بازدیدها: 4
دهۀ شصت شاهد آغاز رشد سریع درآمدهای نفتی و گازی قطر بود. اساسا قطر پس از این رشد درآمدی چشمگیر بود که از یک امارت بدوی تبدیل به دولتی مدرن شد. حتی در همین دهه قطر وزارت اقتصاد و سایر نهادهای دولتیاش را تشکیل داد، و این امر مصادف بود با ورود مهمانان ناخواندۀ اخوانی.
به گزارش فاران نیوز، قرضاوی در سال ٦١ در پی فشارهای شدید ناصر همراه با برخی چهرههای اخوانی همچون احمد العسال و شیخ عبدالمعز عبدالستار راهی قطر شد. شیخ شلتوت او را برای تدریس در یکی از مدارس دینی متوسطه در قطر فرستاد که آن مدرسه خود به یکی از مراکز تولید جوانان اخوانگرا در دوحه مبدل گردید. گفتنی است بهعکس فضای مغرب عربی که عمدتا متأثر از جریانهای چپ شده بود، حاکمان شبهجزیره و خلیج فارس، مذهبی بوده و حضور عالمان معتبر الازهری با گرایشهای سلفی را در منطقۀ خود مغتنم میشمردند. از این رو اخوانیهای فراری به این نقاط، بهسرعت در سیستم آموزشی و نهادهای مذهبی جذب میشدند. بههمینجهت بود که پیش از یوسف قرضاوی، زمانی که عبدالبدیع الصقر، از نخستین مهاجران اخوانی، وارد قطر شد تشکیل وزارت معارف نیز به او سپرده شد.
جامعۀ کوچک قطر بهسرعت توسط دعات اخوانی همچون قرضاوی که با چراغ خاموش در حال نفوذ در بدنۀ جامعۀ مذهبی قطر بودند، اثر پذیرفت و رویکرد دینی وسطی ایشان تبدیل به رویکرد غالب گشت. با اینکه در اخوانیزه شدن قطر هفت نفر بهعنوان عاملین اصلی معرفی میشوند، نقش محوری قرضاوی در این مرحله مورد اتفاق است؛ برخی موفقیت اخوان در قطر را به سبب معرفی ویرایشی از اخوان میدانند که در عقیده و عبادات سلفی، اما در تفکر اخوانی هستند و همچنین درون منطقۀ خلیج فارس راهبرد دعوت را جایگزین تشکیلاتسازی کردهاند. ویرایشی که باب طبع حکام خلیج فارس بود و ایدئولوگ اصلی آن قرضاوی به شمار میآید؛ به حدی که اخوانیهای خلیج فارس از اطلاق نام اخوان المسلمین بر خود ابا دارند و نام «وسطیین» یا «شاگردان قرضاوی» را برای خود ترجیح میدهند.
قرضاوی در ١٩٩٠ اسلام آنلاین را با حمایت خاندان سلطنتی قطر تأسیس کرد. شاید بتوان ادعا کرد که این سایت اولین پایگاهی است که در شبکه وب برای نشر معارف اسلامی ایجاد شده است و سابقه و کیفیت آن باعث موفقیت چشمگیر آن در فضای مجازی شد رویکرد نگاه به غرب میتواند علت سبقت قرضاوی در استفاده از ابزارهای مدرن برای ارتباط با مخاطب خود تحلیل شود؛ اما استفاده از این ابزارها در منطقۀ اسلامی نیز مخاطبان زیادی از نسل جوان برای او گرد آورده، و بقیه جریانات دینی را نیز مجبور به پیروی از این روش برای عقب نماندن از قافله کرده است.
دهۀ نود شاهد موج سوم مهاجرت اخوانیها به قطر، بهویژه از سعودی، بهعلت درگیر شدن طرفین در موضوع کویت بود. آنگاه که آل سعود دریافت پیوند تفکر اخوانی با سلفیت تندرو داخلی معجونی خطرناک به نام القاعده را ایجاد میکند، شروع به اخراج چهرههای اخوانی فعال و صاحب منصبی نمود که بسیاری از آنان در قطر مأمن خوبی برای خود یافتند.
در ١٩٩٥ حمد بن خلیفه پدرش را در کودتایی آرام خلع کرد و جایگزین او شد. گویی حمد خود در دوران جوانی تحت تربیت اساتیدی اخوانی بوده است. او پس از بهقدرت رسیدن دست به اقداماتی گسترده و پرریسک برای توسعۀ قدرت قطر زد که یکی از آنها همکاری با اخوان بود. تقریبا از همین زمان رشد چشمگیر درآمدهای نفتی و گازی قطر آغاز شد، بهطوریکه تولید ناخالص آن از حدود ۸ میلیارد دلار در این مقطع تا نزدیک ۲۰۰ میلیارد دلار در مقطع کنونی اوج گرفته است. لذا طبیعی بود که آل ثانی جای آل سعود و امارات را در تأمین مالی اخوان پر کند.
