بهائیت و تغییر مفهوم رجعت (بخش اول)
بازدیدها: 5
بهائیت و تغییر مفهوم رجعت
علی محمد شیرازی (1) و جانشین او میرزا حسینعلی نوری (2) بر این عقیده اند که منظور خداوند متعال از قیامت، نه آن چیزی است که علمای اسلام تصور می کنند، بلکه امری است که در هر دین الهی اتفاق می افتد. این در حالی است که با فرض پذیرش این ادعا، این سؤال مطرح می شود که در اینصورت، تکلیف آن حوادثی که خداوند حکیم در قرآن مجید درباره وقوع آن ها در قیامت خبر می دهند، چه می شود؟ از این رو، بهائیان برای رهایی از این پرسش و سؤال هایی مشابه با آن، معنای بسیاری از مفاهیم قرآنی که در ارتباط با مسئله قیامت مطرح می شود را تغییر می دهند. از جمله این موارد، مفهوم رجعت است که توسط رهبران فرقه بهائیت به کلی عوض می شود.
قیامت در نگاه بزرگان فرقه بهائیت
قیامت از منظر بهائیت به معنای نسخ دین پیشین و ظهور آیینی جدید است. بر این اساس، برای هر دین قیامتی وجود دارد. از این رو در این تعریف جدید، قیامت، امری واحد نیست که در آخرالزمان رخ دهد و در طول آن نظام آفرینش از بین رود و حساب و کتاب روز جزا آغاز گردد. در مقابل، این واقعه با آمدن هر پیامبر صاحب شریعتی صورت می پذیرد. بر اساس این تعریف، قیامت دین حضرت عیسی (ع) با ظهور پیامبر مکرم اسلام (ص) به وقوع پیوست. پس از آن نیز، قیامت دین اسلام با پیدایش فرقه بابیت و ادعای سید علی محمد شیرازی رقم خورد و در نهایت، قیامت فرقه بیان (بابیت) با ظهور میرزا حسینعلی نوری و فرقه بهائیت صورت گرفت.
علی محمد شیرازی در توضیح این عقیده خویش می نویسد:
“مراد از یوم قیامت، یوم ظهور شجره حقیقت است و مشاهده نمی شود که احدی از شیعه، یوم قیامت را فهمیده باشد. بلکه همه موهوماً امری را توهم نموده که عندالله حقیقت ندارد و آن چه عندالله و منه، عرف اهل حقیقت مقصود از یوم قیامت است، این است که وقت ظهور شجره حقیقت در هر زمان به هر اسم الی حین غروب آن یوم قیامت است. مثلاً از یوم بعثت عیسی تا یوم عروج آن، قیامت موسی بوده که ظهورالله در آن زمان ظاهر بود به ظهور آن حقیقت که جزا داد هر کس که مؤمن به موسی بود. …و از حین ظهور شجره بیان (علی محمد باب)، الی ما یغرب قیامت رسول الله هست که در قرآن خداوند وعده فرموده بود که اول آن بعد از دو ساعت و یازده دقیقه از شب پنجم جمادی الاول سنه 1260 اول یوم قیامت قرآن بود“. (3)
از این رو، میرزا حسینعلی نوری، اعتقاد به قیامت، آن گونه که علمای اسلام بیان می کنند را توهم می نامد و می نویسد:
“قدری تفکر نما که چقدر توهمات در بین ملأ فرقان بود از ظهور قائم، و ظهور قیامت و ظهور ساعت، بعد از ظهور نقطه اولی (علی محمد باب) روح ما سواه فداه، معلوم شد که جمیع خاطی بودند و به قطره از بحر علم مشروب نه“. (4)
وی در جایی دیگر نیز درباره برداشت از مفاهیم مختلف در رابطه با مسئله قیامت می گوید:
