بازدیدها: 4
اندیشمند بحرینی ضمن اشاره به عقاید خطرناک فرقه بهائیت و برشمردن تضادهای روشن آن با دین اسلام، خاطرنشان کرد مواضع «مولوی عبدالحمید» نشان می دهد او از تفکرات همه علما و فقهای جهان اسلام منحرف شده است.
به گزارش فاران نیوز، دکتر «راشد الراشد» متفکر اسلامی و رهبر معارضان بحرینی در گفتوگو یا خبرنگار فارس ضمن اشاره درآمدی بر فرقه بهائیت و مهمترین عقاید ردشده آن توسط اسلام، به تحلیل مواضع «مولوی عبدالحمید» امام جماعت مسجد مکی در زاهدان پرداخت و آنها را اظهاراتی در خدمت صهیونیسم جهانی توصیف کرد؛ اظهاراتی که نشاندهنده انحراف او از تفکرات همه علما و فقهای جهان اسلام است.
در ادامه مشروح این گفتوگو را میخوانیم:
مولوی عبدالحمید، امام جماعت مسجد مکی در زاهدان ایران اظهارات متناقضی درباره بهائیت داشت و گفت که بهائیها مرتد نیستند؛ موضوعی که فقه شیعی و سنی نیز با آن مخالف است و چنین قرائتی را نمیپذیرد. شما این اظهارات را چگونه ارزیابی میکنید؟
الراشد: کاملاً واضح است که موضع اصلی و مورد اجماع مذاهب مسلمین نسبت به بهائیت همین ارتداد است و بهائیان در زمره کفار به حساب میآیند؛ زیرا آنان به دین مبین اسلام و جاودانگی شریعت حضرت محمد صلوات الله علیه و آله کافر بودند. آنان قائل به نبوت بهاء هستند، از نظر دین اسلام حتی بعضی از آنها که قبلاً از دین اسلام پیروی میکردند و سپس به بهائیت گرویدند، مرتد هستند. و مانند او هر که بر صحت دو دین شهادت و گواهى دهد و با این حال بهائیت را بپذیرد او نیز مرتد است و مراتب ارتداد نیز بر او صادق میشود.
تحلیل شما به عنوان یک متفکر اسلامی، از مواضع عبدالحمید چیست؟ آیا میتوان این اظهارات را در قالب بیان عقاید شخصی از جانب او جای داد یا شما معتقدید که این مواضع جنبهها و ابعاد گستردهتری دارد؟
الراشد: این موضوع شخصی نیست که یکی از ما با هر مقام و جایگاه فکری، از این قبیل سخنانِ مخالف با آیات صریح قرآن حمایت یا مخالفت کنیم. سخنانی که نقطه مقابل مهمترین محتوای عقیدتی و اخلاقی در اسلام، دین الهی هستند؛ دینی که پیامبر اعظم ما صلوات الله علیه و آله و سلم آورده است. همانطور که در آیه ٨٤ سوره آلعمران آمده است: ”قُلْ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَمَآ أُنزِلَ عَلَیْنَا وَمَآ أُنزِلَ عَلَىٰٓ إِبْرَٰهِیمَ وَإِسْمَٰعِیلَ وَإِسْحَٰقَ وَیَعْقُوبَ وَٱلْأَسْبَاطِ وَمَآ أُوتِىَ مُوسَىٰ وَعِیسَىٰ وَٱلنَّبِیُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُۥ مُسْلِمُونَ/ما به خدای عالم و شریعت و کتابی که به خود ما نازل شده و آنچه به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندانش نازل شده و آنچه به موسی و عیسی و پیغمبران دیگر از جانب پروردگارشان داده شده (به همه ایمان آوردهایم) فرقی میان هیچ یک از پیغمبران نگذاریم و ما مطیع فرمان خداییم.“
جای تأسف است که با شعارهایی چون «نظر و عقیده دیگر» یا آزادی عقیده، خطرناک ترین موضوع مربوط به تمامیت اسلام به عنوان یک عقیده، پیام و روش مطرح میشود. در واقع این شعارها، تنها انتخاب عنوان و نامگذاری برای موضوعات بینشان است؛ بنابراین «کفر و ارتداد» را با نام «آزادی عقیده» بیان میکنند. این افراد به گوش و عقل مردم توهین میکنند و همه را نادان فرض میکنند؛ احکام اسلام و تشریع آن را صرفاً به عنوان نظر و دیدگاهی بیان میکنند که همه اسلام را به عنوان یک دین و عقیده در معرض بحث و جدل و چالش و پاسخ قرار میدهد. متأسفانه در برخی از مواردی که امروز با تخطی خطرناک از دین و حدود و تشریع خداوند شاهد آن هستیم، این وضعیت بدتر میشود. در واقع، تحریف اسلام موضوعی صرفاً نظری و در قاموس دین و عقیده مطلقاً مردود است که باید آن را همان گونه که پیامبر اعظم ما «صلی الله علیه و آله و سلم» آورده است و چنانکه با وحی امین بر قلب این پیامبر بزرگوار نازل شده، رد کرد. و اینجاست که باید در آیه الهی تامل کنیم: ” … تِلْکَ حُدُودُ ٱللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا وَمَن یَتَعَدَّ حُدُودَ ٱللَّهِ فَأُو۟لَٰٓئِکَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ/این احکام، حدود دین خداست، از آن سرکشی مکنید و کسانی که از احکام خدا سرپیچند آنها به حقیقت ستمکارند.“ البقرة-٢٢٩.
