان اینکه براساس نامه‌های پولس، حجاب به خصوص حجاب سر نشانه تعهد زن به شوهر است، گفت: در جوامع مسیحی برخی آرزوی بازگشت به حجاب دارند، ولی فضای رسانه‌ای و فرهنگی آنقدر سنگین است که کسی حاضر نیست در این زمینه هزینه کند.

به گزارش فاران نیوز، زهره‌سادات موسوی، مدرس معارف دانشگاه تهران، ۱۴ آبان در نشست علمی «بررسی فلسفه پوشش عفیفانه در آئین مسیحیت و سیر تطور آن»، که از سوی آکادمی اخلاق‌پژوهی روشمند و انجمن علمی معارف دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد، با بیان اینکه پوشش بانوان فقط مخصوص اسلام و مسلمانان نیست، بلکه در آئین‌ها و ملل مختلف سابقه دارد و گفت: فراوانی و پراکندگی مسیحیان در جهان زیاد است. لذا بررسی پوشش در بین مسیحیت به ویژه با توجه به اثرگذاری آنان بر جوامع اسلامی اهمیت بسیاری دارد. ضمن اینکه برخلاف جوامع اسلامی در کلیسا و بین رهبران مسیحی تلاشی برای بازگشت حجاب در جامعه مسیحی وجود ندارد و نشان‌دهنده ضعف و انفعال آنان در قرن اخیر است.

موسوی با اشاره به اینکه در مسیحیت پوشش را امری شخصی و وابسته به فرهنگ زمانه خود می‌دانند که ربطی به مذهب ندارد، اظهار کرد: این امر در فضای فکری روحانیون مسیحی هم دیده می‌شود. همچنین، رسانه‌ها آن‌قدر سلطه‌ دارند که کسی جرئت مخالفت با آنها را ندارد. کتابی در مورد حجاب باکره‌ها یکی از آثاری است که در این عرصه نوشته شده، ولی مسیحیان متأخر در مورد پوشش نظری نمی‌دهند، لذا به سراغ تفاسیر متون مقدس رفته‌ام.

وی با بیان اینکه فضا در جهان مسیحیت طوری است که مجالی برای ترویج عفاف و حجاب وجود ندارد، تصریح کرد: آنقدر فضا سنگین شده است که افراد حاضر نمی‌شوند هزینه روانی و غیر روانی تغییر فرهنگ را تحمل کنند، کاری که گاهی در کشور ما هم دیده می‌شود. آئین مسیحیت در یهودیت و در جامعه یهودی ظهور کرد و عیسی(ع) هم خودش ابتدا یهودی بود و الان هم گرچه عهدین نامی مسیحی است ولی عهد عتیق یعنی کتاب مقدس یهودیان است که مسیحیان آن را جزئی از کتاب مقدس خود می‌دانند.

جایگاه زن در مسیحیت

مدرس معارف دانشگاه تهران با اشاره به جایگاه زن در مسیحیت، اضافه کرد: با دو رویکرد در این زمینه مواجهیم؛ اول رویکردی که به برابری زن و مرد قائل و شامل رویکرد گفت‌وگوی عیسی با زنان و مردان است که بین آنان تفاوتی قائل نبود و برخلاف جامعه یهودی با زنان گفت‌وگو می‌کرد. رویکرد دیگر فرودستی زنان است که فرودستی زنان در مسیحیت ناشی از نامه‌های پل یا پولس است که برگرفته از تفکر یونانی رومی است، ولی در دهه‌های اخیر تجددگرایان و برابری‌خواهان به مفاد انجیل و روش عیسی(ع) در ارتباط با زنان استناد و سعی کردند عقاید پولس را کمرنگ کنند.

