مانکجی لیمجی هاتریا، جاسوس انگلیس (بخش اول)

0

Views: 27

 

مانکجی لیمجی هوشنگ هاتریا، جاسوس انگلیس

 

جامعه زرتشتی که در زمان ساسانیان در اوج قدرت به سر می برد، پس از ورود اسلام به ایران و تغییر کیش در این سرزمین، جایگاه پیشین خود را از دست داد. محدودیت های به وجود آمده در این میان سبب می شد تا زرتشتیان نتوانند نقشی مناسب در امور کشوری داشته باشند. همین امر سبب مهاجرت برخی از زرتشتیان ایران به هندوستان شد و در آن جا جامعه «پارسیان هند» را تشکیل دادند. زمانی که انگلیس، هندوستان را به اشغال خود در آورد، به کشتار مردم پرداخت و میلیون ها نفر جان خود را از دست دادند. با این وجود، جامعه پارسیان به دلایل مختلف سیاسی و فرهنگی، خصوصاً در قرن نوزدهم میلادی، مورد توجه حکومت انگلستان قرار گرفتند و توانستند جایگاهی مناسب برای خود رقم زنند. در همین زمان بود که «انجمن بهبودی حال زرتشتیان ایران» شکل گرفت و مانکجی لیمجی هاتریا، نخستین نماینده آن در ایران شد.

 

 

انجمن زرتشتیان ایران و مانکجی لیمجی هاتریا

 

پس از فوت کریم خان زند در سال 1779 میلادی، در ایران آشوب و هرج و مرج شد. در این میان، دو خانواده زرتشتی که از اوضاع نابسامان کرمان جان سالم به سر برده بودند، عازم یزد شدند و در آن جا اقامت کردند. میان یکی از این دو خانواده، مردی بود به نام کیخسرویزدیار که دختری زیبا به نام گلستان بانو داشت. پس از مدتی اقامت در یزد، مردی مسلمان و بسیار ثروتمند خواهان ازدواج با دختر کیخسرویزدیار شد. همین امر سبب شد تا او که به این وصلت رضایت نداشت، به همراه خانواده از ایران مهاجرت کنند و در بمبئی ساکن گردند.

 

گلستان بانو در هند با یکی از پارسیان هند به نام فْرامجی بیکاجی ازدواج نمود و علاقه او به سرزمین خود، ایران سبب شد تا همسر و فرزندانش نیز نسبت به این کشور دلبستگی پیدا کنند و تمام تلاش خود را برای استقبال و کمک به مهاجرین که روز به روز بر تعداد آن ها افزوده می شد، نمایند. از این رو بورجُرجی فرامجی، پسر بزرگ گلستان بانو با تأسیس یک بنیاد خیریه در سال 1834 میلادی برای حمایت از ایرانیان مهاجر، گام های بلندی در این عرصه برداشت. بیست سال بعد نیز مهروانجی فرامجی، پسر سوم گلستان بانو به ارسال کمک برای بالا بردن سطح رفاه زرتشتیان در ایران مبادرت نمود. این کار او را تبدیل به یکی از بنیان گذاران «انجمن بهبودی حال زرتشتیان ایران» کرد.

 

نخستین فردی که به عنوان نماینده این انجمن به ایران اعزام شد، مانکجی لیمجی هوشنگ هاتریا بود که در سال 1854 میلادی وارد بوشهر شد.

 

 

انگلستان، حامی انجمن زرتشتیان ایران

 

پارسیان هند که پیشینه ای ایرانی داشتند، به یکباره در زمان اشغال هندوستان توسط انگلستان، جایگاه برجسته ای پیدا کردند. این امر از آن رو بسیار اهمیت دارد که درست در همین زمان، میلیون ها هندی توسط ظلم و شکنجه و قحطی ساختگی دولت انگلستان، جان خود را از دست می دادند. تنها در یکی از جنایت های این کشور در هند که به «فاجعه آمریتسار» مشهور شد، انگلیسی ها به مردم هندوستان، وعده خودمختاری در ازای کمک هندی ها به آن ها در جنگ جهانی اول را داده بودند.