خداوند سبحان و تعالی در آیه سی و ششم سوره احزاب همچنین میفرماید: ”وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥٓ أَمْرًا أَن یَکُونَ لَهُمُ ٱلْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن یَعْصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَٰلًا مُّبِینًا/براى هیچ مردِ مؤمن و یا زنِ مؤمنى، جایز نیست که وقتى خدا و رسولش فرمانى را حتمی نمایند، براى آنها در کارشان اختیارى باشد و هر کس خدا و رسولش را نافرمانى کند، پس بىتردید، با گمراهى آشکارى، گمراه شده است.“ بنابراین اوامر خدا و اوامر رسولش «صلی الله علیه و آله و سلم» باید ابتدا اطاعت و سپس اجرا شوند. اینها نظراتی نیستند که بتوان آنها را به چالش گرفت و زیر سوال برد؛ یا آنکه با مطالبی تایید و رد کرد تا با شعار آزادی عقیده، آزادی نظرات و قرائتهای جدید در دین خدای متعال، زیر پرچمهای عقیدتی و آزادی، شعارهای مسموم و ایدههای تحریفشده را منتقل کرد. بنابراین موضعگیری درباره بهائیت و دیگر فرقههایی که در دین بدعت ایجاد میکنند بدون آنچه وحی ثقه بر قلب پیامبر اعظم ما نازل شده است، عبثی خطرناک در دین خداوند متعال است که باید به طور جدی و قاطعانه با آن مقابله کرد؛ چرا که هدف از این اظهارات و مواضع، فرصت دادن به کسانی است که در کمین دین و تمام ارزشها و اصول اسلامی نشستهاند.
دلایل رد فرقه بهائیت توسط اسلام چیست؟ شما مهم ترین تفاوتها و نکات منفی در این باور و اعتقاد تحریفشده را چه میدانید؟
الراشد: با نگاهی گذرا به عقاید بهائی به میزان انحراف و تناقض شدید آن با احکام و مبانی دین مبین اسلام پی میبریم؛ دینی که بر اساس آن پیامبر اعظم ما «صلی الله علیه و آله و سلم» و خاتم الانبیاء و سرور رسولان و مرکز همه ادیان آسمانی محسوب میشود. اما درباره دلایل ارتداد، بهائیان معتقدند:
۱. پیامبری «بهاء»: حسین علی نوری که برادرش یحیی «الازل» نیز ادعای نبوت کرده بود، پیامبر بهائیان است؛ البهاء در نهایت برادرش یحیی را مسموم کرده بود تا رئیس فرقه بابیه شود.
۲. اعتقاد به کتاب البهاء تحت عنوان «الإیقان» که مملو از خطاهای فاحش در زبان عربی است؛ کتاب دومشان تحت عنوان «المبین» که پر از شگفتیهای ناشی از خطاهای زبانی و همچنین انحرافات فکری و ایدئولوژیک است.
۳. قائل به حل شدن الوهیت در بهائیت هستند.
۴- به مهدی بیهمتا به عنوان موعود اعتقاد دارند.
علاوه بر این، بهائیها معتقدند که دوام دین و فرقهای بیش از هزار سال جایز نیست؛ چرا که بعد از هر هزار سال دین و فرقه فعلی منسوخ شده و دین و فرقه و پیامبر جدیدی میآید. در این عقاید، انحراف صریح از سادهترین اصول و ارکانی که دین بزرگ اسلام بر آن استوار شده است، وجود دارد و با آنچه که خداوند در آیه هشتاد و پنجم سوره آلعمران در قرآن کریم فرموده، در تناقض آشکار است: ”وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ ٱلْإِسْلَٰمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِى ٱلْءَاخِرَةِ مِنَ ٱلْخَٰسِرِینَ/هر کس غیر از اسلام دینی اختیار کند هرگز از وی پذیرفته نیست، و او در آخرت از زیانکاران است“.
