رفتار امام صادق(ع) با اهل سنت؛ الگوی شیعه در مواجهه با غیرهمکیشان
بازدیدها: 8بررسی دیدگاه امام صادق علیهالسلام و اهل سنت در روایات و گزارشهای تاریخی، نشان میدهد که اختلاف اعتقادی لزوماً به معنای کنار گذاشتن عدالت، امانتداری و حقوق اجتماعی نیست. اگر پیروی از امام صادق(ع) با امانت، عدالت، حسن همجواری، رعایت حقوق غیرهمکیشان و پرهیز از رفتاری که اهلبیت را در معرض اهانت قرار میدهد […]
بازدیدها: 8
بررسی دیدگاه امام صادق علیهالسلام و اهل سنت در روایات و گزارشهای تاریخی، نشان میدهد که اختلاف اعتقادی لزوماً به معنای کنار گذاشتن عدالت، امانتداری و حقوق اجتماعی نیست. اگر پیروی از امام صادق(ع) با امانت، عدالت، حسن همجواری، رعایت حقوق غیرهمکیشان و پرهیز از رفتاری که اهلبیت را در معرض اهانت قرار میدهد تعریف شده است، رفتار توهینآمیز علیه اهل سنت همزمان با ادعای «جعفری بودن» نیازمند توجیه است.
رفتار امام صادق (ع) با اهل سنت
به گزارش فاران نیوز، بحث درباره رابطه شیعیان با پیروان دیگر مذاهب اسلامی، گاهی به اختلافات اعتقادی و تاریخی فروکاسته میشود؛ اما مجموعهای از روایات منقول از امام صادق(ع) تصویری متفاوت ارائه میکند: مرزبندی اعتقادی به رسمیت شناخته میشود، اما این مرزبندی مجوز ترک عدالت، خیانت در امانت، قطع روابط اجتماعی یا توهین به مخالفان نیست. این نوشتار با کنار هم نهادن چند روایت از الکافی مرحوم کلینی و الأمالی شیخ طوسی و الاعتقادات مرحوم صدوق، الگویی رفتاری برای پیروان اهل بیت(ع) در جامعه دینیِ چندمذهبی ارائه میکند و پیامدهای آن را برای مناسبتهایی مانند نهم ربیعالاول بررسی میکند.
۱. معیار شیعه بودن: ورع و عمل، نه صرفِ انتساب
نخستین روایت، معیار امام صادق(ع) برای تشخیص اصحاب واقعی خود را بیان میکند. ابوالصباح کنانی به امام میگوید مردم در برخورد با آنان از عنوان «جعفری خبیث» استفاده میکنند. امام در پاسخ میفرماید:
«مَا أَقَلَّ وَاللَّهِ مَنْ يَتَّبِعُ جَعْفَرًا مِنْكُمْ، إِنَّمَا أَصْحَابِي مَنِ اشْتَدَّ وَرَعُهُ وَعَمِلَ لِخَالِقِهِ وَرَجَا ثَوَابَهُ، فَهَؤُلَاءِ أَصْحَابِي.»
«به خدا سوگند، چه اندکاند کسانی از میان شما که از جعفر پیروی میکنند. اصحاب من کسانیاند که ورعشان شدید باشد، برای آفریدگارشان عمل کنند و به پاداش او امید داشته باشند؛ اینان اصحاب مناند.»
امام در این روایت، هویت شیعی را از یک عنوان فراتر میبرد. «جعفری» بودن صرفاً ادعای انتساب به امام نیست؛ بلکه باید در ورع و عمل دینی دیده شود. بنابراین اگر کسی خود را پیرو امام صادق(ع) بداند، اما رفتار او با معیارهای اخلاقیای که خود امام تعیین کرده ناسازگار باشد، صرف این انتساب برای اثبات پیروی کافی نیست.
این نکته در بحث رفتار با غیرهمکیشان اهمیت اساسی دارد؛ زیرا در این منطق، میزان دینداری فرد با شدت خصومت او با دیگران سنجیده نمیشود، بلکه با کیفیت عمل و ورع او در برابر خدا و خلق سنجیده میشود. افزون بر این در این روایت میتوان ناراحتی امام را از ناتوانی پیروان خود در تعامل و کنش اجتماعی با غیرشیعیان نیز مشاهده کرد؛ چراکه حضرت به مواردی اشاره فرمودند که اگر رعایت میشد، دیگر عنوان بیادبانه جعفری خبیث به پیروان ایشان اطلاق نمیشد.
