بهائیت و مفهوم زمین در قیامت
بازدیدها: 2
بهائیت و مفهوم زمین در قیامت
بزرگان فرقه بهائیت منظور از قیامت در قرآن را به صورتی کاملاً متفاوت با آن چه که در اسلام وجود دارد بیان می کنند. در نگاه آن ها، قیامت امری واحد نیست بلکه واقعه ای است که تمامی ادیان الهی صورت می پذیرد. در این تعریف، قیامت در هر دین به معنای افول آن و ظهور دین و شریعتی جدید است. بر این اساس، قیامت دین حضرت عیسی (ع) با ظهور آیین اسلام رقم خورد و قیامت در دین حضرت محمد (ص) نیز با پیدایش فرقه بابیت به وقوع پیوست. در نهایت نیز، قیامت در فرقه بابیت، در نتیجه ظهور فرقه بهائیت صورت گرفت (1). اما مسلماً این تعریف با بسیاری از آیات قرآن که در ارتباط با قیامت بیان می شود، در تعارض جدی است. از این رو، رهبران فرقه بهائیت به ارائه تعریفی جدید از مفاهیم مرتبط با آیات قیامت می پردازند. یکی از این مفاهیم، مفهوم زمین است.
برداشت بهائیان از مفهوم زمین
یکی از ایراداتی که به تعریف بهائیت از قیامت وارد است، حوادثی است که بر اساس آیات قرآن در قیامت در ارتباط با زمین رقم می خورد. به عنوان مثال، خداوند متعال در قرآن می فرمایند:
“إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها، وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا، وَقَالَ الْإِنْسَانُ مَا لَهَا“. (زلزال، آیات 1-3)
“هنگامی که زمین به سخت ترین زلزله خود به لرزه در آید. و بارهای سنگین اسرار درون خویش (که گنجها و معادن و اموات و غیره است) همه را از دل خاک بیرون افکند. و (آن روز) آدمی (از فرط حیرت و اضطراب) گوید: زمین را چه پیش آمده؟“
از این رو بهائیان برای رفع این مشکل، به تغییر معنای این مفهوم می پردازند و می گویند:
“در قرآن می خوانیم (سوره حج آیه 1 و سوره زالزال آیه 1) که در روز آخرت، زمین به لرزه در خواهد آمد. اما طبق قرآن، معنای زمین، «قلوب» مردم است. در این باره قرآن می فرماید:
«قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ». یعنی قلوب مردم در آن روز لرزان (هراسان) است.
«هُنَالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِيدًا». یعنی آن گاه مؤمنین امتحان شدند و با لرزشی شدید متزلزل گشتند”. (2)
بر این اساس، بهائیان منظور از زمین را در آیات قرآن به معنای «قلوب» مردم در نظر می گیرند.
نقد برداشت بهائیان از مفهوم زمین
اولین ایرادی که به این تعریف وارد می باشد این است که نمی توان بدون هیچ قرینه ای، معنای یک مفهوم قرآنی را تغییر داد. عجیب این که حتی در یک مورد از آیات قرآن، مقصود از زمین، قلوب انسان ها نمی باشد.
دومین اشکال وارد بر ادعای بهائیت مبنی بر متفاوت بودن منظور خداوند متعال از واژه زمین با معنای اصلی آن این است که در تمامی آیات قرآن مجید، چه در ارتباط با موضوع قیامت و چه غیر آن، دقیقاً به همین زمین مادی اشاره می شود. به عنوان مثال، خداوند متعال در سوره نبأ می فرمایند:
“أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا، وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا”. (نبأ، آیات 6-7)
“آیا ما زمین را مهد آسایش خلق نگردانیدیم؟ و کوهها را عماد و نگهبان آن نساختیم؟”
چطور می توان معنای قلوب انسان ها را از این آیات الهی برداشت نمود؟
در آیات سوره معارج نیز به وضوح از همین زمین مادی سخن به میان می آید:
“يُبَصَّرُونَهُمْ يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذَابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ، وَصَاحِبَتِهِ وَأَخِيهِ، وَفَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْوِيهِ، وَمَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ يُنْجِيهِ“. (معارج، آیات 11-14)
” آنان را نشانشان می دهند [ولی به خاطر دل مشغولی خود هرگز به آنان توجه نکنند!] گنهکار آرزو می کند که ای کاش می توانست فرزندانش را در برابر عذاب آن روز فدیه و عوض دهد! و نیز همسر و برادرش را و قبیله و قومش را که [در دنیا] به او پناه می دادند. و نیز همه کسانی را که در روی زمین اند تا [این فدیه و عوض] او را [از عذاب آن روز] نجات دهد“.
خداوند متعال در این آیات، با اشاره به روز قیامت و هراس گنهکاران در این روز، می فرمایند، گنهکار برای رهایی خود آرزو می کند که ای کاش می توانست فرزندان، همسر و برادرش را در برابر عذابی که در انتظارش است فدا کند. این آیه در ادامه نیز به تمامی انسان های روی زمین اشاره می کند که فرد گنهکار آرزو می کند که ای کاش می توانست آن ها را همبه عنوان فدیه ای برای آمرزش گناهانش قربانی نماید.
بر این اساس، چه معنایی جز انسان های روی همین زمین حقیقی می توان تصور نمود؟ حال آن که آیات قبل نیز به فرزندان و همسر و برادر فرد گنهکار اشاره می کند و این قرینه گویای این است که منظور از زمین در عبارت «کسانی که روی زمین اند»، دقیقاً همین زمین مادی و دنیوی است.
موضوعات مرتبط:
بهائیت و مفهوم آتش در قیامت (بخش اول)
بهائیت و مفهوم مرگ و زندگی در قیامت (بخش اول)
معاد و قیامت در بهائیت (بخش اول)
پی نوشت ها:
1) شیرازی، علی محمد، بیان، باب سابع و از واحد ثانی.
2) جزوه رفع شبهات، سال 1388، ویرایش دوم، ص 59.
منابع:
- جزوه رفع شبهات (1388) شمسی، ویرایش دوم