ارزش کلام علی محمد باب در نظر خود وی

0

Views: 4

ارزش کلام علی محمد باب در نظر خود وی

 

علی محمد شیرازی ملقب به «باب» از شاگردان سید کاظم رشتی است. وی از 25 الی 31 سالگی از ادعای ذکریت (تفسیر قرآن کریم) شروع کرد و در طول این شش سال بارها در رابطه با مقام و جایگاه خویش تغییر نظر داد تا در نهایت به الوهیت رسید. سطح و نوع ادعاهای باب به گونه ای بود که بزرگان و علمای شیعه هم عصر وی او را دیوانه تصور می کردند. به همین دلیل نیز، زمانی که امیرکبیر به دنبال کسب اجازه شرعی از علمای آن دوران برای حکم اعدام وی بود، کمتر مجتهدی به چنین امری رغبت نشان می داد. از این رو در این نوشتار تلاش می شود که به بررسی ارزش کلام علی محمد باب در نظر خود وی پرداخته شود.

 

 

سیر تحولی علی محمد شیرازی از ذکریت به الوهیت

 

علی محمد شیرازی در طول شش سال پر فراز و نشیب دعوت خویش، تا آن جا که توانست ادعاهایی عجیب و متناقض مطرح نمود.

پس از مرگ استاد خود سید کاظم رشتی و در ابتدای دعوت در سال 1260 هجری قمری از مقام ذکریت خویش سخن گفت. بدین معنا که خود را آگاه به تفسیر و تأویلات آیات قرآن معرفی نمود.

 

پس از نزدیک به یک سال و در سال 1261 هجری قمری دم از مقام بابیت زد. شیرازی، حدیث “انا مدینه العلم و علیّ بابها” را می خواند و بر این اساس، خود را واسطه و بابی بین امام زمان (عج) و مردم می دانست. در حقیقت خود را به عنوان نائب خاصه امام عصر (ع) معرفی می کرد.

 

بعد از آن و در سال 1262 هجری قمری به ناگاه ورق برگشت و این بار ادعای مهدویت نمود. فردی که تا دیروز، خود را نائب امام دوازدهم (ع) می دانست و در سخنان خود به ستایش و تمجید از ایشان می پرداخت، به یکباره خود را مهدی موعود نامید.

 

پس از آن، در سال 1263 هجری قمری، دوباره نظر وی تغییر کرد و از نبوت خویش سخن گفت. همین ادعا آغازی بود بر این که علی محمد، این بار خود را نه تنها نسبت به مردم عادی، بلکه از انبیاء الهی و رسول خاتم (ص) نیز برتر و نسبت به آن ها اشرف بداند. علاوه براین، کتاب خود یعنی «بیان» را هم برتر از کتب پیامبران و قرآن کریم معرفی کرد.

 

همین رویه تا یک سال بعد، یعنی تا سال 1264 هجری قمری ادامه داشت. این بار علی محمد باب ادعای ربوبیت کرد و در نهایت نیز در سال 1265 هجری قمری ادعای الوهیت نمود. در حقیقت، علی محمد شیرازی به این باور رسید که خداوند دارای دو ذات ظاهری و باطنی است. ذات باطنی پروردگار را بی نام و نشان و غیرقابل توصیف دانست. اما در مقابل، ذات ظاهری باریتعالی را خودش و انبیاء الهی معرفی نمود.

 

 

ارزش کلام علی محمد باب در نظر خود وی

 

با توجه به تغییرات پی در پی در نظرات و دعاوی علی محمد باب، باید پرسید که بالاخره، کدامیک از این ادعاها درست بوده و کدامیک اشتباه؟

شیرازی، پیش از ادعای مهدویت، باب چه کسی بود؟ مگر می شود کسی هم نائب شخصی باشد و هم خود شخص؟

باب، زمانی به تمجید امام عصر (ع) می پردازد و گاهی خود را از ایشان و همه عالمیان برتر می داند.

در نهایت، آیا او برتر است یا انبیاء الهی؟

آیا کتاب او والاتر است یا کتاب رسولان الهی؟

آیا کلام او اشرف است یا کلام پیامبران خدا؟

و زمانی که کلام او در تعارض با کلام انبیاء و ائمه اطهار (ع) قرار می گیرد، کدامیک باید مرجع قرار گیرد؟

کلام او در برابر کلام قرآن و احادیث ائمه معصومین (ع) از چه جایگاهی برخوردار است؟

 

 

جالب اینجاست که خود علی محمد شیرازی، بارها به این سؤالات پاسخ می دهد و از پوچی و بی ارزشی آثارش در برابر قرآن کریم و احادیث ائمه اطهار علیهم السلام سخن می گوید. به عنوان مثال در این رابطه می نویسد؟

و کل آیاتی که خداوند از لسان من جاری فرمود، معنی و لفظ آن در مقابل یک حرف کتاب الله و کلمات اهل ‌بیت عصمت (ع) معدوم صرف است“. (صحیفه عدلیه، ص 3)

 

علی محمد باب در جایی دیگر در رابطه با بی ارزشی کلام خود در مقابل با ادعیه ائمه (ع) می گوید:

کلماتی که از لسان من جاری شده و باذن الله خواهد شد، معادل یک حرف از ادعیه اهل عصمت (سلام الله علیهم) نخواهد شد“. (صحیفه عدلیه، ص 7)

 

 

کلام آخر

سیر تاریخی زندگانی مؤسس بابیت نشان می دهد که وی حتی در رابطه با جایگاه و مرتبه خود نیز به قطعیت نرسیده، چه رسد به عقیده و باور خویش. از این رو باید پرسید، زمانی که خود علی محمد باب از بی ارزشی کلامش در برابر سخن اهل بیت علیهم السلام و قرآن کریم سخن می گوید، چرا برخی این دو را منسوخ می دانند و خود را تابع کلام شیرازی معرفی می کنند؟

 

 

موضوعات مرتبط:

آموزه های فرقه بابیه (بخش اول)

علی محمد شیرازی کیست؟ (بخش اول)

آموزه های فرقه بابیه (بخش دوم)

علی محمد شیرازی کیست؟ (بخش دوم)

 

 

 

منابع:
  • علامه مصطفوی، ح. (1386)، محاکمه و بررسی در تاریخ و عقائد و احکام باب و بهاء، ج 1، مرکز نشر آثار علامه مصطفوی، تهران، لندن، قاهره، ص 31-35
  • غفاری هشجین، ز.، کشاورز شکری، ع.، اکار، ح. (1390)، چرایی فرقه بودن بهائیت، معرفت ادیان، سال دوم، شماره دوم، ص 43-64
  • خسروپناه، ع. (1388)، سیر انتقادی در تاریخ و باورهای بهائیت، کتاب نقد، سال یازدهم، شماره پنجاه و دو و پنجاه و سه، ص 13-60
  • رضائیان فیروز آبادی، م. (1386)، فرهنگ پویا، شماره هفتم، ص 1-5
  • بارسقیان، س. (1386)، ناصرالدین شاه و فرقه بابیت: از مباحثه تا سرکوب، شهروند، شماره بیستم

 

 

نویسنده: زهرا کامکار