در سال ۱۹۹۶ همزمان با اوج گرفتن درگیری اسلامگرایان با نظم حاکم منطقه، شبکۀ الجزیره با حمایت امیر قطر تأسیس شد. الجزیره از همان ابتدا کاملاً سمتوسوی اخوانی گرفت. قرضاوی، که گفته میشود جزو حلقۀ افراد نزدیک به امیر حمد است و روابط نزدیکی نیز با وضاح خنفر مدیر شبکه و عضو سابق اخوان المسلمین اردن دارد، کمی بعد ستاره برنامۀ الشریعة و الحیاة شد؛ برنامهای که ۴۰ تا ۶۰ میلیون مخاطب برای آن، در مقطع یادشده تخمین زده شده و مهمترین منبر برای بسط نسخۀ وسطی مد نظر قرضاوی در جهان اسلام است. این نحوه از برنامههای مذهبی ماهوارهای، باز هم ابتکار عملی بود که قرضاوی در آن سبقت میگرفت و بعدها علمای سلفی و دیگران نیز به این روش روی آوردند، اما هیچگاه موفقیت چشمگیر الشریعة و الحیاة را کسب نکردند.
نشانههای دیگر رویکرد اخوانی الجزیره در حمایتش از طالبان و تبدیل شدنش به کانال اصلی ارتباطی منتقدان اسلامگرای حکام عرب و سلطه غرب، از جمله القاعده و حماس و حتی حزبالله قابل مشاهده است. مسیری بیرقیب و جذاب که در بستر فضای طوفانی نیمۀ دوم دهۀ نود، منتهی به واقعۀ ۱۱ سپتامبر، الجزیره را تبدیل به پربینندهترین کانال خبری عربی و بهترین بستر برای ترویج نگرش شاگردان قرضاوی کرده است.
قرضاوی در ۱۹۹۷ مجلس الاوروبی للافتاء و البحوث را تأسیس کرد و خود به شکل انتخابی به ریاست آن منصوب شد. بدینترتیب حدود چهل سال بعد از نشر کتابش الحلال و الحرام علاوهبر مفتی قطر و اخوان، عنوان مفتی مسلمانان ساکن غرب را نیز از آن خود کرد. همچنین با تأسیس سایت شخصیاش در این سال، باز هم در ایجاد سبکی جدید در ارتباط با مخاطب، بر همسلکانش پیشدستی کرد.
در ۲۰۰۴ اتحاد جهانی علمای مسلمان را تأسیس نمود و باز خود به ریاست آن رسید. این مقطع اوج فعالیتهای تقریبی او محسوب میشود. رویکردی که بیشترین بروز خود را در جنگ ۲۰۰۶ حزبالله با اسرائیل نشان داد، و قرضاوی در قامت مهمترین صدای حامی حزبالله در جهان اهلسنت ظاهر شد.
سال ۲۰۰۶ سطح تأثیرگذاری قرضاوی و همراهانش به اوج میرسد. قلعوقمع دو مدعی تحول در جهان عرب، یعنی القاعده در افغانستان و صدام در عراق، توسط ایالات متحده رخوتی نسبی را در فضای اسلامگرایان اصلاحطلب ایجاد کرده بود. در چنین شرایطی حماس، شاخه اخوان در فلسطین و یکی از نزدیکترین مجموعههای آن به قرضاوی، موفق شد در سرزمینهای اشغالی پیروز انتخابات پارلمانی شود و قدرت را دست کم در نوار غزه بهدست گیرد.
همزمان جنگ ۳۳ روزه و حمایت جدی اخوان از حزبالله و منتهی شدن آن به پیروزی، هیجان عمیقی در فضای اسلامگرایان ایجاد کرد. در این دوره میدانداری قطر و قرضاوی در جهان عرب و افکار عمومی آن کاملاً مشهود است. چهار سال زمان زیادی برای ثمر دادن این دوره در قالب انقلابهای عربی نبود. انقلابهایی که اخوان را از موضع اپوزیسیون به سطح حاکمیت سیاسی رساند. این بار باز هم این نزدیکترین یاران قرضاوی بودند که بهقدرت میرسیدند. مرسی و غنوشی هر دو جزو اخوانیهایی هستند که سالها در غرب بودهاند و بر این اساس نزدیکترین روابطشان با شاخۀ غربی اخوان و قرضاوی است.
در ۲۰۱۳ نسخۀ اخوانی حاکمیت متزلزل شد. عملگرایی منجر شد به میزان مسامحهای که اخوان در التزام به اصولش، همچون مبارزه با اسرائیل و ایستادن در برابر تمدن غرب و وحدت اسلامی به خرج داد، در مورد منافع گروهیاش سختگیری کند. رویهای که مصریها یک سال بیشتر تحملش نکردند. با سقوط پایگاه مصر زنگ خطر در تونس و حتی قطر نیز به صدا درآمد. اخوان قطعاً به پایان نرسیده اما مدتی باید در محاق سیاستهای خود را بازبینی کند.
انتهای پیام
منبع: دولت دین