۲. حقوق اجتماعی مخالفان: امانت، شهادت، عیادت، تشییع
در روایت دوم، معاویة بن وهب از امام صادق(ع) میپرسد:
«قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كَيْفَ يَنْبَغِي لَنَا أَنْ نَصْنَعَ فِيمَا بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا، وَفِيمَا بَيْنَنَا وَبَيْنَ خُلَطَائِنَا مِنَ النَّاسِ؟ قَالَ: تُؤَدُّونَ الْأَمَانَةَ إِلَيْهِمْ، وَتُقِيمُونَ الشَّهَادَةَ لَهُمْ وَعَلَيْهِمْ، وَتَعُودُونَ مَرْضَاهُمْ، وَتَشْهَدُونَ جَنَائِزَهُمْ.»
ترجمه: «به امام صادق(ع) گفتم: شایسته است در روابط میان خود و قوممان و میان خود و معاشرانمان از مردم چگونه رفتار کنیم؟ فرمود: امانت آنان را ادا کنید، برای آنان و علیه آنان شهادت دهید، بیمارانشان را عیادت کنید و در تشییع جنازه آنان حاضر شوید.»
این روایت از جهت اجتماعی صریح است. امام درباره «خلطاء من الناس» سخن میگوید؛ یعنی کسانی که فرد شیعه در جامعه با آنان معاشرت دارد. پاسخ امام نیز مجموعهای از وظایف اجتماعی است، نه توصیهای به انزوا یا قطع رابطه:
- امانت باید ادا شود، حتی اگر صاحب آن هممذهب انسان نباشد.
- شهادت باید عادلانه باشد، چه به نفع او و چه علیه او.
- باید به عیادت بیماران رفت، فارغ از کیش و مذهب آنان.
- همچنین درهنگام فوت آنان، در تشییع جنازه آنان شرکت کرد.
پس اختلاف مذهبی، در این روایت، حقوق اجتماعی انسان را ساقط نمیکند. نیازی به گفتن نیست که کنش اجتماعی صرفاً به این نمونهها ختم نمیشود و تا آنجا که به باورهای فرد صدمه نزند، این کنش اجتماعی باید رعایت شود.
۳. وقتی اختلاف مذهبی صریحتر میشود: «ممن ليسوا على أمرنا»
ممکن است گفته شود که «قوم» و «خلطاء من الناس» الزاماً به مخالفان مذهبی اشاره نمیکنند. روایت دیگری از همین باب این ابهام را کمتر میکند. راوی از امام میپرسد با «خلطائنا من الناس ممن ليسوا على أمرنا» چگونه رفتار کنیم؛ یعنی با معاشرانمان از مردم که بر روش و امر ما نیستند.
امام پاسخ میدهد:
«تَنْظُرُونَ إِلَى أَئِمَّتِكُمُ الَّذِينَ تَقْتَدُونَ بِهِمْ، فَتَصْنَعُونَ مَا يَصْنَعُونَ؛ فَوَاللَّهِ إِنَّهُمْ لَيَعُودُونَ مَرْضَاهُمْ، وَيَشْهَدُونَ جَنَائِزَهُمْ، وَيُقِيمُونَ الشَّهَادَةَ لَهُمْ وَعَلَيْهِمْ، وَيُؤَدُّونَ الْأَمَانَةَ إِلَيْهِمْ.»
یعنی: «به امامان خود که از آنان پیروی میکنید نگاه کنید و همان کاری را انجام دهید که آنان انجام میدهند. به خدا سوگند، آنان بیمارانشان را عیادت میکنند، در تشییع جنازه آنان حاضر میشوند، برای آنان و علیه آنان به عدالت شهادت میدهند و امانت آنان را ادا میکنند.»
در اینجا دیگر موضوع صرفاً معاشرت با یک فرد ناشناس نیست. امام از روابط با کسانی سخن میگوید که «بر امر ما نیستند» و با وجود همین تفاوت، رفتار اجتماعی مطلوب را در قالب مثالهای عیادت، تشییع، عدالت و امانت معرفی میکند.