“مقصود از موت و حيات که در کتب مذکور است، موت و حيات ايمانی است. …«و نُفخَ في الصُّورِ ذَلِکَ يَومُ الوَعيدِ و جَاءَتْ کُلُّ نَفْسٍ مَعَها سَائقٌ و شَهِيدٌ» که معنی ظاهر آن اين است: دميده شد در صور و آن است يوم وعيد که به نظرها بسيار بعيد بود. و آمد هر نفسی برای حساب و با اوست راننده و گواه. …مقصود از صور، صور محمدی است که بر همه ممکنات دميده شد و قيامت، قيام آن حضرت بود بر امر الهی. و غافلين که در قبور اجساد مرده بودند، همه را به خلعت جديده ايمانيه مخلع فرمود و به حيات تازه ي بديعه زنده نمود. …خلاصه معنی آن که: هر عبادی که از روح و نفخه مظاهر قدسه در هر ظهور متولد و زنده شدند، بر آن ها حکم حيات و بعث و ورود در جنت محبت الهيه می شود و من دون آن، حکم غير آن که موت و غفلت و ورود در نار کفر و غضب الهی است، می شود. و در جميع کتب و الواح و صحائف، مردمی که از جام های لطيف معارف نچشيده اند و به فيض روح القدس، وقت قلوب ايشان فائز نشده، بر آن ها حکم موت و نار و عدم بصر و قلب و سمع شده. … هرگز در هيچ عهد و عصر، جز حيات و بعث و حشر حقيقی مقصود انبياء و اولياء نبوده و نيست. و اگر قدری تعقل شود، در همين بيان آن حضرت، کشف جميع امور می شود که مقصود از لحد و قبر و صراط و جنّت و نار چه بود. و ليکن چه چاره که جميع ناس در لحد نفس محجوب و در قبر هوی مدفون اند“. (5)
بنابراین، در نگاه رهبران فرقه بهائیت، نه تنها معنای قیامت، متفاوت با آن چیزی است که در ظاهر آیات قرآن وجود دارد، بلکه مفاهیمی همچون مرگ و زندگی، رجعت، آتش و غیره نیز که در ارتباط با قیامت بیان می شود نیز به کلی تغییر می کند.
ادامه دارد…
موضوعات مرتبط:
بهائیت و تغییر مفهوم رجعت (بخش دوم)
بهائیت و تغییر مفهوم رجعت (بخش سوم)
معاد و قیامت در بهائیت (بخش اول)
بهائیت و تغییر مفهوم رجعت (بخش چهارم)
بهائیت و تغییر مفهوم رجعت (بخش پنجم)
پی نوشت ها:
1) علی محمد شیرازی ملقب به «باب»، بنیان گذار فرقه بابیت است.
2) میرزا حسینعلی نوری ملقب به «بهاء»، از شاگردان سید علی محمد شیرازی به شمار می رود. وی پس از مرگ علی محمد باب، خود را جانشین او نامید و فرقه بهائیت را بنیان نهاد.
3) شیرازی، علی محمد، بیان، باب سابع و از واحد ثانی. و ر.ک. محمدی اشتهاردی، م. (1383)، بابی گری و بهائی گری، انتشارات گلستان ادب، چاپ دوم، ص 190-192.
4) نوری، حسینعلی (1286)، بدیع، خطی، ص 238.
5) نوری، حسینعلی، ایقان، ص 74-79.
منابع:
- منطقی، ا. (1387)، بهائی گری؛ اصول و مبانی اعتقادی، معرفت، شماره یکصد و سی و سوم
- فلاحتی، ح. (1389)، تحلیل عقاید شیخیه در بسترسازی بابیت و بهائیت، سال اول، شماره دوم، ص 159-178
- حسینی، ع.، شهبازیان، م. (1397)، کاوشی در رجعت با تأکید بر انحرافات شیخیه، بهائیت و احمد اسماعیل بصری، فصل نامه علمی-پژوهشی مشرق موعود،سال سیزدهم، شماره چهل و نهم،173-198
- کبیری سامانی، س.، ملک زاده، ع. (1391)، رجعت از دیدگاه شیعه و فرقه ضاله بهائیت، معرفت، سال بیست و یکم،شماره یکصد و هفتاد و هشتم، ص 109-124
- جزوه رفع شبهات (1388) شمسی، ویرایش دوم