پژوهشگر مطالعات زنان و دکتری مطالعات ادیان از دانشگاه یو ام بیان کرد: بر اساس سفر پیدایش کسی که در خوردن از درخت ممنوعه اغوا شد حوا بود و او آدم را فریفت؛ تورات این اغواگری را فحشای جنسی می‌داند؛ یعنی آدم و حوا از قوه جنسی مطلع نبودند، ولی خوردن میوه آن درخت سبب شد تا این مسئله برای آنان آشکار شود؛ برخی گفته‌اند زن به تنهایی تصویر و تجلی خدا نیست و در کنار همسرش تصویر خداست. در جای‌جای نامه‌های پولس آمده است که زنان شوهران خود را در هر امری اطاعت کنند؛ او سلسله‌مراتب جنسیتی را از قرن اول مسیحیت ایجاد کرد تا در قرن بیستم که گرایش فمینیستی توسعه یافت و مکمل‌گرایان و برابرای‌خواهان زیاد شدند. آنان معتقدند که اگر این سلسله‌مراتب وجود دارد، زن و شوهر مکمل همدیگرند و زن برای تکمیل نظام خلقت آفریده شده است.

وی با بیان اینکه با وجود توسعه فعالیت برابری‌خواهانه در دهه ۱۹۷۰ کار به جایی رسید که پوشش سر که همیشه در کلیسا وجود داشته است حذف شد، گفت: کلمه عفت در عهد عتیق وجود ندارد، بلکه یکسری مطالب مرتبط مانند پوشش آدم و حوا، وقتی از درخت ممنوعه خوردند و لباسشان ریخت وجود دارد؛ در عهد جدید واژه عفت سه بار به کار رفته است و آن را امری الهی و رحمانی می‌دانند و همان‌طور که در سخنان پولس و پطروس دیده می‌شود بر معنویات و زینت باطنی زن در مقایسه با زینت ظاهری تأکید شده است و اینکه زنان نباید خود را موهای بافته و زینت بدهند و نباید خود را با لباس ظاهر زینت کنند.

موسوی با ذکر اینکه کاهنان و سپس زنان راهب از لباس مانتل استفاده می‌کردند و لباس بیرونی آنان بوده است، اظهار کرد: هنوز از مانتل در برخی کلیساهای شهرهای کوچک استفاده می‌کنند و بهره بردن از آن در ۵۰ سال گذشته در کلیسا اختیاری شد. البته قبل از آن مانتل برای ورود به کلیسا اجباری بود؛ در بین پروتستان‌ها مانتل کمتر استفاده می‌شود، ولی در کاتولیک به خصوص ارتدکس استفاده از آن بسیار زیاد است.

فلسفه عفت در دین مسیحی

مدرس معارف دانشگاه تهران با اشاره به فلسفه رعایت عفت، تصریح کرد: حضرت عیسی(ع) براساس مطالب دو انجیل متا و پولس گفته است: شنیده‌اید به اولین گفته شده زنا نکنید و اگر کسی نظر شهوت به زنی بیندازد همان دم با او زنا کرده است. پولس بی‌بندوباری زنان را مرگ باطنی می‌داند و در نصیحت‌های حضرت سلیمان به دخترانش بیان شده که خانواده روسپیان خانواده اموات است و با آنان مرتبط نشوید و این زنان بی‌ادب خواهند مرد. پس فلسفه عفت در نگاه مسیحی، دوری از گناه زنا و مرگ معنوی است.

وی با اشاره به پوشش عفیفانه و فلسفه آن در مسیحیت، افزود: پوشش عفیفانه و مترادف حجاب در عهد عتیق نیست و اگر برخی فرق ارتدکسی رعایت می‌کنند مربوط به سیره زنان یهودی بنی‌اسرائیلی است، زیرا آنان در لباس پوشیدن، رعایت پوشش داشتند حتی از روبنده استفاده می‌کردند که ضخیم بود. در مسیحیت پوشش عفیفانه از دین سرچشمه می‌گیرد نه از سنت؛ هنجار رعایت مربوط به عفت و پوشش بنیاد جهان‌بینی دینی دارد و براساس نگرش مسیحی، تجرد یک امر مقدس در گفته‌های پولس است و اگر کسی نمی‌تواند مجرد باشد باید ازدواج کند. البته ازدواج بعد از تجرد امری مقدس است؛ در حقیقت مسیحیت برای از بین بردن تحریک و جاذبه جنسی اجتناب از زینت را مشاهده می‌کنیم. در مسیحیت تا یک قرن قبل پوشش همه بدن وجود داشت، ولی یکی از تأثیرات فرهنگ جدید غرب این بود که این پوشش را به پوشش سر تقلیل دادند؛ کاری که در برخی کشورهای اسلامی رواج یافت. لذا پوشش سر خیلی خوبی دارند ولی بقیه بدن این‌طور نیست. در مسیحیت، چون پوشش سر، بنیاد و دکترین دینی داشته است. لذا پوشش به پوشش سر تقلیل داده شد.