از این روایت میتوان یک اصل روشن استخراج کرد: مرزبندی اعتقادی با دیگران، به معنای لغو مسئولیت اخلاقی و اجتماعی در برابر آنان نیست.
۴. رفتار شیعه باید مایه زینت مکتب باشد: «هَذَا جَعْفَرِيٌّ»
روایت ابواسامه (زید شحّام) این مسئله را یک مرحله جلوتر میبرد. امام صادق(ع) میفرماید:
«إِنِّي أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ، وَالْوَرَعِ فِي دِينِكُمْ، وَالِاجْتِهَادِ لِلَّهِ، وَصِدْقِ الْحَدِيثِ، وَأَدَاءِ الْأَمَانَةِ، وَطُولِ السُّجُودِ، وَحُسْنِ الْجِوَارِ…»
سپس میفرماید: «أَدُّوا الْأَمَانَةَ إِلَى مَنِ ائْتَمَنَكُمْ عَلَيْهَا بَرًّا أَوْ فَاجِرًا… صِلُوا عَشَائِرَكُمْ، وَاشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ، وَعُودُوا مَرْضَاهُمْ، وَأَدُّوا حُقُوقَهُمْ.»
و بعد معیار اجتماعی شیعه را چنین توضیح میدهد:
«فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْكُمْ إِذَا وَرِعَ فِي دِينِهِ، وَصَدَقَ فِي حَدِيثِهِ، وَأَدَّى الْأَمَانَةَ، وَحَسُنَ خُلُقُهُ مَعَ النَّاسِ، قِيلَ: هَذَا جَعْفَرِيٌّ، فَيَسُرُّنِي ذَلِكَ وَيَدْخُلُ عَلَيَّ مِنْهُ السُّرُورُ، وَقِيلَ: هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ.»
امام در ادامه میفرماید اگر فرد برخلاف این رفتار کند، بدی رفتار او به امام نسبت داده میشود و گفته میشود: «این ادب جعفر است.»
این روایت، مسئله را از «حق دیگران» به «مسئولیت نمایندگی» منتقل میکند. فرد شیعه فقط مسئول رفتار شخصی خود نیست؛ رفتار او میتواند تصویری از مکتب او در ذهن دیگران ایجاد کند.
اگر مردم از دیدن صداقت، امانت و حسن خلق یک فرد بگویند «این جعفری است»، امام از آن خشنود میشود. اگر رفتار فرد موجب بدنامی مکتب شود، همان انتساب نتیجه معکوس پیدا میکند.
بنابراین، از منظر این روایت، شیعه بودن در جامعه باید با رفتار قابل تشخیص باشد، نه با شدت دشمنی با مخالفان.
۵. محبت به اهل بیت(ع) نباید به غلو و خروج از مسیر طاعت تبدیل شود
روایت چهارم مستقیماً درباره رابطه با اهل سنت نیست، اما برای فهم حد و مرز محبت به اهل بیت(ع) اهمیت دارد، فضیل بن یسار نقل میکند که امام صادق (ع) فرمود:
«اِحْذَرُوا عَلَى شَبَابِكُمُ الْغُلَاةَ لَا يُفْسِدُونَهُمْ، فَإِنَّ الْغُلَاةَ شَرُّ خَلْقِ اللَّهِ، يُصَغِّرُونَ عَظَمَةَ اللَّهِ، وَيَدَّعُونَ الرُّبُوبِيَّةَ لِعِبَادِ اللَّهِ، وَاللَّهِ إِنَّ الْغُلَاةَ شَرٌّ مِنَ الْيَهُودِ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسِ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا.»
سپس امام میفرماید: «إِلَيْنَا يَرْجِعُ الْغَالِي فَلَا نَقْبَلُهُ، وَبِنَا يَلْحَقُ الْمُقَصِّرُ فَنَقْبَلُهُ.»
و هنگامی که درباره علت این تفاوت سؤال میشود، ترک نماز، زکات، روزه و حج را از پیامدهای غلو برمیشمارد.