اما پس از خاتمه جنگ، به قول خود عمل نکردند و همین امر سبب شد مردم اعتراض کنند. از این رو، جمعی در حدود شش هزار نفر در شهر آمریتسار گرد هم آمدند تا نسبت به این خلف وعده اعتراض نمایند. همین امر سبب شد تا دولت انگلیس، فرمان تیرباران تمامی این افراد را صادر کند و حتی بدون اعلام کوچک ترین هشداری، همه را به گلوله ببندند.

دقیقاً مشابه با همین جنایات، در سرزمین پدری پارسیان هند نیز صورت پذیرفت. استیون کینزر تنها به بخشی از آن ها اشاره و اوضاع و احوال مصیبت بار مردم ایران در زمان اشغال ایران توسط انگلیس و سلطه استعماری آن بر منابع نفتی ایران را بیان می کند. دکتر محمد قلی مجد نیز در کتاب مشهور خود با عنوان «قحطی بزرگ»، آمار کشته های ایران طی قحطی ساختگی انگلیس در سال های 1917 تا 1919 در این کشور را چیزی در حدود هشت تا ده میلیون نفر معرفی می کند.

دکتر مجد می نویسد:

” ژنرال دنسترویل، در جایی با صراحتی عجیب ضمن اظهار تأسف، به این واقعیت اعتراف کرده است که خریدهای غله از سوی انگلیسی‌ها منجر به کمبود و افزایش قیمت‌ها گردید و در نتیجه به مرگ شمار بسیاری از ایرانیان انجامید. از این عجیب‌ت ر گزارش سرگرد داناهو درباره تخلیه شهر مراغه در آستانه شکست ارتش انگلستان از ترک‌ها در سپتامبر 1918 است. انگلیسی ها که قبلاً مواد غذایی بسیاری خریده بودند، ذخیره غله شهر را در شرایط سخت قحطی از میان بردند تا به دست ترک‌های عثمانی نیفتد”. (1)

 

ادامه دارد…

 

موضوعات مرتبط:

مانکجی لیمجی هاتریا، جاسوس انگلیس (بخش دوم)

مانکجی لیمجی هاتریا، جاسوس انگلیس (بخش سوم)

منجی در آیین زرتشت (بخش اول)

مانکجی لیمجی هاتریا، جاسوس انگلیس (بخش چهارم)

مانکجی لیمجی هوشنگ هاتریا، جاسوس انگلیس (بخش پنجم)

منجی در آیین زرتشت (بخش دوم)

مانکجی لیمجی هوشنگ هاتریا، جاسوس انگلیس (بخش ششم)

مانکجی لیمجی هوشنگ هاتریا، جاسوس انگلیس (بخش هفتم)

 

 

پی نوشت ها:

1) مجد، م. (1386)، قحطی بزرگ، مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، کریمی، م. (مترجم)، تهران، دیجیتالی، فصل پنجم

 

منابع:
  • نائبیان، ج.، علی پور سیلاب، ج. (1389)، مانکجی لیمجی و جامعه زرتشتیان ایران در عصر قاجار، فصل نامه علمی پژوهشی تاریخ نامه ایران بعد از اسلام، سال اول، شماره اول، ص 129-160
  • بویس، م. (1364)، مانکجی لیمجی هاتریا در ایران، هاشم، ر. (مترجم)، چیستا، شماره بیست و ششم
  • کینزر، ا. (1382)، همه آدم های شاه، شیخ جوادی، م. (مترجم)، نشر پیکان، تهران، 100-140
  • مجد، م. (1386)، قحطی بزرگ، مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، کریمی، م. (مترجم)، تهران، دیجیتالی، فصل پنجم

 

نویسنده: زهرا کامکار