پوشش؛ نماد تعهد و اطاعت از همسر

موسوی با بیان اینکه پوشش در مسیحیت علامت پذیرش مشیت خداوند است، گفت: پوشش نماد تعلق و اطاعت از همسر است که این موضوع در دکترین پولس و در فرهنگ و سیره یهودی وجود داشته دارد و به همین دلیل محجبه‌ شدن یک زن در زمان ازدواج اوست، زیرا حجاب علامت تأهل و تعهد و اطاعت از همسر است و این نکته کلیدی در سیره یهود و مسیحیت وجود دارد. این موضوع در بین ارامنه کشور وجود دارد. پولس می‌گوید: شما پیروان من باشید، همان‌طور که من پیرو مسیح هستم و احکام را همان‌طور که به شما رساندم نگاه دارید. در ادامه آمده است: هر مردی که سر پوشیده دعا یا تبلیغ (نبوت) کند سر خود را رسوا می‌سازد، اما هر زنی سر برهنه دعا کند سر خود را رسوا و بی‌حرمت خواهد کرد. پس زن نباید بدون پوشش سر دعا و عبادت کند.

وی با اشاره به اینکه در نگاه پولس، زن برای مرد آفریده شده است. لذا باید نشانی از اقتدار و برای فرشتگان بر سر داشته باشد، تصریح کرد: زن باید نمادی بر سر داشته باشد تا جلال مرد خود و اطاعت خودش از او را نشان دهد. آیا طبیعت نمی‌آموزد که اگر مرد، موی دراز داشته باشد ننگ است و اگر زن موی دراز دارد مایه فخر است، زیرا به عنوان پرده به او عطا شده است. البته امروزه طبیعت را به معنای طبیعت جامعه معنا می‌کنند نه آفرینش. اگر کسی ستیزه‌گر باشد ما و کلیسا چنین نیستیم. پولس در این فراز چند نکته را تأکید کرده است؛ اول پوشش سر زن در هنگام عبادت و تبلیغ؛ دوم برای اطاعت از شوهر یعنی سرپوش زنان در کلیسا، به منزله اطاعت از خداست و در اینجا سیطره مرد کنار می‌رود، ولی بیرون از کلیسا نشانه اطاعت از مرد است. پیام دیگر اینکه اگر نمی‌خواهد پوشش بر سر بگذارد، باید آن را بتراشد. همچنین، زن جلال مرد است.

موسوی تأکید کرد: براساس باور مسیحی، فرشتگان بد شیطان‌هایی هستند که در کلیسا به زنان بدون پوشش تمایل نشان می‌دهند. پس بهتر است زن سر خود را بپوشاند. البته بیشتر تفاسیر ناظر به فرشتگان خوب است؛ یعنی فرشتگان خوب زنانی را که پوشش سر دارند به عنوان زنان خوب می‌شناسند و برای آنان ثواب می‌نویسند. متکلمان متأخر مسیحی معتقدند که آنقدر فرهنگ مسیحیت عوض شده است که دیگر پوشش را حتی پوشش سر را نمی‌توان اجرا کرد لذا به آن بی‌تفاوت شده‌اند. فمینیست‌های انجیلی می‌گویند خداوند زن و مرد را موجوداتی برابر آفریده است و ریاست مردان را رد کرده است و معتقدند کسانی که مسیحی شوند، سلطه مرد بر آنان تمام می‌شود و نیازی به پوشش ندارند، زیرا اگر حوا تاوان اغوای آدم را با پوشیده شدن داد، دیگری نیازی نیست که کسی تاوان بدهد.

انتهای پیام

منبع: ایکنا