شدت محبت و دفاع از اهل بیت(ع)، بهخودیخود معیار درستی رفتار نیست؛ رفتار باید در چارچوبی باشد که خود امامان تعیین کردهاند. از این جهت، نمیتوان هر رفتار تند یا تحریکآمیزی را صرفاً به دلیل انتساب آن به محبت اهل بیت(ع)، «شیعیتر» دانست. ضمن اینکه از این روایت چنین فهمیده میشود که اگر سفارش به کنشگری اجتماعی با غیرشیعیان شده است، مطلق نیست؛ بلکه تا جایی است که باورهای دینی و مذهبی فرد و خانوادهاش به ویژه جوانان آسیبی نرسد. اگر کار به این جا برسد، بزرگان شیعه چنین ارتباطی را ممنوع دانستهاند.
۶. روایت صریح درباره سب علنی دشمنان اهل بیت(ع): «يَعْرِضُ بِنَا»
مهمترین روایت برای بحث حاضر در الاعتقادات شیخ صدوق آمده است. در باب «الاعتقاد في التقية» میخوانیم:
«وَقِيلَ لِلصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلَامُ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ، إِنَّا نَرَى فِي الْمَسْجِدِ رَجُلًا يُعْلِنُ بِسَبِّ أَعْدَائِكُمْ وَيُسَمِّيهِمْ. فَقَالَ: مَا لَهُ ـ لَعَنَهُ اللَّهُ ـ يَعْرِضُ بِنَا.»
یعنی: «به امام صادق(ع) گفته شد: ای فرزند رسول خدا، ما در مسجد مردی را میبینیم که آشکارا دشمنان شما را دشنام میدهد و آنان را نام میبرد. حضرت فرمود: او را چه شده است؟ خدا لعنتش کند؛ او ما را در معرض [آسیب و پیامد این رفتار] قرار میدهد.»
بلافاصله پس از آن، شیخ صدوق آیه ۱۰۸ سوره انعام را نقل میکند:
«وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ.»
سپس از امام صادق(ع) در تفسیر این آیه نقل میکند: «لَا تَسُبُّوهُمْ فَإِنَّهُمْ يَسُبُّونَ عَلَيْكُمْ.»
یعنی: «آنان را دشنام ندهید؛ زیرا آنان نیز در برابر شما دشنام خواهند داد.»
این روایت از نظر موضوعی با چهار روایت دیگر تفاوت دارد. در اینجا دیگر سخن فقط از امانت یا عیادت بیمار نیست؛ موضوع، نحوه ابراز دشمنی مذهبی در فضای عمومی است.
فرد مورد بحث در مسجد، به شکل علنی دشمنان اهل بیت(ع) را سب میکند. امام صادق(ع) چنین رفتاری را تأیید نمیکند؛ بلکه میفرماید: «لعنه الله، يعرض بنا.»
بنابراین، حتی اگر شخص خود را در حال دفاع از اهل بیت(ع) بداند، روش او از نگاه امام قابل قبول نیست؛ زیرا رفتار او اهلبیت را در معرض واکنش خصمانه قرار میدهد.
این نکته با آیهای که امام بلافاصله به آن استناد میکند، روشنتر میشود: دشنام دادن به مقدسات طرف مقابل میتواند واکنش متقابل ایجاد کند و این واکنش متقابل به مقدسات خود فرد بازگردد.
۷. الگوی استخراجی: سلسلهمراتب رفتاری در پنج روایت
اگر این روایات الکافی، الأمالی و الاعتقادات را کنار یکدیگر قرار دهیم، یک سلسلهمراتب رفتاری نسبتاً روشن شکل میگیرد:
- هویت اعتقادی: شیعه باید مرزهای اعتقادی خود را حفظ کند.
- خودسازی: شیعه بودن با ورع، تقوا، عبادت و عمل سنجیده میشود، نه با ادعای انتساب.
- اخلاق اجتماعی: صدق، امانت و حسن خلق باید در رابطه با مردم ظاهر شود.
- رعایت حقوق مخالف: غیرهمکیش بودن، امانتداری، شهادت عادلانه و ادای حقوق را منتفی نمیکند.
- مشارکت اجتماعی: بیماری و مرگ دیگران، حتی کسانی که «بر امر ما» نیستند، مجوز قطع رابطه انسانی نیست.
- مسئولیت در نمایندگی مکتب: رفتار شیعه به نام «جعفر» و «مکتب جعفری» خوانده میشود؛ پس هر رفتار، تصویر مکتب را میسازد.
- کنترل شیوه ابراز دشمنی: حتی در جایی که فرد دشمنان اهلبیت را دشمن خود میداند، نباید به گونهای رفتار کند که اهلبیت را در معرض واکنش و اهانت قرار دهد.