شما با این گزاره که بهائیت از تفکر صهیونیسم دفاع و آن را پیگیری میکند، موافقید؟ دامنه تاثیرات منفی در این خصوص، که وحدت صفوف مسلمین را در قضیه فلسطین تحت تاثیر قرار داده چگونه میبینید؟
الراشد: شکی نیست که دشمنان اسلام در جنگ سخت خود با امت اسلامی و علیه اصولی از اسلام که اندیشه و هویت امت ما بر آن استوار است، ایستادهاند تا «اسلام» به عنوان پیام، ایده، رویکرد و عقیدهای که دارد نشان داده نشود. آنها علیه هر چیزی که به این هویت مربوط میشود با هدف تخریب و درهم شکستن آن کار میکنند و دست به انواع توطئهها و جنگ میزنند. دشمنان اسلام این روند را با جنگهای سنگین آغاز، و سپس با رهبری جنگهای مخرب و نزاع داخلی و پس از آن هم با عملیات نفوذی که با هدف ضربه زدن و منفجر کردن از درون انجام میدهند، ادامه دادند.
«بهائیت» از فرقههایی است که همه میدانند اولین فرض حامیانش این است که از آن با هدف ایجاد شبهه و آشفتگی در صفوف امت اسلامی استفاده شود. مشخص است که جنبش بینالمللی صهیونیسم از این فرصتها استفاده میکند؛ این جنبش یا با ایجاد چنین فرصتهایی و یا با بهرهگیری از وجود آنها و با هر گونه حمایتی که ممکن است تحت لوای آزادی عقیده و عنوان آزادی مذهب سعی در سوءاستفاده دارد. بنابراین جای تعجب نیست که فرقه بهائیت برخلاف واقعیت کل امت اسلامی از صهیونیستها حمایت کند و چهره حمایتی خود از آنها را در این زمینه آشکار کند. در این رویکرد معاملهای هیچ چیز به این شکل خام و بیشرفانه نمیتواند مجانی صورت گیرد و در مقابل چیزی دریافت میکند.
در مورد تأثیر منفی بر وحدت صفوف مسلمانان در آرمان فلسطین هم، من فکر نمیکنم که فرقه بهائیت بتواند تأثیر زیادی بر آگاهی ملتها بگذارد. مشکل اصلی فلسطین در زمان کنونی ما نهفته است؛ آن هم این است که «کشورهای اسلامی» آزادسازی و بازگرداندن قدس شریف را کنار بگذارند. ما میبینیم که روند عادیسازی با رژیم صهیونیستی امروز در تعدادی از کشورهای اسلامی و در سکوت مشکوک مردم اسلامی ما در حال انجام است. روندی که طبق آن برخی از این کشورها با آغوش باز از صهیونیستها استقبال کردند؛ و برخی دیگر نیز در نادانی کامل این روند را بخشی از دستاوردهای تمدنی دولتها و کشورهای عادیسازیکننده میدانند.
به نظر شما به عنوان متفکری از جهان اسلام، امت اسلامی چگونه میتوانند که در مقابل این اظهارات و مواضع بایستند؟
الراشد: امت اسلامی در طول تاریخ پر از فجایع، حوادث تلخ و جنگها، علیرغم وسعت توطئههای جهانی که آن را هدف قرار داده، موفق شده است که ایمان و دین خود را حفظ کند. امت ما امروز به برکت پیروزی بزرگ انقلاب اسلامی ایران و پیشرفت و رشدی که آن در بینش و اندیشه اسلام ایجاد شد، پیوسته به سوی دستیابی به دستاوردهای بیشتر در حرکت است؛ دستاوردهایی که تضمینکننده حفاظت و صیانت از دین مبین اسلام و حرکت هدفمند آن است. ما هماکنون فقط میتوانیم روی آگاهی و اراده ملت شرط ببندیم؛ نه فقط در مقابله با بهائیت، بلکه با آگاهی و بصیرت و تلاش برای روشنگری، ملت میتواند چنانکه بیش از هزار و چهارصد سال پیش توانست با همه اندیشههای انحرافی و اهداف مشکوک مقابله کند. همانگونه که خداوند در آیه نهم سوره الحجر نیز میفرماید: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا ٱلذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ/ما قرآن را بر تو نازل کردیم و ما هم آن را محققاً محفوظ خواهیم داشت“. بنابراین، فرقهای که نه در تاریخ دیرینه و باستانی ما و نه در واقعیت معاصر ما به آن اشاره شده است، امکان ندارد مرتبه و جایگاه دین اسلام را در میان مسلمانان در تمام نقاط جهان که براساس کلام و روش پیامبر مکرم اسلام متحد هستند، تضعیف کند.
به نظر شما موضع الازهر در قبال این اظهارات آقای مولوی عبدالحمید چیست؟ رد یا تایید…
الراشد: موضع همه فقها و علمای مسلمان اعم از سُنی و شیعه در قبال همه فرقههای گمراه و انحرافی از جمله مدعیان نبوت بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روشن و قاطع است؛ به گونهای که نمیتوان تردیدی در آن راه داد. با این دیدگاه که این گونه فرقهها، فرقههای کافر و دشمن دین واقعی اسلام هستند و همگی خواهان مبارزه با بهائیت و جلوگیری از گسترش آن به عنوان فرقهای برای دعوت به کفر، تحریف دین آسمانی و نابودی اسلام، با تمام ابزارهای موجود و مشروع بودند.
الازهر نیز مواضع روشن و قاطع خود در قبال «بهائیت» را به عنوان گروهی خارج از دین اسلام اعلام داشته است. این موضع سالها از سوی الازهر بیان شده و با توجه به برخی مواضع غیرعادی مانند موضع عبدالحمید که اخیراً مطرح شده، یک موضع اضطراری و جدید نیست؛ فردی که از بستر کلی و مواضع همه علما و فقهای امت اسلامی منحرف شد. به دلیل اهمیتی که در اینجا وجود دارد، برخی از فتاوای شیوخ و علمای الازهر درباره بهائیت را برمیشماریم تا تصویر روشن شود و امکان جعل آگاهی و مصادره بصیرت امت وجود نداشته باشد.
یک. شیخ سلیم البشری شیخ الازهر سابق به کفر «میرزا عباس» رهبر بهائیان فتوا داد؛ این فتوا در روزنامه مصر الفتاة در تاریخ ۱۹۱۰/۱۲/۲۷ شماره ۶۹۲ به چاپ رسیده است.
دو. فتوای مفتی اعظم مصر شیخ «عبدالمجید سلیم» به شماره (۲۵۲۲) در ۳ نوامبر ۱۹۳۹ صادر شد که در آن متن زیر آمده است: «این فرقه از مسلمانان نیست؛ چنانکه کسانی که عقایدشان را میدانند، این را میدانند. در این خصوص کافی است آنچه را که قانون احوال شخصیه نامیدند با توجه به احکام قانون بهائیت مرور کنیم. هر کسی که در میان آنان اصالتاً مسلمان بود و بنا بر اعتقاد خود به این فرقه پیوندند، مرتد از دین مبین اسلام میشود و خارج از آن، احکام مرتد در دین صحیح اسلام بر او جاری میشود.
سه. فتوای مفتی اعظم مصر شیخ «احمد محمد عبدالعال هریدی» به شماره (۲۴۳۹) در ۱۹۶۰/۸/۹ صادر شد که متن آن آمده بود: با پذیرش عقاید بهائیت، فرد مرتد از اسلام است و مرتد از هیچ یک از نزدیکان خود ارث نمیبرد.
چهار. فتوای شیخالازهر پیشین «جادالحق علی جادالحق» به شماره (۳۲۵) در ۱۹۶۰/۸/۱۲ که میگوید: «مسلمانان متفق القول هستند که عقایدی بهائیت یا بابیت اسلامی نیستند و و هر کس به این دین گروید مسلمان نیست و بدین ترتیب از دین اسلام مرتد میشود».
این موارد مهمترین فتاوای علمای بزرگ مسلمان درباره بهائیت است و نباید در اینجا از ذکر این نکته غافل شد که چنین صداهایی در جهان اسلام ما ناهماهنگی ایجاد میکند؛ صداهایی که برای ادغام چنین دعوتهایی که مواضع همه علما و فقهای امت اسلامی حول آنها متحد شده است، به گوش میرسند. ما نمیتوانیم این مواضع را بیگناهی یا لغزش یا خطای ناخواسته افراد فرض کنیم؛ آنها مصداق استثمار و سرمایهگذاری بد محافل استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی روی برخی شرایط امت اسلامی که در حال مبارزه با تکفیریها و صهیونیستها هستند.
انتهای پیام
منبع: فارس