این سلسلهمراتب نشان میدهد که در منطق این روایات، تشیع با نفی دیگری تعریف نمیشود؛ با کیفیت رفتار خود شیعه نیز تعریف میشود.
۸. نهم ربیعالاول: آزمونی برای نسبت میان محبت و پیروی
این مجموعه روایات را میتوان بهطور مشخص در بحث رفتارهای موسوم به «فرحة الزهرا» و نهم ربیعالاول به کار گرفت. البته میان شیعیان درباره تاریخ، عنوان، منشأ و برخی اعمال منسوب به این مناسبت اختلاف نظر وجود دارد و نمیتوان همه رفتارهایی را که در این روز انجام میشود یکسان تلقی کرد.
بحث اصلی این یادداشت درباره یک رفتار مشخص است: سب و توهین علنی به شخصیتهای مورد احترام اهل سنت(ع) و تبدیل اختلاف تاریخی و اعتقادی به کنش تحریکآمیز علیه پیروان یک مذهب دیگر.
اگر چنین رفتاری را با روایت امام صادق(ع) درباره مردی که در مسجد دشمنان اهل بیت(ع) را علناً سب میکرد مقایسه کنیم، مسئله روشنتر میشود. امام در برابر چنین رفتاری نفرمود که چون این فرد دشمنان ما را سب میکند، پس از ما دفاع کرده است؛ بلکه فرمود:
«مَا لَهُ ـ لَعَنَهُ اللَّهُ ـ يَعْرِضُ بِنَا.»
یعنی مشکل او این است که با رفتار خود، اهل بیت(ع) را در معرض پیامد آن قرار میدهد.
۹. برائت یک چیز است، سب و تحریک چیز دیگر
برای جلوگیری از خلط مفاهیم، باید میان «برائت» و «سب» تفکیک کرد:
برائت در ادبیات اعتقادی شیعه، مفهومی مرتبط با موضعگیری اعتقادی و تاریخی است.
سب و توهین، نوعی کنش گفتاری علیه شخص یا گروه است که میتواند پیامد اجتماعی مستقیمی ایجاد کند.
میتوان درباره خلافت، تاریخ صدر اسلام، فاطمیه، سقیفه و دیگر اختلافات اعتقادی و تاریخی بحث کرد؛ اما بحث علمی و اعتقادی با رفتاری که عمداً دیگری را تحریک و تحقیر میکند، یکسان نیست.
از این زاویه، نهم ربیعالاول میتواند فرصتی برای بازخوانی تاریخی اختلافات باشد و از سویی میتواند آزمونی برای نسبت میان محبت و اطاعت از اهل بیت علیهمالسلام دانست. اگر پیروی از امام صادق(ع) با امانت، عدالت، حسن همجواری، رعایت حقوق غیرهمکیشان و پرهیز از رفتاری که اهلبیت را در معرض اهانت قرار میدهد تعریف شده است، رفتار توهینآمیز علیه اهل سنت همزمان با ادعای «جعفری بودن» نیازمند توجیه است.
از شما خواننده محترم میپرسم: آیا شیوه این برائتی که در نهم ربیع از عدهای سر می زند، همان شیوهای است که امام صادق(ع) برای پیروان خود تعیین کرده است؟
در مجموع، بررسی امام صادق (ع) و اهل سنت نشان میدهد که حفظ مرزبندیهای اعتقادی، به معنای کنار گذاشتن اخلاق و حقوق اجتماعی نیست. در سیره و سخنان امام صادق(ع)، امانتداری، عدالت، حسن همجواری، خوشرفتاری با مردم و پرهیز از رفتارهایی که زمینه اهانت به اهلبیت(ع) را فراهم میکند، جایگاهی اساسی دارد. از این منظر، پیروی از مکتب جعفری بیش از آنکه با شدت دشمنی با دیگران سنجیده شود، با کیفیت رفتار، تقوا و مسئولیتپذیری اجتماعی شناخته میشود؛ بنابراین بازخوانی امام صادق و اهل سنت میتواند معیاری برای تفکیک میان دفاع اعتقادی و رفتارهای توهینآمیز و تحریککننده باشد.
منبع: ایکنا






ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0